آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
روایتی عاشقانه بین دختری با قلبی پر از مهر و پسری تنها و پر از کینه و نفرت از زندگی به زودی رونمایی میشود از داستانی بسیار زیبا و عاشقانههایی بسیار لطیف و خاص همراه شوید با توتیا و امیرپاشا توتیایی که چشمان امیرپاشا میشود در تاریکی این زندگی پر از جبر داستانی بسیار متفاوت و جذاب...
* دلم تاریک بود...چشم بهانه بود تودرقلبم روشن شدی! *
- نام کتاب: توتیای چشمم
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مسیحه زاده خو
- صفحات: 716
خلاصه کتاب:
نگاهی اجمالی به اطراف اتاق انداخت و پا روی پا کشید. ضربالاجلی آمده بود که ماموریتش را انجام بدهد و برود. خودش اینجا و فکرش کنار کارهای عقب افتادهی تولیدی بود. امروز صد توپ پارچهی جدید میرسید و هنوز سفارشات قبلی بازارچه روی دستشان بود. دلش شور میزد. برای اسمی که ممکن بود خدشهدار شود و از اعتبار بیفتد. برای میراثی که از حاج عماد زندهدل معروف برایش مانده و همین مسئولیتش را سنگینتر میکرد. پیشانیش را بین دو انگشتش گرفت و فشرد. حجم سرش گویا بزرگ شده بود و وزنش روی گردنش زیادی میکرد. امروز از آن روزهای پرفشار و پرمشغله بود. باید بیمهی چرخکارها را واریز و به حقوق عقب افتادهی وسط کارها هم رسیدگی میکرد. تازه نسخهی روحانگیز هم بود. اگر عمری برایش میماند بعد از همه باید داروهای مادرش را میگرفت که مهمترینشان انسولین بود. دوماه دوندگی بیوقفه بعد از فوت پدر نا و نوا برایش نگذاشته.
- نام کتاب: آفاق
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم بانو
- صفحات: 1243
خلاصه کتاب:
بهار و عليرضا همچنان رابطه ي خوبي با همديگه ندارن اما مثل دو تا همخونه كنار هم زندگي ميكنن و درواقع همديگرو تحمل ميكنن... بعد از سفرشون به مشهد،بهار بين ايميلاش،ميرسه به يه پيام ناشناس كه بعدا متوجه ميشه از سمت كيارش،عشق سابقش بوده... حالش خراب ميشه و با عليرضا دعوا ميكنه... عليرضا كه با كيارش در ارتباط بوده،بهش ميگه با اون قرار گذاشته و ميخواد با هم روبروشون كنه... اما روز قرار،بهار متوجه ميشه كيارش تو زندانه،به جرم قتل... باورش نميشه اما اسنادي كه عليرضا رو ميكنه،باعث ميشه به اين باور برسه كه كيارش واقعا قتلي انجام داده و الان هم توي زندانه... بهار كارش به بيمارستان ميكشه و... پایان خوش
- نام کتاب: عشق همین حوالیست
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مینا منتظری
- صفحات: 1062
خلاصه کتاب:
دختر قصه ما لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده است .
او به صورت مخفیانه با پسری به اسم اهورا رابطه داره اما هر چی میگذره بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش میشود.
پس تصمیم میگیره این رابطه را تمام کند ، اما با واکنش عجیب اهورا مواجه میشود .
لوا با دردسر های بزرگی مواجه میشود که در این مسیر تنها کسی که حاضر به کمکش شد ، پسر عمویش بود.
پسری که در کل خانواده ، بدنام است و همه اورا از خانواده طرد کردهاند اما آیا راستین همان آدمی است که خانواده فکر میکنند؟ ...
- نام کتاب: تو را در بازوان خویش خواهم دید
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سامان شکیبا
- صفحات: 2867
خلاصه کتاب:
امیرعباس سلطانی، تولیدکننده ی جوانیست که کارگاه شمع سازی کوچکی را اداره می کند، پسری که از گذشته، نقطه های تاریک و دردناکی را با خود حمل می کند و قسمت هایی از وجودش، درگیر سیاهی غمی بزرگ است.
در مقابل او، پروانه حقی، استاد دانشگاه، دختری محکم، جسور و معتقد وجود دارد که بین او و امیرعباس، رازی بزرگ پنهان است.
رازی که به گذشته، به یک زخم... و در نهایت به یک دلدادگی منجر شده. رازی که حالا بعد از هشت......
- نام کتاب: رثا
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: زهرا ارجمندنیا و دریا دلنواز
- صفحات: 2081
خلاصه کتاب:
علی کارگر گل فروشی بهترین و معروف در کارش موتور سوار با مرام لوتی ساکنمحله قدیمی دردار با مادربزرگشون زندگی میکنن ماجرایی دارن شمیم شاهسوند دختر دردانه ومحبوب و پرانرژی و سرزبون دار خانواده مذهبی و معتقد ساکن ورامین بعد از ۴ سال کار در سالن ارایشگری بالاخره تصمیمشو میگیره که خانم کار خودش باشه اما انگار علی آقای لوتی و مشتی ما قرار درد سرای زیادی با این شمیم خانم هزار آبرنگ داشته باشه.
