آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
دلی و ارسلان باهم رفتن پاساژ و چون دلارای اون روز سرو و ضعش خوب نبود یکی از بوتیک دارا تحقیرش کرد و خواست از بوتیک بیرونش کنه که ارسلان جنجالی به پا کرد که پای حراست و پلیس باز شد.
- نام کتاب: دلارای
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: حنانه فیضی
- صفحات: 5387
خلاصه کتاب:
نبات ملک زاده، دختر ۲۰ساله مهربونی که در روستایی قدیمی بزرگ شده و جز معدود آدم های روستا هست که برای ادامه تحصیل به شهر رفته است. خاقان، فرزند ارشد مرحوم جهانگیر ایزدی. مردی بسیار جذاب و مغرور و تلخ! خاقان بعد از مرگ برادر و همسربرادرش، مجرم را به زندان انداخته و فرزند پنج ماهه برادرش را به سرپرستی گرفته است. و اما نبات مجبور به خونبس شدن میشود تا تک برادر خودش را از پای مرگ نجات بدهد....!!!
- نام کتاب: ضماد
- ژانر: عاشقانه، خونسبی، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: پرستو اسحقی
- صفحات: 2889
خلاصه کتاب:
دختری که توی دانشگاهش با استادی آشنا میشه که بعدها تبدیل به اربابش میشه. ولی داستان اینجوری نمیمونه و دختر داستان میفهمه که گرایشش چیز دیگه ای هست و بعد با یه پسر دیگه ای آشنا میشه و ...
- نام کتاب: حقارت یک صدف
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: Helia_hsnpr
- صفحات: 282
خلاصه کتاب:
محسن برادر گلاویژ برای انتقام و شکنجه، عکس های برهنه اش رو برای نامزد گلاویژ فرستاد.. عکس هایی رو نشون عماد داد که هیچ وقت واقعیت نداشت...
- نام کتاب: گلاویژ
- ژانر: عاشقانه، معمایی، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: شبنم کرمی
- صفحات: 1841
خلاصه کتاب:
دختری به نام مرسده که با پدرش زندگی میکنه و خانواده مادری نداره و بنا به دلایلی باید با پسر عموش باشه... خودش این رو دوست نداره چون متوجه نگاه های اون به خودش شده اما چون بچه است و چیزی نمیدونه فقط یه حس بد داره حسی مثل تنفر! تا اینکه ...
- نام کتاب: مرسده
- ژانر: عاشقانه، اجباری
- نویسنده: داوود بختیاری دانشور
- صفحات: 320
خلاصه کتاب:
سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته...خیلی اتفاقی توتلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد رابطه میشه...سایه بهش اعتماد میکنه وحرفاشون از مساعل عادی به گفتن فانتزی های جنسی میرسه اما این رابطه مجازی باقی نمیمونه و سایه خودشو وسط یه رابطه ی مخفی و ممنوعه بامردی که میخواد فانتزی هاشو عملی کنه میبینه...
- نام کتاب: کاژه
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام، رئال، خانوادگی، بزرگسالان، بر اساس واقعیت
- نویسنده: سارا_ص
- صفحات: 1242
خلاصه کتاب:
دختری به اسم ترانه که به خاطر وابستگی عاطفی، که به بچه همسر اول، شوهر قمار باز و خائن و بی غیرتش پیدا کرده مجبوره باهاش زندگی کنه و زیر بار هر خفتی بره چون میترسه با طلاق گرفتن دیگه اون بچه رو نبینه .....
- نام کتاب: زنانگی
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: فروغ خوانساری مقدم
- صفحات: 5686
خلاصه کتاب:
گوهر زنی چهل ساله که بعد فوت شوهرش تو مجازی با پسری آشنا میشه که همسن دخترشه .... گوهر محبت ندیده به حدی دلبسته شاهرخ میشه که متوجه نیت اون نمیشه و پای شاهرخ و تو زندگی خودش باز میکنه.. همه چی از جایی شروع میشه که شاهرخ دلبسته ی گیوا(دختر گوهر) میشه!! و حماقتی که تبدیل شد به...
