آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
"تو آمدی که دنیای مرا زیر و رو کنی"
میدانی اولینبار کی حس کردم که دوستت دارم؟ دوست داشتن که نه؛ میگویم "دوست داشتن"، چون نامی برای حسِ جدیدم، پیدا نکردهام. اما حس عجیبِ خوشایندی بود، که به سراغ من آمد. دلم یکجوری شد در آن لحظه؛ نمیدانم دقیقاً چهجوری اما انگار چیزی در دلم تکان خورد و بعدش یک دنیا حسهای مختلف داشتم در وجودم که نمیدانستم باید چه کارشان کنم!
فکر میکنم آنچه که تکان خورد، دروازهی احساساتم بود؛ دری که من رو به تمام دنیا بسته بودمش، برای دوست داشتنِ تو باز شد. و از همان لحظه به بعد، حس کردم که دنیای من، زیر و رو شده.
- نام کتاب: هفت روز شاد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شقایق لامعی
- صفحات: 1275
خلاصه کتاب:
هفت روزِ غمگین، روایت روزهای تلخی از زندگیِ رَستا هست که درست یک هفته مونده به اولین سالگرد ازدواجش، متوجه خیانتی بزرگ از جانب همسرش اشکان میشه؛ خیانتی عجیب و غیر قابل باور که زندگیِ عاشقانهی این دو نفر رو تا پای جدایی میکشونه... موضوع و روایتی متفاوت و پرطرفدار، از شقایق لامعی کاری کرده که با خوندن فقط چند پارت ابتدایی، جذب این داستان بشین.
- نام کتاب: هفت روز غمگین
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شقایق لامعی
- صفحات: 697
خلاصه کتاب:
امیرعباس سلطانی، تولیدکننده ی جوانیست که کارگاه شمع سازی کوچکی را اداره می کند، پسری که از گذشته، نقطه های تاریک و دردناکی را با خود حمل می کند و قسمت هایی از وجودش، درگیر سیاهی غمی بزرگ است.
در مقابل او، پروانه حقی، استاد دانشگاه، دختری محکم، جسور و معتقد وجود دارد که بین او و امیرعباس، رازی بزرگ پنهان است.
رازی که به گذشته، به یک زخم... و در نهایت به یک دلدادگی منجر شده. رازی که حالا بعد از هشت......
- نام کتاب: رثا
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: زهرا ارجمندنیا و دریا دلنواز
- صفحات: 2081
خلاصه کتاب:
محراب فتوحی، مشاور تحصیلی دبیرستان دخترونه که فقط تو مقطع کنکور کار میکنه! ادم فوق العاده جدی و بددهن، که تو حرفه و شغلش با هیچکس تعارف نداره و بدجور سخت گیره... نسیم سرخوش، دختر شر و شیطون و بی ادبی که مدام به پر و پای این آقای مشاور می پیچه و مدام کل کل میکنه... ولی عاقبت همچین دختری تو حرفه ی محراب فتوحی، چیزی نیست جز و...
- نام کتاب: هانتر
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: پرهام رسولی
- صفحات: 1727
خلاصه کتاب:
غزال دختر یه تاجر معروف به اسم همایون رادمنشه که به خاطر مشکل پدرش و درگیری اون با پدر نامزدش، مجبور میشه مدتی همخونهی خسرو ملکنیا بشه. مرد جذاب و مرموزی که مادرش بهخاطر اتفاقات گذشته قراره دمار از روزگار غزال دربیاره و این بین خسرو خان...
- نام کتاب: تو را در گوش خدا آرزو کردم
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: لیلا نوروزی
- صفحات: 3298
خلاصه کتاب:
سپاسِ نیکزاد یکی از بزرگ ترین شرکتهای واردات و صادراتِ میوه تو کشور رو داره، اون یه آدمِ خوش گذرونه و از ازدواج فراری، همهی زندگیش به کار کردن و خرج کردن واسه تفریحاتش گذشته و یه زندگیِ رو روال داره تا این که متنِ وصیت نامهی پدرش توسطِ عموش بهش اطلاع داده میشه و اون میفهمه که در واقع هیچی نداره و اگه قراره اموالی که از پدرش بهش رسیده به نامش بشه باید حتماً ازدواج کنه و مجبور میشه به عموش دروغ بگه که ازدواج کرده اما نمیدونه عموش که خارج از کشوره واسه دیدنِ همسرش به ایران میاد..
