خلاصه کتاب:
رستا از نوجونی شیفته ی پسر همسایشون هست و روش کراش داره. پسری که برادر همکلاسیشه! پسری که مرموزه، مغروره و هیچوقت رستارو تحویل نمیگیره اما همه چیز وقتی عجیب میشه که در کمال ناباوری متوجه میشه فرزام قراره بیاد خواستگاریش. اون هم فرزامی که هیچوقت تحویلش نمیگرفت و رستا که بشدت رو این آدم مبهم و جذاب کراش داره واسه جلب توجه فرزام و از دست ندادنش حاضر میشه روز خواستگاری….
خلاصه کتاب:
آیه دختری جوان که همسرش درست شب عروسی باعث قتل میشه و برای رهایی محبور به طلاق آیه و ازدواج با شخصی دیگر میشه و آیه برای انتقام زندگی خودش و بهترین دوسش پا توی شرکت کسی می ذاره که باعث بدبختی آیه و بهترین دوستش هست…اون شخص کسی نیست جز «آیهان حکمت» مردی مغرور و خودخواه که…
خلاصه کتاب:
عشقی یه طرفه و ممنوعه که بدجور دختر داستان رو اسیر کرده. سموئیل پسر یهودی و خاص و مرموزی که فاطمه به شدت عاشقش میشه! جلوی چشم های فاطمه اتفاقات خاصی بین سموئیل و دخترخاله ش می افته که حسابی فاطمه رو عصبی می کنه تا اینکه….
خلاصه کتاب:
رِیِس Reyes یک مرد تسخیر شده است. مقید به شیطان درد، که او را از شناخت لذت منع می کند. با این حال، او بیش از نفس، یک زن فانی به نام دانیکا فورد danika ford را دارد و برای ادعای او دست به هر کاری میزند… حتی از خدایان هم سرپیچی میکند. دانیکا در حال فرار است. او برای ماهها از لرد های جهان زیرین، جنگجویان جاودانی که تا زمانی که او و خانوادهاش نابود نشوند، آرام نخواهند گرفت، گریخته است. اما رویاهای او توسط Reyes تسخیر شده است، جنگجویی که او نمی تواند لمس او را فراموش کند. با این حال، آینده ای در کنار هم می تواند به معنای مرگ برای هر دوی آنها باشد…
خلاصه کتاب:اون به عنوان تاریک ترین جنگجو شناخته شده بود. ماالک هامیت، مِریا. پادشاه مردگان. بیشتر از همه اینا بود، چون اون ارباب دنیای زیرین بود. مدت ها پیش جعبه پاندورا رو باز کرده بود، جعبه قدرتمندی که از استخوانای یه الهه ساخته شده بود و گروهی از شیاطین رو روی زمین رها کرد. به عنوان تنبیه، اون و جنگجوهایی که بهش کمک کرده بودن مجبور شدن اون شیاطین رو درونشون نگه دارن، نور و تاریکی، نظم و هرج و مرج ادغام شد، تا زمانی که به سختی تونستن افسارشون رو به عنوان جنگجوهایی آموزش دیده به دست بگیرن….
خلاصه کتاب:اَشلین دِرو، در تمام طول زندگیش به خاطر شنیدن صداهایی که مربوط به گذشته هستن،رنج کشیده. برای تموم کردن این کابوس، به بوداپست میره تا از مردی که شایعه شده قدرت های ماوراالطبیعه داره، کمک بخواد؛ بدون اینکه بدونه در دست مَدِکس می افته که خطرناک ترین عضو یک گروهه و مردیه که در جهنم خودش گیر افتاده. مدکس، توسط شیطانی به اسم “خشونت” تسخیر شده و محکومه که هر نیمه شب بمیره و به جهنم بره وگرنه شیطانش آزاد میشه و…
خلاصه کتاب:
عود مجدد بیماری روانی کاوه باعث میشود که تصمیم بگیرد تا همراه همسرش آیدا به روستای پدری اش برگردد.. روستای متروکه ای که میگویند چهارسال پیش بر اثر زلزله همه ساکنینش رو از دست داده.. روستایی که شب ها بجای صدای زوزه گرگها، صدای شیون زنی به گوش میرسد و خانه ای که مدفن بزرگترین راز زندگی کاوه است.. حقایق برملا و توهمات کاوه از نو شروع میشود.. روستا تصمیم گرفته بعد از ۲۰ سال دوباره قربانی بگیرد.. قربانی که به نظر میرسد این بار آیداست ………….
خلاصه کتاب:
همتا زنی مطلقه و ۲۳ ساله زیبا و دلبر توی دادگاه طلاقش با حاج مهراد فوق العاده جذاب که سیاست مدارم هست آشنا میشه اما حاجی با دیدنش یاد بزرگ ترین راز زندگی خودش میافته... همین راز اونارو توی یک مسیر ممنوعه قرار میده...
خلاصه کتاب:
من و تو....من در دنیای شاهانه ی خودم...و تو در عالمه دودیه خودت....هر دو دنیای متفاوتی داریم...اما من ناگاه.... با دیدار چشمانت دل به تو باختم...چشمانی به رنگ خاکستر...که شعله عشق را در وجودم دمید...اما ناگاه.....ادمی از جنس سنگ.... سعی در جدایی ما دارد...تو محافظم باش.... من چون شیشه ضعیفم...
کمکم کن تا در این عاشقی همراهت باشم...