- نام کتاب: گیوا
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: راحلهdm
- صفحات: 3592
خلاصه کتاب:
خاوین قوام، تک پسر حاجنصرتالله قوام، صاحب بزرگترین و بهنامترین شرکت حمل و نقل دریایی ایران، از تاجرهای سرشناس است. پسری که برخلاف اعتقادات سفت و سخت پدرش تفریحات و عیاشیهای مختص به خودش دارد و قرار است بعد از ازدواجش با دخترعمویش تک فرزندِ عنایتالله قوام، تمام ثروت خاندان قوام به نام او و مهلا شود.اما یک شب در جزیرهی کیش بقایای جامانده از رابطهی پنهانش کار دستش میدهد و خدمتکار هتل یک ماه بعد با جواب مثبت بارداریاش، درست در شب عروسی خاوین و مهلا، دنیا را روی سر خاوین و آیندهاش خراب میکند تا قصه در تقابلی تنگاتنگ میان عشق و نفرت، مسیر پرچالشی را طی کند.
- نام کتاب: خاوین
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، بزرگسال
- نویسنده: ساقی میر
- صفحات: 1228
خلاصه کتاب:
ماجرای دختری نخبه اما سرکش که دختر سردار بزرگ ارتش ایرانه و مخالفت زیای با عقاید پدرش داره و توی مسیری قرار می گیره و با مردی اغواگر اما قاتل رو به رو میشه....
- نام کتاب: پرواز ققنوس
- ژانر: عاشقانه، مافیایی، بزرگسالی، هیجانی
- نویسنده: زهرا
- صفحات: 1297
خلاصه کتاب:
بعد از یک عروسی رویایی و یه صبح دل انگیز هانا و عثمان زندگی مشترک خود را شروع میکنند. اما هر لحظه یک رسم جدید و یک اتفاق جدید آنها را سوپرایز میکند. مخصوصا که پسری با شباهت بی نهایت به عثمان... پیدا می شود...
- نام کتاب: وارث شیخ
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال، ماجراجویی
- نویسنده: ساحل
- صفحات: 380
خلاصه کتاب:
دوست من یه چیز ارزشمند از سردسته ی مافیا دزدید.!
آخرین همسرش رو که به خاطر زیبایی خیره کننده اش، بهش لقب پرنسس خورشید داده بودند. اونا فرار کردند و منو تو لونه شیر جا گذاشتند. حالا من تو چنگ رئیس مافیا اسیر شدم. مردی عضلانی وحشتناک: همسرکُش. در حالی که سر و صورتم از کتک هایی که خوردم کبوده، اون عاقبتم رو توی صورتم تف میکنه: از این به بعد مال منی.
- نام کتاب: انتقام و آبرو (جلد اول)
- ژانر: مافیایی، دارک، اجباری، بزرگسال، انتقامی، اربابی، هیجانی
- نویسنده: لیانا دیاکو
- صفحات: 437
خلاصه کتاب:
حامی مردی ثروتمند، خشن، قلدر و قدرتمندیه که عاشق خواهر ناتنی خودش پناه میشه و برای اینکه اونو مال خودش بکنه بهش دست درازی میکنه، پناه قصد داره خودشو از حامی دور کنه و همه چیز رو مخفی کنه، اقدام به ترمیم میکنه ولی به طور اتفاقی متوجه ی باردار شدن ناخواسته اش میشه. وحشت زده دست به سقط میزنه که حامی از وجود بچه اش با خبر میشه و ..
- نام کتاب: خانوم باش
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: ونوس
- صفحات: 1586
خلاصه کتاب:
دختری که بخاطر بی پولی و بی کسی مجبور میشه تو عمارتی مشغول بکارشه که صاحب اون عمارت مردیه که...... پایان خوش
- نام کتاب: خدمتکار عمارت
- ژانر: عاشقانه، صحنه دار، اربابی، بزرگسال، اروتیک
- نویسنده: لعیالام
- صفحات: 1010
خلاصه کتاب:
دختر لوند و جذاب که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این اقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون... هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره....چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یه جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هردختری و دختر قصمون هنوز دلش بااونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و اتشین....
- نام کتاب: بچه بسیجی
- ژانر: عاشقانه، کل کلی، استاد دانشجو، بزرگسال
- نویسنده: شادی قربانی
- صفحات: 1063
خلاصه کتاب:
جانا دختری که سالها پیش طی یک حادثه پدر و مادرش را از دست میدهد و زمانی که میفهمد پدر و مادرش به دست پرویز فولادوند به قتل رسیده اند تصمیم میگیرد برای انتقام به عمارت فولادوند ها برود و کاری کند که پسر پرویز فولادوند یعنی مسیحا فولادوند عاشقش شود تا بتواند از این قضیه سو استفاده کند و انتقامش را به نحو احسن بگیرد،غافل از اینکه مسیحا یک مرد عادی نیست،او درگیر یک بیماری روانی است و با وجود گذشته ی نامعلوم و شخصیت مرموز اش جانا پشیمان شده می خواهد به هر نحوی از آن عمارت شوم فرار کند ولیکن موانعی سد راه اش می شود ...
