
دانلود رمان پروانه میخواهد تو را pdf از فاطمه قیامی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان پروانه میخواهد تو را
برکه سماوات دانشجوی خلبانی؛ دختری جسور و زیبا، که به خیال بزرگترهای خانواده، نشانکردهی پسرعمهی پزشکش است، میان روزمرگیهایش درگیر مسیحِ کلهخراب و جذابی میشود که ناخلفترین پسر اطرافش است و همیشه از نزدیکی به او منعش کردهاند. اما…
قسمتی از متن رمان پروانه میخواد تو را
لیوان چای به دست پشت پنجره ی هال می ایستد. تابش مستقیم آفتاب از پشت شیشه و انعکاس نور درون مردمک چشمانش گوشه ی چشمانش را چین داده و نگاهش را باریک می کند. با این حال دست از نگاه کردن به امین نمی کشد. همین دیروز بود که از خانجون ماجرای مرگ محبوبه و برگشتن امین را شنیده و طبق گفته ی خانجون میدانست که قرار است امین آخر هفته ها برای رسیدگی به باغ بیاید و باقی روزها را بغل دست آقاجان داخل مغازه بماند.
حرکات دست امین را دنبال میکند که کنار باغچه ی کوچک گوشه ی حیاط نشسته و دستکش های باغبانی را برمی دارد. گذر زمان کمی صورتش را جا افتاده و چهارشانه ترش کرده و گرنه چهره اش همان امینی ست که سال ها پیش خانه باغ را به همراه مادرش ترک کرد. صبح وقتی که اویل را به حیاط برده بود از دور او را همراه با جعبه ای پر از گل های رنگارنگ روی ایوان خانجون دیده و در همان نگاه اول دریافته بود که آن مردجوانی که در شمال دیده بود خود امین بوده و اشتباه نکرده است.
امین که بیلچه را برمیدارد و به جان خاک های داخل باغچه میفتد، نگاه گرفته و به طرف آشپرخانه ی نقلی اش می رود. چای سرد شده ی داخل لیوان را داخل سینک ریخته و لیوان را آب می کشد. سوئیچ موتور را از روی کانتر برداشته و بعد از برداشتن کلاه کاسکت سوئیت را به مقصد بهشت زهرا ترک میکند؛ قرار همیشگی پنجشنبه ها با مادر وارد حیاط که میشود؛ امین با دیدنش از کنار باغچه بلند شده و بی صدا سر به نشانه “سلام” تکان میدهد. به طرفش رفته و خیره ی چشمان کهربایی اش دست پیش می برد. چطوری پسر؟
برکه سماوات دانشجوی خلبانی؛ دختری جسور و زیبا، که به خیال بزرگترهای خانواده، نشانکردهی پسرعمهی پزشکش است، میان روزمرگیهایش درگیر مسیحِ کلهخراب و جذابی میشود که ناخلفترین پسر اطرافش است و همیشه از نزدیکی به او منعش کردهاند. اما...