ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان مست بی گناه

دانلود رمان مست بی گناه pdf از مهین عبدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان مست بی گناه 

۱۶ ساله شده بودم. در شب جشن تولدی که قرار بود جشن بله برونم باشد و خاله برایم انگشتر نشان بیاورد اما تولدم شده بود و خانواده‌ی خاله نیامده بودند…یاسین نیامده بود و من مانده بودم با دنیایی از ترس و اضطراب! من مانده بودم با این حال که دیکر دختر قبلی خانه نبودم! اما یاسین برای محرم شدن‌مان نیامد…نیامد که نیامد…یاسین رفته بود…

قسمتی از متن رمان مست بی گناه 

با صدای زهرا سر چرخاندم دختر بزرگ عمه عزیزه. چرا اگه قندون هارو ببری…لبخندی زد. باشه حتما. در همان حین مامان داخل آشپزخانه شد، چادرش را جلوتر کشید و نگاهش سینی چای را شکار کرد. تموم شد بگو بگم یکی از پسرعمه هات بیاد سینی رو ببره سنگینه یه موقع دمر میکنی آبرومون میره. سری تکان دادم و مامان سراغ قابلمه ی مرغی که روی اجاق گاز در حال پختن بود رفت. استکان ها که از چایی پر شدند نگاهی به داخل سینی انداختم. چایی نریخته بود تا مامان بخواهد حساس شود!

مامان صدا کن تموم شد. در قابلمه ی مرغ را گذاشت. خیلی خب. هنوز از آشپزخانه خارج نشده بود که صدای زنگ آیفون بلند شد متعجب زمزمه کردم. این دیگه کیه؟ اما گویی زمزمه ام چندان هم زمزمه نبود که مامان شنیده و سر چرخاند و با چشمانی که از شیطنت انگاری میدرخشید گفت: ياسين من بهش زنگ زدم بیاد دیگه همه میدونن دو مادمه و خودی… گوشه ی چشمم انگاری شروع به نبض زدن کرد و پلکم در همان قسمت شروع به لرزیدن کرد! یاسین آمده بود؟ حالا چطور با او میخواستم عادی رفتار کنم؟

من از او فرار کرده بودم من بخاطر اشتباه دیشب مان حاضر نبودم حتی لحظه ی دیگری در خانه ی خاله بمانم و حال… مامان بیرون رفته بود صدای بسته شدن در حیاط را شنیدم. قدم های ناموزونم را سمت درگاه در آشپزخانه کشیده و میان آن ایستادم. یاسین در قاب چشمانم جای گرفت. با مامان دست داد و هیچ حواسش به منی که خیره اش شده بودم نبود همراه مامان سمت پذیرایی رفت و من وارفته سر روی چهارچوب در گذاشتم. حاضر بودم تا مدت ها یاسین را نبینم اما گویی قرار شده بود تا جان به لب شدنم یاسین هم باشد!

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
۱۶ساله شده بودم. در شب جشن تولدی که قرار بود جشن بله برونم باشد و خاله برایم انگشتر نشان بیاورد اما تولدم شده بود و خانواده‌ی خاله نیامده بودند... یاسین نیامده بود و من مانده بودم با دنیایی از ترس و اضطراب! من مانده بودم با این حال که دیکر دختر قبلی خانه نبودم! اما یاسین برای محرم شدن‌مان نیامد...نیامد که نیامد...یاسین رفته بود...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مست بی گناه
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهین عبدی
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    1707
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
55,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 55,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.