خلاصه کتاب:
صدای بگو و بخند بچهها و آمد و رفت کارگران، همراه با آهنگ شادی که در حال پخش بود، ناخودآگاه باعث جنبوجوش بیشتری داخل محوطه شده بود. لبخندی زدم و ماگ پرم را از روی میز برداشتم. جرعهای از چای داغم را نوشیدم و نگاهی به بالای سرم انداختم. آسمانِ آبی، با آن ابرهای دودیرنگ که جابهجای آن را لک انداخته بود، انگار آبستنِ خبرهای خوبی نبود. آن هم برای من که نیمی از دغدغهام این داخل و نیمِ دیگر آن بیرون و هنوز بار ماشین بود. -خانم مهندس؟ نگاهم بلافاصله چرخید. مرتضی کنار بخاری بزرگی که وسط محوطه عَلم شده بود ایستاد و خندان گفت: -بیا که میدونم خوراکته الان.
- نام کتاب: کابوس پر از خواب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم سلطانی
- صفحات: 1573
خلاصه کتاب:
دوستم به من خیانت کرد، اونم نه فقط با یک دختر، با ده ها دختر،من با گرفتن پول هاش ازش انتقام گرفتم و فرار کردم، ولی نمیدونستم که اون و پدرش بزرگ ترین خلافکارهای انگلیس هستن. اون منو پیدا کردولی منو نکشت، بلکه بهم تعرض کرد،نه فقط اون،بلکه پدرش هرروز به سراغم میومد و از راه هایی آزارام میدادن که ....به عنوان مجازات کاری کردم پدرش به زندان بیفته،حالا اون اومده و تنها هدفش اینه که منو برده ی خودش کنه و وقتی نابودم کرد.
- نام کتاب: خاک خون آلود
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: L-J-SHENN
- صفحات: 1123
خلاصه کتاب:
پریماه سالها قبل نامزدیش را با محمد پسر سربریز و ساکت، برهم زده! حالا که پدرش، به دلیل ورشکستگی فوت کرده و مادر پریماه دوباره ازدواج کرده است بالاجبار با دایی و زن دایی اش زندگی میکند، محمد با کوهی از عقده و دلی پر از انتقام برمیگردد تا پریماه را به عقد خود در آورد ...
- نام کتاب: ماهلین
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، مذهبی
- نویسنده: خیال الف
- صفحات: 1035
خلاصه کتاب:
دریا دختر مهربون اما بی سرزبونی که بعد از فوت مادر و پدرش زندگی روی جهنمی خودش رو با دوتا داداشش بهش نشون میده جوری که از زندگی عرش به فرش میرسه ....
- نام کتاب: لالایی برای خواب های پریشان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه اصغری
- صفحات: 1471
خلاصه کتاب:
کاوه پسر سرد و مغروری که توی حادثهی آتیش سوزی، دختر عموش رو که چهاردهسال از خودش کوچیکتره نجات میده، اما پوست بدنش توی اون حادثه میسوزه و همه معتقدن قلبش هم توی آتیش سوخته و به عاشقانههای صدفی که اونو از بچگی بزرگ کرده اعتنایی نمیکنه... چون یه حس پدرانه به صدف داره و رفتارهای صدف رو ناشی از وابستگی و جبرانِ محبتش میبینه، در حالی که درون قلبِ خودش برای این موجودِ شیطون چیزهایی هست که خلافشون رو به صدف نشون میده...
- نام کتاب: قلب سوخته
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مریم پیروند
- صفحات: 2470
خلاصه کتاب:
سامر تقوی دکتر مغز و اعصابه که با دختر عموش سمیره ازدواج کرده و بچه دار نمیشن. سامر، مریم ک یکی از مراجعینشه رو بدونه اینکه ب سمیره بگه رحمشو اجاره میکنه برا بچه دار شدن ...
- نام کتاب: هوو
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بهاره موسوی
- صفحات: 729
خلاصه کتاب:
سامر پسریه که یه مشکل بزرگ داره ..!!! مشکلی که زندگیش رو مختل کرده !! اون مبتلا به خوابگردی هست ..!!! نساء دختری با روحیه ی شاد، که عاشق پسر داییش سامر شده ..!! ایا سامر میتونه خوابگردیش رو درمان کنه؟ ایا نساء به عشق قدیمیش میرسه؟
- نام کتاب: رگ خواب
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: سارا ماه نو
خلاصه کتاب:
هدی همت کارش با همه دخترای این سرزمین فرق داره، اون یه نصاب داربست حرفه ایه که با پسر عموش یه شرکت ساختمانی دارن به نام داربست همت ! هدی تمام سعیاش رو داره میکنه تا از سایه نحس گذشته ای که مادر و پدرش رو ازش گرفته بیرون بیاد و به گذشته فکر نکنه اما درست زمانی که فکر میکنه از شر این سایه خلاص شده، با یه مهره کوچیک از گذشته مواجه میشه به نام یاکان اعتماد، که در معماری و عمران و ساخت و ساز نه تنها تو کشور، بلکه تو اروپا و آسیا حرف اول رو میزنه و نوری میشه تو تاریکی گذشته ی هدی...
