
دانلود رمان پرواز ققنوس pdf از زهرا
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال، مافیایی
خلاصه رمان پرواز ققنوس
ماجرای دختری نخبه اما سرکش که دختر سردار بزرگ ارتش ایرانه و مخالفت زیای با عقاید پدرش داره و توی مسیری قرار می گیره و با مردی اغواگر اما قاتل رو به رو میشه….
قسمتی از متن رمان پرواز ققنوس
جیغ مامان و چشم های درشت اوا باعث شد خنده بلندی سر بدم. برای اینکه بحث رو کوتاه کنم به سرعت مشغول جویدن شدم که مامان با اصرار گفت: بحثو عوض نکن، امشب همگی باهم میریم بابات قبل رفتن تاکید کرد که امشب باید بیای و گر..لیوانم رو روی میز کوبیدم و بی توجه به همه چیز با صدای بلندی گفتم: وگرنه چی؟ وگرنه چی مامان؟ دقیقا می خواد چیو از من بگیره دیگه؟ اقا جون زوره مگه نمیام. نمیام. هیچ جهنمی نمیام.
از روی صندلی بلند شده و خیره در چشم های رنجیده اش گفتم: اصلا می دونی چیه، جایی که ادمایی مثل بابا باشن من پامو هم نمیذارم. نمی خوام چشمم به هیچکدومشون بخوره تو خونه از دست یکیشون به حد کافی دارم تنبیه میشم از همه بحثای سیاسی و وطن پرستی مسخرشون بدم میاد. همین که بچه ها بهم میگن آقازاده برام یه ننگه مامان با حرص از جا بلند شد اما مثل همیشه فقط دست بلند کرد اما نتونست اسیبی بزنه. نگاهی به چشماش کرده و با لحنی که اصلا نمی خواستم از حال خرابم چیزی اشکار بشه گفتم:
من نمیام مامان شمام هر کاری دوست داری بکن و قبل از اینکه بخوام کلام دیگه ای بگم سمت اتاقم دویده و به سرعت لباسم رو عوض کردم. کوله لک شدهام رو از زیر تختم برداشته و مغنه ام رو کج و کوله روی سرم انداخته و بعد از اتاق بیرون زدم حتی نیم نگاهی به چهره هاشون نکرده و از کنارشون رد شدم. کتونی هام رو با حرص پا زدم حوصله انتظار برای اسانسور رو نداشته و دوان دوان از پله ها پایین رفتم. لعنتی، گند زدن به روزم…