- نام کتاب: تو یک اتفاق خوبی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: سیده مهری هاشمی
- صفحات: 5955
خلاصه کتاب:
ساینا فتاح، بعد از مرگ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانهی خارج درس خوندن از خونه بیرون میزنه و تبدیل میشه به یکی از مواد فروشهای لات تهران! دختری که شبهاش رو تو خونه صبح میکنه تا بالاخره رد قاتل رو میزنه... سورن سلطانی! مرد جوان و بانفوذی که ساینا قصد داره عاشقش کنه و بعد... بکشدش
- نام کتاب: آدمکش
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: هاله بخت یار
- صفحات: 1153
خلاصه کتاب:
یه دخترِ یتیم هیجده ساله که با خالهاش زندگی میکرد، شد عروسِ حاج احمد سیف، مردی که یه دنیا سرش قسم میخوردن ولی رضا این دختر رو نمیخواست! چون زنش تازه مرده بود؛ چون یه بچهی یه ماهه رو دستش مونده بود ولی بهش احتیاج داشت و کمکش کرد و کم کم این دختر شد همه چیز پسر حاجیمون...
- نام کتاب: آدمای شهر حسود
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: ماهور ابوالفتحی
- صفحات: 649
خلاصه کتاب:
تارا دختری که با نقشه دوستانش در دوران دانشجویی به خاطر فیلمی که از او پخش می شود، از دانشگاه اخراج می شود. ده سال بعد تارا قوی تر از قبل برمی گردد تا تقاص آینده تباه شده اش را بگیرد..
- نام کتاب: رولت روسی
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: یاسمین منصوری
- صفحات: 810
خلاصه کتاب:
سارا دختری با مشکل فوبیایی نادر، برای در افتادن با فوبیایش به مرد جوان فلج و از کار افتادهای نزدیک میشود و بخاطر شرایط امیررضا با خیال راحت صیغهاش میشود تا پرستارش باشد؛ غافل از اینکه اگر ورق برگردد و امیر رضا از تخت جدا بشود و عاشقش بشود و بخاطر محرمیت نگذارد برود، با این فوبیای عجیبی که دارد چه بلایی ممکن است سرش بیاید...
- نام کتاب: سد سکوت
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: س-رهی
- صفحات: 3633
خلاصه کتاب:
علی کارگر گل فروشی بهترین و معروف در کارش موتور سوار با مرام لوتی ساکنمحله قدیمی دردار با مادربزرگشون زندگی میکنن ماجرایی دارن شمیم شاهسوند دختر دردانه ومحبوب و پرانرژی و سرزبون دار خانواده مذهبی و معتقد ساکن ورامین بعد از ۴ سال کار در سالن ارایشگری بالاخره تصمیمشو میگیره که خانم کار خودش باشه اما انگار علی آقای لوتی و مشتی ما قرار درد سرای زیادی با این شمیم خانم هزار آبرنگ داشته باشه.
- نام کتاب: صورتک
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
- نویسنده: الهه محمدی
- صفحات: 1761
خلاصه کتاب:
خورشید و غیاث ( پسر همسایه) باهم دوست معمولی هستند! اما خانواده دختر خیلی سخت گیرند و خورشید بدون اطلاع خانواده اش به غیاث که قبلا در زندگیش شکست عشقی را تجربه کرده نزدیک میشود، اما یک روز خانواده هایشان آنها را دوشادوش هم میبینند و خورشید را باجبار به عقد غیاث در می آوردند..
- نام کتاب: بر من بتاب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1046
خلاصه کتاب:
از او متنفر بودم، از همان روزهای اول جوانه های بلوغ دخترانه ام، از نگاه همیشه مراقبش، از تذکرات فقط برای منش. از اینکه نگاهش پی من بود، اما وقتی برایم حضورش ترسناک شد که دیدم اسلحه دارد، ربطش دادم به ان خط و خطوط بریدگی های روی صورت و ان چهرهی خشن افتاب سوخته اش، با ان نگاه سرد. دیگر برایم فقط تنفرانگیز نبود، ترسناک هم بود، هرجا او حضور داشت ان مکان برای " مهیل" شده بود. ماجد مرد عجیب و مرموزی که کل سالهای زندگی همیشه بود اما فقط نفرت و ترس برایم داشت و من از اینده ای که قرار بود رقم بخورد هیچ نمیدانستم...