- نام کتاب: صورتک
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
- نویسنده: الهه محمدی
- صفحات: 1761
خلاصه کتاب:
خورشید و غیاث ( پسر همسایه) باهم دوست معمولی هستند! اما خانواده دختر خیلی سخت گیرند و خورشید بدون اطلاع خانواده اش به غیاث که قبلا در زندگیش شکست عشقی را تجربه کرده نزدیک میشود، اما یک روز خانواده هایشان آنها را دوشادوش هم میبینند و خورشید را باجبار به عقد غیاث در می آوردند..
- نام کتاب: بر من بتاب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1046
خلاصه کتاب:
محیا به همراه دختر پنج ساله اش هستی پا به خانه محتشم ها میگذارد و در آنجا زندگیش از نو شروع میشود... خانه ای که سید عماد محتشم همه کاره ی آن است.
- نام کتاب: تب تند پیراهنت
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا گوبانی
- صفحات: 3811
خلاصه کتاب:
تکین تهرانی، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی، کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه . مردی که راز بزرگ توی سینه اش داره. پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده. زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو مورد بوسه قرار میده.
- نام کتاب: رسم ممنوعه
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا
- صفحات: 1014
خلاصه کتاب:
بلور و مرصاد از بچگی توی یه محل با همبزرگ شدن و با هم همبازی بودن.. حالا هر دو بزرگ شدن، هر دو مربی باشگاه کاراته و بدن سازی هستن و هر دو بخاطر علاقه شون به عکاسی، یه آتلیه شریکی زدن.. توی این آتلیه گذشته از عکسهای مجالس و عروسی ها، تیزر تبلیغاتی هم درست میکنن و موفقن.. خانواده مرصاد، دخترعموش رو براش در نظر گرفتن ولی مرصاد عاشق بلوره.. خانواده مرصاد، اصلا و ابدا بلور رو در حد خودشون نمیدونن چون پدر بلور، سرایدار مدرسه محل بوده و هست ولی خانواده مرصاد پولدارن و مرصاد پسر حاجیه.. بعد از تحویل سال و برنامه کوه که از طرف باشگاه بوده، مرصاد و بلور به همدیگه اعتراف میکنن که عاشقن همن ولی...
- نام کتاب: همدرد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: دلان
- صفحات: 2600
خلاصه کتاب:
در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زنهای قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با امیریل احمری و خانواده ی احمری آشنا میشه که هنوز هم روش های سنتی توی همه چیز دارن و پدربزرگش،خلیل، رازی پیش جهانگیر احمری داره که نوا رو کنجکاو کرده...
- نام کتاب: تهران 55
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
- نویسنده: مینا شوکتی
- صفحات: 2800
خلاصه کتاب:
یاس ادیب برای جلوگیری از فاش نشدن بزرگترین راز زندگیاش تن به یک ازدواج اجباری با پاشا زرین میدهد که در نخستین شب زندگی مشترکشان شاهد رفتارها و تمایلات عجیبتری از پاشا میشود!
- نام کتاب: مسجون
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: ص مرادی
- صفحات: 3111
خلاصه کتاب:
پشت در اتاق نشست و زانوهایش را در آغوش گرفت. به حدی سرگیجه داشت که گمان میکرد کره زمین از جو خارج شده و دیگر چیزی به نام جاذبه وجود ندارد. پلکهای خشک و خستهاش را روی هم فشرد و سرش را به در چوبی اتاقش تکیه داد. تن همیشه سردش، از همیشه سردتر بود و معده گرسنهاش شدیدا میسوخت. اما ذرهای برایش اهمیت نداشت. آنقدر در این مدت درد روحی کشیده بود که دیگر درد جسم، برایش شوخی بیش نبود. آب تلخ دهانش را بلعید و گوش سپرد به گفتگوی مردانی که قصد داشتند برای او تصمیم بگیرند. همیشه همین بود. پدربزرگش عقیده داشت بیوه بدنامی میآورد و اجازه نمیداد هیچ یک از زنان فامیل بعد از مرگ همسرانشان مجرد بمانند. حالا از بخت بدش اینبار قرعه به نام او افتاده بود.....
- نام کتاب: زخمی سنت
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: هاله نژآد صاحبی
- صفحات: 1056
خلاصه کتاب:
بهی، فلور، کاوه و فرهاد، چهار شخصیت اصلی قصه که زخمهایشان آنها را به هم پیوند زده و... میزند.
