
دانلود رمان تمام زمزمه های زمین pdf از بهاره حسنی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان تمام زمزمه های زمین
مرال یه عکاس طبیعته که در کودکی، پدر و مادرش از هم جدا شدن.. با این احوال در شرایط نرمالی مرال رو بزرگ کردن.. مرال پس از شنیدن خبر فوت ماهان از دوستان خانوادگیشون، به روستای خوش آب و هوایی میره که عمه اش اونجا خونه داره.. اونجا با خیام آشنا میشه که برادر ماهان بوده و اومده تا غم برادر رو فراموش کنه اما….
قسمتی از متن رمان تمام زمزمه های زمین
عمه هم چیزی نپرسید از اشپزخانه صدای آهنگ می آمد. عادت داشت زمان کار کردن موسیقی گوش بدهد. عمه شوخ و شنگ به شدت مهربان و عاطفی من، کسی بود که میشد سال ها با او هم نشین بود و هرگز حس نکرد که از او خسته شده است و دوست دارد که دیگر پیشش نباشد. معلم باز نشسته ایی که هنوز شاگردان دختر و پسرش گاهی می آمدند و به او سر می زدند. وقتی بیشتر عمر تدریس یک معلم در روستاهای کوچک می گذرد، این اتفاق عادی است.
تازه از حمام بیرون آمده بودم که ماهان با چتر و تخم مرغ، به آنجا آمد. در حالیکه موهایم را خشک می کردم، از اتاق به او که تخم مرغها را به عمه میداد و خوش و بش می کرد، سرک کشیدم و صدایش کردم به اتاق آمد و روی تخت من ولو شد و کتابی که می خواندم را در دست گرفت و ورق زد. چی شده که ماکان اومده؟ شانه اش را بالا داد. شانه اش را بالا داد. دلخور بود
چی شده؟ برگردیم تهران؟ از ایینه نگاهش کردم دلخوری اش زیاده از حد بود.
نمی دونم… فکر کنم هنوز عمه به مقدار کار داره دوست نداشتم برگردم و این تنها بهانه ایی بود که آن لحظه به ذهنم آمد.
از ایینه نگاهم کرد موشکافانه و عمیق طوریکه انگار می توانست درونم را .ببیند آن ته سرم را اعماق ذهنم را بعد از چند لحظه خیره نگاه کردن، پوزخندی زد و بدون انکه چیزی بگوید نگاهش را به کتاب داد. سشوار را خاموش کردم و رفتم و کنارش نشستم.