ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان پناه اجباری

دانلود رمان پناه اجباری pdf از thunder_kiz و ayda_m

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه 

خلاصه رمان پناه اجباری 

آدم‌ کوچولوها در این روایت، نماد روح انسان‌ هایی هستند که زودتر از موعد با رنج آشنا شده‌ اند. شخصیت اصلی، کودکی که به جای بازی کردن، بار غم بزرگ‌ترها را حمل می‌ کند و در این راه، بخشی از معصومیتش را از دست می‌ دهد. نقطه اوج لحظه‌ای است که می‌فهمد پناه واقعی در درون خودش است، نه در دیگران. در پایان او با تمام زخم‌ هایش رشد می‌ کند و به جای انتظار کشیدن برای یک ناجی، خودش منبع امید می‌ شود.

قسمتی از متن رمان پناه اجباری 

بعد از کاراي عمه خانوم رفتم تو اتاقم. خداروشکر اون پسره رو دیگه ندیده بودم. دنبال روسریم گشتم، ولی نبود. اعصابم داشت خورد میشد. مطمئن بودم گذاشته بودمش روي صندلی ولی نبود. رفتم سمت لباسایی که برام خریده بود یکی از دامنا رو برداشتم. با دست پارش کردم، خیلی نامنظم پاره شد ولی بهتر از هیچی بود. سه گوشش کردم و انداختم روي سرم. خودم رو توي اینه نگاه کردم. خیلی خنده دار شده بودم ولی نمیشد کاریش کرد. رفتم پایین غذاش رو ریختم تو ظرف گذاشتمش روي میز اشپزخونه. با بلند شدن بوي غذا تازه فهمیدم چقدر گرسنمه. ولی براي من غذا نخریده بود. اشکال نداره.اینم میگذره.

اومدم صداش کنم که دیدم دم در اشپزخونه وایساده و داره جدي نگام میکنه. اون چه چیز مسخره ایه سرت کردي؟ شما برام روسري نخریدین منم مجبور شدم از اون دامناي خوشگل کمک بگیرم. الان هم غذاتون امادس، بفرمایید میل کنین. دستت درد نکنه که زحمت کشیدي. این رو با یه حالت مسخره گفتو ادامه داد: این بار اول و اخره که غذاي بیرون میاد تو این خونه. چیزي نگفتم.صداي فریادش بلند شد.یعنی میشه به فریادش عادت کنم و بدنم نلرزه؟ نشنیدم چی گفتی. چشم اقا. صدام خیلی اروم بود. بدون این که حرف دیگه اي بزنم رفتم سمت اتاقم. هنوزم خستگی تو تنم بود. بدون این که بفهمم خوابم برد. صبح با یه صداي تقریبا اشنا از خواب پاشدم ولی کسی تو اتاق نبود.

به سلام اقا صدرا چی شد برگشتی؟ فکر نمیکردم به این زودي برگردي. صدرا؟ پس اسم این اقاي ما صدراست…صدا خیلی برام اشنا بود. لباسم رو مرتب کردم و خواستم برم بیرون که فهمیدم در قفله..چقد بد شد. گوشم رو چسبوندم به در که صداشون رو بهتر بشنوم. کارم زودتر تموم شد برگشتم. مرسی از این که این مدت به فکر عمه خانوم بودي. واقعا شرمندتم تورج جان. اخ اره صداي تورج بود. این چه حرفیه، عمه خانوم کم در حق ما لطف نکردن. این دیگه کمترین کاریه که میتونم انجام بدم..الان هم دیگه رفع زحمت میکنم. عمه خانوم هم که حالش خوب بود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
آدم‌ کوچولوها در این روایت، نماد روح انسان‌ هایی هستند که زودتر از موعد با رنج آشنا شده‌ اند. شخصیت اصلی، کودکی که به جای بازی کردن، بار غم بزرگ‌ترها را حمل می‌ کند و در این راه، بخشی از معصومیتش را از دست می‌ دهد. نقطه اوج لحظه‌ای است که می‌فهمد پناه واقعی در درون خودش است، نه در دیگران. در پایان او با تمام زخم‌ هایش رشد می‌ کند و به جای انتظار کشیدن برای یک ناجی، خودش منبع امید می‌ شود.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    پناه اجباری
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ayda_m, thunder_kid
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    467
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های ,
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.