- نام کتاب: پارادوکس چشمانش
- ژانر: عاشقانه، پلیسی، معمایی، اجتماعی، هیجانی، بزرگسال، صحنه دار
- نویسنده: آلما شایسته
- صفحات: 1302
خلاصه کتاب:
تیدا یه دختر بچه روستاییه که تو سن ۱۵سالگی با خان روستا ازدواج میکنه در این بین بهروز برادر شوهر تیدا برای عروسی اونها میاد و وقتی تیدا رو میبینه عاشقش میشه و از اون به بعد سعی میکنه خودشو به تیدا نزدیک کنه و باید دید تیدا کدومو انتخاب میکنه...
- نام کتاب: دیو و دلبر
- ژانر: عاشقانه، اربابی، بزرگسال
- نویسنده: MH Novel
- صفحات: 976
خلاصه کتاب:
-بابایی یه صدای کوچیک زمزمه کرد. کاملا بی حرکت دراز میکشم و چشمام رو بسته نگه می دارم هشدار گوشیم برای ساعت شیش و هنوز زنگ نخورده اما دخترام حداقل بیست دقیقه ست که بیدارن صدای حرف زدنشون رو از دیوار نازکی که اتاق من رو از اتاق اونا در آپارتمان ارزونم جدا میکنه شنیدم. الان دارن بازی مورد علاقه شون رو میکنن اینکه کنار تختم زمانی که خوابیدم بایستند و درباره م چرت و پرت بگن -بابایی صدا الان يكم بلندتر شده و متوجه شدم اون صدای دختر پنج سالهم، لوناست -صدای خرناس کشیدنت رو شنیدیم به پاسوم بازی ادامه میدم فقط محض یادآوری میگم من هیچ خرناس کوفتی ای نمی کشم. لونا بازی رو شروع میکنه: بابایی همیشه وقتی میخوابه خیلی بامزه میشه اینجور فکر نمی کنی؟ -آره. این هالی یه ، دختر هشت سالهم. از خودش چهره ای عبوسی در میاره و با دماغش وقتی نفس میکشه صداهای عجیبی در میاره -آره و اون خیلی پرموئه...
- نام کتاب: شعله ور
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال، اروتیک
- نویسنده: ملانی هارلو
- صفحات: 852
خلاصه کتاب:
گیلدا دختر به شدت زیبا و جذاب که خانوادشو از دست داده و پیش داداشش زندگی میکنه یه روز که داداشش به ماموریت رفته زنداداشش اونو به یه نفر میفروشه تا اونو با خودش به هند ببره و اونجا پرستار ماهاراجه مردی فلج بشه...
- نام کتاب: ماهاراجه
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال، اجباری
- نویسنده: مهتاب_ر
- صفحات: 372
خلاصه کتاب:
میشه گفت من دختری در شرایط سخت بودم و اون شوالیه من با زره درخشان بود. اما دقیقتر بخوام بگم من دختری بودم که بدشانسی زیادی داشت و اون پسری بود با هیکل عضلانی و خالکوبیهای زیاد! جود لاکتی معروف به «لاکی» فقط یک کارگر ساختمانی جذاب و متفکر نبود. اون قهرمان شخصی من بود که به نظر میرسید در مکان و زمان مناسب همیشه کنارم حضور داشت. مثل زمانی که ماشینم خراب شد و به یه سواری به خونه نیاز داشتم و زمانی که روی پیادهرو درست روبروش پخش زمین شدم و باید به اورژانس منتقل میشدم. اون لحظات دقیقاً بهترین لحظات من نبودن، اما برای اون بود. ما با هم دوست شدیم و مهم نبود که ۱۶ سال از من بزرگتره. ما وجوه مشترک زیادی داشتیم؛ مثلا عشقمون به موسیقی راک کلاسیک و ماشینهای سریع قدیمی و گذشتههای دردناکمون که ما رو نسبت به عشق و روابط بدبین کرده بود. داستانی آرام و شیرین اما جذاب و عاشقانه، ازدواج مصلحتی با اختلاف سنی بالا!
- نام کتاب: بوسیدن عروس ممنوع
- ژانر: عاشقانه، اروتیک، بزرگسال
- نویسنده: کاریان کول
- صفحات: 1084