آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
یک آتش سوزی بزرگ درست بعد از جدایی دو معشوق... مردی که چشمانش از جنس یخ های آلاسکا هستند و وجودش طعنه به سنگ سخت می زند... دختری که در مردمک هایش زندگی بیداد می کند و آرامش ... طعم خیانت معشوق، توانایی دل کندن ندارد... هیچ کس نمی داند که آخر قصه ی عشق پر دردسرشان به کجا کشیده می شود... جز دخترکی که امید دارد یه روز ققنوس شدن؟؟
- نام کتاب: آصلان
- ژانر: عاشقانه، معمایی، اجتماعی
- نویسنده: مائده قریشی
- صفحات: 2462
خلاصه کتاب:
ریموت را زده و سوار میشوم و آهسته در را میبندم. بر خلاف من فرناز جوری در را میکوبد که انگار با در بخت برگشته پدرکشتگی دارد. نگاه سرزنش گرم را به فرناز میدوزم که بی خیال میخندد. ـ ببخشید ... از دستم در رفت جون تو ـ نمیدونم چرا این به قلم همیشه از دستت در میره عرق روی پیشانی اش را پاک میکند و غر میزند. ـ اوففف ... کشتی ما رو با این لگنت ..... خیره که نگاهش میکنم با صدای گوش خراشی میخندد و ضربه ای به شانه ام میزند. ـ ببخشید که به عروسکت توهین کردم ... یعنی این غیرتی که تو رو ماشینت داری بابام رو مامانم نداره ....
- نام کتاب: پتریکور
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا فضلی
- صفحات: 784
خلاصه کتاب:
امیر حسین شریعت مرد مذهبی و جدی.. با مرام و اهل زورخونه! همه بهش می گن اقا سید! یه محل سر اسمش قسم میخورن! به خودش قول داده که دورِ عشق و عاشقی رو خط بکشه! قول داده فقط پشتِ زنی باشه که برای یه مدت همخونه شه! زنی که شوهر نداره و بارداره! شوهرش فوت کرده و بیوهی حاملست! تو محل چو میوفته که زنِ شوهر مرده چطور حامله شده! آقاسید دل میده به دلِ مریم خانم.... صیغش میکنه و.....
- نام کتاب: به تو عاشقانه باختم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: آذر اول
- صفحات: 3108
خلاصه کتاب:
آبان زند... دختره هفده سالهای که به طریقی خون بس یک مرد متاهل میشه! مردی جذاب که دلبسته همسرشه اما مجبور میشه آبان و عقد کنه!
- نام کتاب: آبان
- ژانر: عاشقانه، اجباری
- نویسنده: هاله نژاد صاحبی
- صفحات: 2934
خلاصه کتاب:
همتا دختر ساده ای که با مردی به نام حسام که دارای مشکل جنسی و روانی است ازدواج میکند اما شب اول عروسیشون اتفاقی میوفته که...
- نام کتاب: خانم جذاب
- ژانر: عاشقانه، صحنه دار
- نویسنده: یسنا یاسر
- صفحات: 2015
خلاصه کتاب:
سوین خبرنگاری که برای مجلهش به اوکراین فرستاده میشه و اونجا باید با یه خواننده همخونه شه..کسی که در نقش خوانندهست ولی کسی از اون روی تاریکش که رئیس مافیاس خبری نداره....
- نام کتاب: یاقوت سیاه
- ژانر: عاشقانه، مافیایی،
- نویسنده: Hera
- صفحات: 299
خلاصه کتاب:
گوهر زنی چهل ساله که بعد فوت شوهرش تو مجازی با پسری آشنا میشه که همسن دخترشه .... گوهر محبت ندیده به حدی دلبسته شاهرخ میشه که متوجه نیت اون نمیشه و پای شاهرخ و تو زندگی خودش باز میکنه.. همه چی از جایی شروع میشه که شاهرخ دلبسته ی گیوا(دختر گوهر) میشه!! و حماقتی که تبدیل شد به...
- نام کتاب: گیوا
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: راحلهdm
- صفحات: 3592
خلاصه کتاب:
جنازهی خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن! سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت!
- نام کتاب: سیاه مست
- ژانر: عاشقانه، درام، اجباری، انتقامی
- نویسنده: تمنا زارعی
- صفحات: 1512
خلاصه کتاب:
سیاوش، مردی سی و چند ساله و بزرگ شده بهزیستی، پلیسی معلق شده از کار و بوکسوری که بعد از سالها تمرین و مدالهای رنگارنگ برای گذران زندگی مجبور به شرکت در مسابقات زیرزمینیست؛در مقابل دخترکی ترانه نام قرار میگیره که در ظاهر هزار تفاوت باهم دارند و در باطن هزاران شباهت...