- نام کتاب: مهیل
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: صبا ترک
- صفحات: 3996
خلاصه کتاب:
محیا به همراه دختر پنج ساله اش هستی پا به خانه محتشم ها میگذارد و در آنجا زندگیش از نو شروع میشود... خانه ای که سید عماد محتشم همه کاره ی آن است.
- نام کتاب: تب تند پیراهنت
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا گوبانی
- صفحات: 3811
خلاصه کتاب:
رسم عجیبی دارد این دلتنگی...
وقتی دلت تنگ میشود، حجم بزرگش مانند بغض در گلو مینشیند؛ مانند اشک از چشم سرازیر میشود و مانند دستی نامرئی، قلبت را درهم میفشرد.
تو را چنان در دنیای شیرین خیالت اسیر میکند تا به خود میآیی میبینی رویت چروکیده و مویت سپید شده؛ اما این دلتنگی به قوت خود باقیست.
- نام کتاب: رسم دلتنگی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه سالاری
- صفحات: 4580
خلاصه کتاب:
رمان طرار روایتگر دختر تخس، حاضر جواب و جیب بریه که رویای بزرگی داره. فریسای داستان ما به طور اتفاقی با کیاشا آژمان، پسر مغرور و شیطونی که صاحب رستورانهای زنجیرهای آژمان هم هست آشنا میشه و این شروع یک قصه اس...
- نام کتاب: طرار
- ژانر: عاشقانه، طنز، همخونه ای
- نویسنده: فاطمه غفرانی
- صفحات: 4911
خلاصه کتاب:
کمند همراه مادر میان سالش زندگی میکنه و از یه مشکل ظاهری رنج میبره که گاهی اوقات باعث گوشه گیریش میشه.
با خیال پیدا کردن کاری که آرزوی خودش و مادرشه، پا به یک کمپانی فرشبافی میذاره تا به عنوان طراح مصاحبه بشه اما بنا به دلایلی نمیتونه و مجبور میشه برای دست خالی برنگشتن پیشنهاد کار دیگه ای رو قبول کنه و این کار پاش رو به ماجراهایی باز میکنه که حتی تصورش رو نمیکرد....
- نام کتاب: خط خورده
- ژانر: عاشقانه، معمایی، مافیایی
- نویسنده: مهسا زهیری
- صفحات: 1340
خلاصه کتاب:
تکین تهرانی، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی، کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه . مردی که راز بزرگ توی سینه اش داره. پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده. زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو مورد بوسه قرار میده.
- نام کتاب: رسم ممنوعه
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا
- صفحات: 1014
خلاصه کتاب:
بلور و مرصاد از بچگی توی یه محل با همبزرگ شدن و با هم همبازی بودن.. حالا هر دو بزرگ شدن، هر دو مربی باشگاه کاراته و بدن سازی هستن و هر دو بخاطر علاقه شون به عکاسی، یه آتلیه شریکی زدن.. توی این آتلیه گذشته از عکسهای مجالس و عروسی ها، تیزر تبلیغاتی هم درست میکنن و موفقن.. خانواده مرصاد، دخترعموش رو براش در نظر گرفتن ولی مرصاد عاشق بلوره.. خانواده مرصاد، اصلا و ابدا بلور رو در حد خودشون نمیدونن چون پدر بلور، سرایدار مدرسه محل بوده و هست ولی خانواده مرصاد پولدارن و مرصاد پسر حاجیه.. بعد از تحویل سال و برنامه کوه که از طرف باشگاه بوده، مرصاد و بلور به همدیگه اعتراف میکنن که عاشقن همن ولی...
- نام کتاب: همدرد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: دلان
- صفحات: 2600
خلاصه کتاب:
علیسان پسر حاجی مغرور و عیاشی که وقتش و با دخترای دور و برش میگذرونه و برای به دست اوردن ازادی های بیشتر برخلاف میل بابا حاجیش از خونه زده بیرون، خانواده اش برای برگردوندنش کارای زیادی انجام میدن، مثل ترتیب دادن یه ازدواج اجباری…
- نام کتاب: میروم به شهر قشنگ الاغ ها
- ژانر: عاشقانه، طنز، اجباری
- نویسنده: مهدیه افشار
- صفحات: 2876