
دانلود رمان بیقرار pdf از مژگان بلند پروا
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، غمگین
خلاصه رمان بیقرار
«رها» دختری است که عشق و گرمای خانواده را هرگز بهتمامِ معنا نچشید. زود دل بست و زودتر هم شکست. شاید زندگی با او سرِ ناسازگاری داشت، اما در پسِ این شکستها، رگههایی از امید همچنان زنده بود …
قسمتی از متن رمان بیقرار
صداها داشت برام مفهموم میشد. سعی کردم چشام رو باز کنم، تا حدودی هم موفق شدم ولی نور سفیدی زد توی چشم و منم سریع چشام رو بستم. در همین موقع صدای نگران زهرا رو شنیدم که میگفت: رها؟ خانومی؟ چشات رو باز کن. منم که حرف گوش کن، آروم آروم چشام رو باز کردم. اولش نور سفید یه ذره اذیت میکرد ولی کم کم عادت کردم. -چی شده؟ زهرا با لحن بغض آلودی گفت: پات لیز خورد افتادی زمین… خدا بهت رحم کرد… دکتر گفت شوکه شدی فقط… یه ذره هم پات کوفته شده…. -نمیدونم، چرا پام پیچ خورد؟… زهرا: از تو انتظار بیشتری هم نمیشه داشت من: لابد. كجاست اینجا اونوقت…. زهرا: واااااای رها…
اینجا بیمارستانه دیگه. -راست میگیها… من با کیها اومدم اینجا اونوقت؟ زهرا: آقا شهاب و سهیل لطف کردن تو رو آوردن…. -ایش… میگن آدم از هر چی بدش بیاد سرش میاد همینهها… زهرا: خاک بر سرت…. اونا کمکت کردن. -حالا هر چی… من چند ساعته بیهوشم؟…. زهرا: پنج ساعت. یه نگاه به ساعت انداختم. ساعت هفت شب بود. -شهاب و سهیل کجان؟ زهرا: اونا هم بیرونن. -چرا نرفتن؟ زهرا: نمیدونم. میخواستم نذارم ولی گفتن نه. -کی مرخص میشم. زهرا پوفی کشید و گفت: اه رها کلافه شدم، چقدر سوال میپرسی دکتر گفت بعد از به هوش اومدنت. من: پس الان بریم؟ زهرا: آره…. یه نگاه به لباسام انداختم.
همون لباسا تنم بود به جز یه شنل مشکی که این طور که معلوم بود زهرا تنم کرده بود. در همین موقع در باز شد و دو تا پسرا وارد شدن. اینا هم مثل دو تفنگ دار میموننها، همه جا با همن. دوست نداشتم آدم قدر نشناسی جلوه کنم پس گفتم: شما دو نفر چرا موندید؟ زهرا جون چرا به آقایون زحمت دادی. شهاب: زهرا خانوم دوست نداشتن خانوادتون نگران شن پس ما اومدیم…. پوزخندی زدم و چیزی نگفتم. هه. خانواده. اگه بهشون میگفتی بهت جایزه میدادن برای عوض کردن بحث گفتم: بریم؟ زهرا: بریم. از تخت اومدم پایین که زهرا دستم رو گرفت. با یه حالت پرسشی نگاش کردم که گفت: میترسم سرت گیج بره… -حالا اگه گیج بره تو میتونی منو بگیری؟ خودتم میافتی که …