- نام کتاب: مهره اعتماد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مهدیه شرفخانی
- صفحات: 1831
خلاصه کتاب:
موتور سوار غیرتی و و خشنی که سر شرطبندی دست روی دختر ممنوعه ی اوس اسد می ذاره. دختر همسایهی شیطون که خیلی وقته دلش برای آقا مهراب پس ناخلف حاج فیضی پیش نماز مسجد محل رفته اما با برگشتن ورق و قتلی که اوس اسد باعثشه همه چیز بهم می خوره... عشق ممنوعه ی مهراب و ترمه با ورود محمد ابراهیم پسر بزرگ تر حاج فیضی کم رنگ تر میشه چرا که محمد ابراهیم هم مثل برادرش عاشق ترمهس و فرشته ی نجات اوس اسد از اعدام... ولی شب عروسی...
- نام کتاب: این من بی تو
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: حدیثه ورمز
- صفحات: 4014
خلاصه کتاب:
مینو: با سر و صداهایی که یهو اومد برگشتم عقب. خودش بود.... بالاخره افتخار داد و اومد بیرون. دخترایی که تا الان برای دیدنش صبر کرده بودن هجوم بردن سمت ماشینش و اخمام رفت تو هم! احمقانه بود.... پوزخندی به خودم زدم.... من خودمم واسه همین اینجام دیگه! عکس و امضا گرفتن از اقای شمس. بعده نیم ساعت بالخره یکم دور ماشینش خلوت شد و اروم رفتم سمتش.
- نام کتاب: آغوش خالی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا قلنده
- صفحات: 3633
خلاصه کتاب:
ارمغان بدیع و یزدان مجد، زن و شوهر بازیگری که با عشق کنار هم برای سوپراستار شدن تلاش میکنند، ولی یک اشتباه یک لغزشِ ارمغان برای رسیدن به شهرت زندگیشان را به سوی پرتگاه سوق میدهد، و عملا فقط هم خانه ی هم هستند، حالا بعد از دوسال که هرکدام به تنهایی در انظارعموم دیده شدند شایعه طلاق آنها آتش به جان ارمغان می اندازد و ...
- نام کتاب: تاریکی شهرت
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، رازآلود
- نویسنده: ص مرادی
- صفحات: 2485
خلاصه کتاب:
روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته برملا شه رازهایی که تاوانش را روشنا با تموم مظلومیت و معصومیتش داده... روشنا با قلبی شکسته شاهد ازدواج خواهرش با عشقش میشه و دلیل این ازدواج هم معماییه که آرمین و روشنا در پی کشف اون راز هستند. رازی که دردی سنگین تر روی دل روشنا و آرمین میذاره تا جایی که روشنا ترک دیار میکنه و آرمین به یک مرد خشن تبدیل میشه و آوار میشه بر سر رویا تا اینکه...
- نام کتاب: شاپرک تنها
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: پروانه قدیمی
- صفحات: 1421
خلاصه کتاب:
ارمغان، تکنسین اتاق عمل که طی یه اتفاق مرموز از یک دختر خانواده دوست و برونگرا، تبدیل به دختر درونگرا که روابط باز با مردها داره، میشه. این بین بیمار تصادفی توی بیمارستان توجهاش رو جلب میکنه؛ طوری که وقتی اونو چند روز بعد کنار خیابون میبینه سوارش میکنه و استارت آشناییش با هاتف زده میشه. اما این آشنایی فقط تا زمانی که..
