ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان پاسار

دانلود رمان پاسار pdf از الف_کلانتری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، معمایی

خلاصه رمان پاسار 

امیرحسین فقط مادربزرگش را دوست دارد… بقیه؟ خاطراتی تلخ از یک کودکی سخت و پر از رنج. حالا که خودش را از چنگ گذشته رها کرده، ظهور ابوذر و ساعدی، پرده از اسرار شوک‌ آور خانواده برمی‌دارد. آیا او می‌تواند با این حقیقت تلخ روبه‌رو شود؟

قسمتی از متن رمان پاسار

امیر حسین بی تفاوت شانه بالا انداخت و کف پاهایش را محکم تر روی فرش کشید و زل زد به عقربه های ساعت مچی اش. نه دلیل اصرار را فهمیده بود و نه خواسته بود بداند که چرا باید خواب چند ساعته را بی خیال شود و اینجا بنشیند. امیر سام پیامکی ارسال کرد و با کنجکاوی منتظر ماند جوابی بگیرد. پیام تازه ارسال شده بود که جوابی فوری دریافت کرد خواند و گوشه ی لباش کش آمد. امیرحسین که متوجه این حال شده بود، پوزخند بی حوصله ای زد و رو برگرداند. تا مروارید مقداری آجیل توی پیاله ریخت و لیوانی شریت آماده کرد زنگ آیفون بلند شد و امیرسام بدون معطلی به طرف در دوید و با لبی خندان و خُلقی خوش در را باز کرد و به استقبال عمو و زن عمو خود رفت.

امیرحسین از مادرش تشکری مختصر کرد و بلند شد. ترجیح میداد زودتر بداند چه خبر است و بعد راهش را بکشد و برود. عمویش زودتر وارد خانه شد و با چهره ای جدی و برافروخته روبه روی او و مادرش ایستاد. آمد سلامی زمزمه کند که زن عمویش مهلت نداد و به تندی گفت مگه من دخترم رو از سر راه آوردم که هر روز اسم یکی از بچه هات رو میذاری دنبال اسمش و آبرومون رو همه جا میبری مروارید جان؟ لبخندِ امیر سام روی لبهایش خشکید. مروارید خیره به دهانِ جاری اش مات مانده بود و امیرحسین سرش را با تأنی بالا گرفت و زل زد به چشم های عمویی که در برابرشان سکوت اختیار کرده بود تا همسرش جولان دهد.

ملیحه که دید صدای اعتراضش همه را خاموش کرده، بند کیف دستی اش را محکم تر فشرد و دهان باز کرد بیشتر گلایه کند که امیرحسین قدمی جلو رفت و گفت طویله نیست که همه توش سر هم دیگه داد بزنیم. خونه ست آرومم حرف بزنید، اهل این خونه گوش میدن. من بايد اسم دخترم رو هر روز از زبون فک و فامیل بشنوم که میگن بالاخره قرعه افتاد به نام کدوم پسر داریوش؟! خدابیامرزه بابات رو، تا بود ما همچین مصيبتي نداشتیم. کسی جرأت نداشت حرف از پروا بزنه ولی الان که یک ساله تو بزرگ این خونه شدی باید این اوضاع ما باشه؟ این جوری باید حرف در مورد دخترمون بشنویم؟

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
امیر حسین فقط مادربزرگش را دوست دارد... بقیه؟ خاطراتی تلخ از یک کودکی سخت و پر از رنج. حالا که خودش را از چنگ گذشته رها کرده، ظهور ابوذر و ساعدی، پرده از اسرار شوک‌ آور خانواده برمی‌دارد. آیا او می‌تواند با این حقیقت تلخ روبه‌رو شود؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    پاسار
  • ژانر
    عاشقانه، معمایی
  • نویسنده
    الف_کلانتری
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    2389
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.