بهی که چند سال پیش خواهرش را از دست داده تمام تلاشش را برای زندگی خواهرزاده ی چهارساله و شوهرخواهرش میکند، کاوه هم که علاقهاش به بهی را در دل مخفی کرده، تمام تلاشش را برای نزدیک ماندن به او میکند اما فلور، خالهی کاوه قرار نیست بگذارد این مسیر برای کاوه آسان بگذرد...
خیلی ساده ست، مگه نه؟ آخه این فقط ظاهر ماجراست... زخمها آروم آروم رازها رو رسوا میکنن.
به قول بهی: غریبههایی که یکدفعه سر کلهشان وسط زندگی آدم پیدا میشد، آدمهای عادی نبودند.
- نام کتاب: زیر ایوان ماه
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
- نویسنده: فرزانه صفایی فرد و دنیا allium
- صفحات: 2023
خلاصه کتاب:
کهزاد فوتبالیست مشهور با یه گذشته مرموز که فقط حنا خبرنگار سمج تونسته باهاش مصاحبه کنه.
این بین اتفاقاتی رخ میده که مجبور میشن صیغه کنند اما مگه میشه دختر و پسر کنار هم باشن و رابطه ای نباشه....
- نام کتاب: خانه خدا سنگ است
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: فاطمه طریقت
- صفحات: 1775
خلاصه کتاب:
داستان بر گرفته از واقعیت هست. شقایق در یکی از شهر های کوچیک شمالی زندگی میکنه. مخفیانه با دوستش برای اولین بار قرار میذاره اما تو قرار اول دزدیده میشه و به امارات فرستاده میشه جایی که دخترهارو آموزش و اجاره میدن. اما همه چیز در یک ملاقات کاری زیر و رو میشه و شقایق در مسیر جدیدی قدم میگذاره...
- نام کتاب: عطر شقایق
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سحر و آرام
- صفحات: 1490
خلاصه کتاب:
سامان پایدار برادر سارا که معرف حضورتون هست آقای جذاب، ورزشکار و به شدت غیرتی! البته گاهی هم بی اعصاب و در زمان خودش مهربون و شوخ که هر بار حضورش شوکی در رمان سد سکوت ایجاد کرد و جذابیتش امیررضا رو مجبور به چنین اعترافی کرد کـه : " سامان زیادی خوش قیافه و خوش استایل و البته خوش پوش نیست؟ شاید حضور کسی مثل او در زندگی سارا دلیل دیده نشدن من است! " سامان خان اینجا بیشتر از سکوت کولاک میکنه و کم کم با ...
- نام کتاب: بوی نارنگی
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: س-رهی
- صفحات: 2203
خلاصه کتاب:
زندگی زن و شوهری عاشق به اسم کیاوش و سارا که به خاطر یک سری دلایل پای دختری جوان و زیبا به اسم شیدا به زندگیشون باز میشه و اتفاقهای مهیج و جذابی میافته.
- نام کتاب: آیین دلبر
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، بزرگسال
- نویسنده: آ-پیراسته
- صفحات: 2595
خلاصه کتاب:
صدای بگو و بخند بچهها و آمد و رفت کارگران، همراه با آهنگ شادی که در حال پخش بود، ناخودآگاه باعث جنبوجوش بیشتری داخل محوطه شده بود. لبخندی زدم و ماگ پرم را از روی میز برداشتم. جرعهای از چای داغم را نوشیدم و نگاهی به بالای سرم انداختم. آسمانِ آبی، با آن ابرهای دودیرنگ که جابهجای آن را لک انداخته بود، انگار آبستنِ خبرهای خوبی نبود. آن هم برای من که نیمی از دغدغهام این داخل و نیمِ دیگر آن بیرون و هنوز بار ماشین بود. -خانم مهندس؟ نگاهم بلافاصله چرخید. مرتضی کنار بخاری بزرگی که وسط محوطه عَلم شده بود ایستاد و خندان گفت: -بیا که میدونم خوراکته الان.
- نام کتاب: کابوس پر از خواب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم سلطانی
- صفحات: 1573
خلاصه کتاب:
هدی همت کارش با همه دخترای این سرزمین فرق داره، اون یه نصاب داربست حرفه ایه که با پسر عموش یه شرکت ساختمانی دارن به نام داربست همت ! هدی تمام سعیاش رو داره میکنه تا از سایه نحس گذشته ای که مادر و پدرش رو ازش گرفته بیرون بیاد و به گذشته فکر نکنه اما درست زمانی که فکر میکنه از شر این سایه خلاص شده، با یه مهره کوچیک از گذشته مواجه میشه به نام یاکان اعتماد، که در معماری و عمران و ساخت و ساز نه تنها تو کشور، بلکه تو اروپا و آسیا حرف اول رو میزنه و نوری میشه تو تاریکی گذشته ی هدی...
- نام کتاب: مهره اعتماد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مهدیه شرفخانی
- صفحات: 1831