
دانلود رمان جنایت با طعم عشق pdf از شیرین سعادتی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی
خلاصه رمان جنایت با طعم عشق
تو گذشته اتفاقاتی افتاده و حالا یه سرگرد زخم خورده دنبال قاتل پدرشه و یه دختر معصوم که داره قربانی میشه…سرنوشت این دو نفر چی میشه!؟…
قسمتی از متن رمان جنایت با طعم عشق
راتین: آره…خیلی. پدرم از پدرت خیلی برای مادرم تعریف میکرد…حتی چند باری هم به خونه امون اومده بود و همو دیده بودن…مادرمم از وقتی فهمید تو وجود داری همه اش دوست داشت ببینتت.. ولی نمیشد. آروم تر ادامه داد: میدونی بابای تو عموی من بود. با فکر بابا بغضم گرفت. چقدر دلم میخواست ببینمش اما چی شد؟ به جز اون از مادرمم جدا شدم..گفتم: معلومه خیلی به هم نزدیک بودن.. راتین: آره.. بغض نکن. یهو گر گرفتم!.. چی گفت؟.. بغض نکنم؟.. چقدر تیزه!.. اصلا براش مهمه!؟
راتین:خب من به پدرت میگفتم. عمو، میبینی یه جورایی شدی دختر عموم! با یه حالت بامزه ای که ازش بعید بود این رو گفت که باعث شد بخندم. نگاهش کردم لبخند کمرنگی روی لبش بود انگار که خیالش راحته زمزمه کردم پدرم چه جور مردی بود؟.. مهربون بود؟ راتین باز اخم ظریفی نشست رو پیشونیش و صداش بم شده بود.. راتین: آره خوب یادمه یه مرد قد بلند با چشم های خاکستری رنگ که توش آرامش و محبت موج میزد.. من یازده سالم بود که دیگه نه پدر تو رو و نه پدر خودمو ندیدم…ولی حرفهاشون خنده هاشون هنوز یادمه.. پدرت، دختر دوست داشت.
سرم رفت پایین و اشک چشم هامو نیش زد. راتین: میگفت دوست دارم بچه اولم دختر باشه که صفه نیمه به خواستش رسید… صاحب یه دختر چشم خاکستریه خوشگل و مهربون شد! از حرفش تعجب کردم و لبخند کجی زدم لابد گفت که از این حال در بیام اما…زمزمه کردم که این شد بچه اول و آخرش و هیچوقت ندیدش! راتین سکوت کرد…ولی من دیدم که فرمون رو تو دستهاش فشار داد..اون چشه؟… پووووف ریما کافیه.. حاله پسر مردم رو هم گرفتی! سرمو دادم بالا تو گفتی پدرت شرکت داشته و حالا خودت یه سرگردی.. پس چی شد؟