خلاصه کتاب:
قصه از عمارت مرگ شروع میشود؛ از خانهای مرموز در نقطهای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیدا کردن محموله های گمشدهی دلار و رفتن به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری میکند تا لاشهی رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی که ردپای سرگرد امیر مهدی رَها، بر برف های خونین، جا مانده و برچسب "پلیس خاطی" هر لحظه بیشتر به این نام وصل میشود؛ به نام مردی که یکروزی در گذشته بوی نان گرم میداد و حالا مدت هاست که کنج سلول انفرادیاش، بوی خونِ آدمی زاد میدهد! اما حنا به این مرد باور دارد، باوری از جنس ایمان….
خلاصه کتاب:
سبحان با ازدواج مخفیانه با دختر عموی خود ریحانه باعث ریشه دار شدن کینه ی قدیمی مادر خود می شود برای تمام کردن این ازدواج دسیسه های مختلف ساخته میشود اما وجود یک نامه…
خلاصه کتاب:
ماهِل دختری اهل سیستان و بلوچستان (که توسط یه گاندو یکی از دستاش رو از مچ از دست داده) توی خانواده ای به دنیا اومده و بزرگ شده که چند همسری برای مردان مشکلی نیست.. ماهل با نریمان (مردی که همسرش رو طلاق داده و یه دختر داره) یک مجموعه حیوانات رو توی شهر خودش بنا کرده و اداره میکنه.. به تازگی دکتری به اسم بالاچ ریگی به منطقه اومده که به بهونه ترمیم دست مصنوعی ماهل، قصد نزدیکی به او روداره.. از طرفی دیگه جدگال پسر فعال و باهوشیه که برای بهتر شدن مجموعه، به تازگی استخدام شده و…..
خلاصه کتاب:
شیطان اینه؟ با تعجب به منصور نگاهی انداختم...اره قربان اینه اما.اینکه. اره یه زنه؟ گول قیافه مظلومشو نخورید قربان، مارمولکی که دومی نداره.. متعجب به دختر روبه روم نگاهی انداختم چشمان کشیده،قد متوسط،اندام مزون می بینی اقا چشماش خدای شرارته بهش میگن شیطان ساکت این دختر بیشتر به الههی زیبای رم باستان می خورد تا شیطان ساکت... چرا ساکت چون اون لالِ قربان بی اختیار قهقهای زدم یک دختر بچه لال اینجوری تن و بدن این نره غولها رو لرزونده؟ پاشو خودتو جمع کن مرد از سن و سالت خجالت نمیکشی از قدو قواره دومتریت خجالت بکش منصور با شرمندگی سرش رو پایین انداخت دوباره نگاه یخیم رو به دخترک دادم... هه این بیشتر بهش میخوره مایه سرگرمی باشه تا قاتل هنوز حرف از دهنم خارج نشده بود که..
خلاصه کتاب:
من گلبرگم، شب زایمانم از خونه ی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمه شب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوش قد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته ولی اون مرد بود و منم پر از خواستن...
خلاصه کتاب:
حق من اين نبود... همون طور كه به ميز قديمي تكيه داده بود، گفت: حق رو به من و تو نميدن. فلهاي ميدن جونم. ما هم فلهاي حساب كرديم. فلهاي؟ واسه همين واسه شما ارزون تر در اومد. خدا بده بركت. پوزخند در جا نقش بست: بركتم داره؟ معلومه كه داره. عرق جبينهها. حلالتر از حلال
خلاصه کتاب:
هامون و دختری که با او زندگی میکند منتظر تولد فرزندشان هستند، اما جنین به دلائل نامعلومی سقط میشود. هامون که فکر میکند مشکل از هستی است به او دلداری میدهد. اما جواب دکتر هر دو را متحیر میکند، مشکل از خود هامون است و دیگر قادر به بچهدار شدن نیست و این موضوع باعث میشود هستی یک صبح او را برای همیشه ترک کند. هامون بعد از آن ماجرا به مشکلات مالی دچار میشود و در این میان سلوا یکی از همکلاسیهای قدیمی او حاضر میشود نقش زن باردار هامون را بازی کند تا او بتواند حق و حقوق خودش را از خانواده اش بگیرد. غافل از اینکه سلوا پنهانی دل در گرو هامون دارد و این شروع سفری پر ماجراست...
خلاصه کتاب:
راه های نرفته بسیارند رازهای نادانسته نیز و زندگی کتابی ست که فصل های ناخوانده بسیار دارد. مگو:
تا کی تا چند ؟ کتاب را ورق بزن گام بردار زندگی بر چکاد عشق روزی گل خواهد داد .
خلاصه کتاب:
رها از جانان خداحافظی کرد و گوشی کرم رنگ را سرجایش میگذاشت که صدای همسرش را شنید که با خنده میگفت: غمت نباشه من عاشقتم. رها منتظر ماند تا حرف های عشقش تمام بشود وبعد با خوشحالی تماس تلفنی را قطع کرد و مشغول مرتب کردن صفحه میز کارش شد همچنان گرم تمیز کردن بود که بیاختیار آهی از سینه اش بیرون جهید.
خلاصه کتاب:
علی، مردی مذهبی و سر به زیره که برای گرفتن حق برادرش دختر دشمنشون رو میدزده ، دختری که تازه از آلمان برگشته و در قید و بندهیچی نیست و حسابی دل از پسرمونن میبره!
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.