- نام کتاب: یکاگیر
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: فاطمه محمودی
- صفحات: 1808
خلاصه کتاب:
"اسفندماه هزار و سیصد و نود و هفت_تهران"
_ساعت شش قرار بود خونه باشی و الان ساعت یازده شبه! صدای پر خشمش در تاریکی آشپزخانه باعث شد از جا بپرم و لیوان آب در دستم بلرزد. _این پنج ساعت سرت به چه کثافط کاری بند بود که حتی وقت جواب دادن به گوشیت رو هم نداشتی؟ نگاه خشمگینش زبانم را بند می آورد... بخصوص که حالا چشمانش سرخ شده اش، نمایان گر آن درد لعنتی اش بود. دروغ چرا... ترسیده بودم! صدای بلند ضربان قلبم را به وضوح می شنیدم اما به طرز مسخره ای سعی داشتم خونسردی ام را حفظ کنم و خب... ناموفق بودم. قدمی به سمتش برداشتم و به آرامی پرسیدم: _درد داری؟
- نام کتاب: دارک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهره ابراهیمی
- صفحات: 1339
خلاصه کتاب:
مدوسا...همه فقط میدونن که مدوسا یه خائنِ اغواگر بود، زن زیبایی که نتونست پاک بمونه. اما میدونستی در حقیقت مدوسا بخاطر خیانتِ قول پاک موندنش به آتنا تنبیه نشد. اون تنبیه شد چون توی معبد پاکِ آتنا بهش تجاوز شد؟
- نام کتاب: پگاسوس
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: ماهور ابولفتحی
- صفحات: 1550
خلاصه کتاب:
داستان در مورد دختری به نام مهتابه ، که با پسری به اسم امیر عباس دوست میشن ، امیر عباس چندباری به خواستگاری مهتاب میره ، اما هر بار به دلیل شرایط بد مادیش جواب منفی میشنوه ، تا اینکه شب نامزدی مهتاب با پسر عموش با هم قرار فرار میذارن و فرار میکنن ، اما متأسفانه فردای همون روز خانواده ی مهتاب اونا رو پیدا می کنن و مهتاب و عقد پسر عموش میکنن پسر عمویی که از همون بچگی عاشق مهتاب بوده و اون و بشدت دوست داشته.
- نام کتاب: بی تو
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه درخشانی
- صفحات: 1462
خلاصه کتاب:
چهل روز از آن روزِ اول می گذرد...چهل روز پیش را یادت هست ویهان؟! آخ ببخشید، ویهان نه آرش، آرش بودی هان؟درست می گویم؟! چهل روز است که من مدام با خودم تکرار می کنم چرا؟...شاید ندانی اما، بی جوابی برایِ بعضی چرا ها خیلی می تواند کشنده باشد! چهل روز است که من لب از لب باز نکرده ام نه اینکه نتوانم نه! گمان می کنم بعضی وقت ها کلمات بی ارزش می شوند وقتی که به بزرگیِ رنجی که بر شانه هایت سنگینی می کند فکر می کنی!
- نام کتاب: دلقک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: صبا مرادی
- صفحات: 3151
خلاصه کتاب:
نازلی، تمام خانواده اش وحتی همسر برادرش پزشک هستند او برای ثابت کردن خود به آنها و اینکه رشته مورد علاقه اش (زبان انگلیسی) هم میتواند آینده ی کاری خوبی داشته باشد، با داشتن همسر و دختری ۵ ساله تصمیم به کار میگیرد، به همین منظور در شرکتی به عنوان مترجم استخدام میشود که ..
- نام کتاب: درد داشت لبخندت
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: دل آرا دشت بهشت
- صفحات: 1174
خلاصه کتاب:
همه افرادی که با او نسبت خونی نزدیک داشتند جمع شده بودند خانه شان.صدای همهمه و حرفهایشان تا اتاق خواب هم شنیده میشد. دوست داشت میرفت بیرون و تک تک شان را از خانه بیرون میکرد، اما می دانست با حضور پدری که حرف مردم برایش از هر چیزی مهم تر بود چنین اتفاقی غیر ممکن بود. مادرش طبق معمول همیشه اول در را باز کرد سرش را داخل آورد و در نهایت پرسید: _ اجازه هست بیام تو؟ خنده اش گرفت. سر تکان داد: _شما که تا اینجاش رو اومدی بقیه اش رو هم بیا دیگه. نگران دستهایش را به هم قلاب کرد: _استرس دارم هرانوش بابات تا حالا بیشتر از ده بار سراغتو گرفته. چرا بیرون نمی آیی؟ میخوای سر و صداشُ در بیاری؟
- نام کتاب: بوی موهایت چند
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: آذین بانو
- صفحات: 1616
خلاصه کتاب:
درناز دختری مستقل که ابتدای ورودش به محلهای پائین شهر، دشمنیِ گنده لات محل را برای خود میخرد در این بین، عشق قدیمیاش را میبیند....
- نام کتاب: درناز
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: غزاله جعفری
- صفحات: 2513