- نام کتاب: یک فروردین
- ژانر: عاشقانه، پلیسی
- نویسنده: هلیا عسگری
- صفحات: 1398
خلاصه کتاب:
داستان درباره دختری به نام نواست که از بچگی خدمتکار عمارت نیکزادها بوده. نوا پنهانی با پسر کوچیکه خاندان نیکزاد ازدواج میکنه البته بدون ثبت شدن در شناسنامهاس! و زمانی که باردار میشه، همسرش فوت میکنه و اون در تلاش که ثابت کنه بچه از خون اون هاست. تو همین حین محمدعلی، معروف به محمدعلی تایگر، کشتی گیر لوتی و معروف تیم ملی و برادرشوهر نوا به کمکش میاد اما...
- نام کتاب: تایگر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هاله نژاد صاحبی
- صفحات: 653
خلاصه کتاب:
دلوین دختر 19 ساله ای که توی مهمونی با یک مافیای قوی دورگه ایتالیایی، ایرانی اشنا میشه به اسم دیاکو و دلوین توی یک اتفاق نشون میده که مرده اما نمرده و داره درسشو تموم کنه اما دیاکو میفهمه و....
- نام کتاب: آخرین یاقوت سیاه
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، مافیایی
- نویسنده: آیلی
- صفحات: 170
خلاصه کتاب:
_ زن منو با اجازهٔ کدومی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ ؟
حاجبابا تسبیح دانهدرشتش را در دستش میگرداند و دستی به ریش بلندش میکشد.
_ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچیندار نیست! عمران صدایش را بالاتر میبرد. رگهای ورم کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان میدهند.
_ زن من نیست حاجآقا؟ مامور کلانتری «لاالهالاالله» زیرلبی زمزمه میکند.
- نام کتاب: پنجره فولاد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 2281
خلاصه کتاب:
ماریا،از همسرش جدا شده ولی با قتل همسر سابقش درگیر پرونده قتل او شده و به زندان میافتد و بعد هفت ماه آزاد میشود این در حالی است که به خاطر یک شرط آزاد شده و اما آن شرط شروع رمان زن شرطی هست ….
- نام کتاب: زن شرطی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نیلوفر قائمی فر
- صفحات: 650
خلاصه کتاب:
خاوین قوام، تک پسر حاجنصرتالله قوام، صاحب بزرگترین و بهنامترین شرکت حمل و نقل دریایی ایران، از تاجرهای سرشناس است. پسری که برخلاف اعتقادات سفت و سخت پدرش تفریحات و عیاشیهای مختص به خودش دارد و قرار است بعد از ازدواجش با دخترعمویش تک فرزندِ عنایتالله قوام، تمام ثروت خاندان قوام به نام او و مهلا شود.اما یک شب در جزیرهی کیش بقایای جامانده از رابطهی پنهانش کار دستش میدهد و خدمتکار هتل یک ماه بعد با جواب مثبت بارداریاش، درست در شب عروسی خاوین و مهلا، دنیا را روی سر خاوین و آیندهاش خراب میکند تا قصه در تقابلی تنگاتنگ میان عشق و نفرت، مسیر پرچالشی را طی کند.
- نام کتاب: خاوین
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، بزرگسال
- نویسنده: ساقی میر
- صفحات: 1228
خلاصه کتاب:
همیشه آدمها رو با ظاهرشون نباید قضاوت کرد. پشت همهی چهرههایی که میبینیم، آدمهایی هستن که نمیشه فهمید تو قلب و فکر و روحشون چه چیزی جریان داره. گاهی باید دستشون رو گرفت، روحشون رو لمس کرد و به تنهاییهاشون نفوذ کرد تا بشه اون پوستهی سفت و سخت رو شکوند. این قصه، قصهی بیرون کشیدن یه روح پاک از یه جسم خسته و آسیبدیدهست. قصهی دیدن زیباییهای ذاتی آدمها، بیتوجه به حصار جسمانی اونها. این قصه... یعنی قصهی «لمس تنهایی ماه»...
- نام کتاب: لمس تنهایی ماه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: منا امین سرشت
- صفحات: 1999
خلاصه کتاب:
یکبار وقتی تو بی هوشی بهم دست زد دلم رو شکست، یکبار وقتی سر سفره عقد بود و بهم گفت چاره ای ندارم، باهام راه بیا.... اما من صبر نکردم برای بار سوم دلم رو بشکنه... من پناه بردم به دنیای تاریک تنها مردی که حرف هام رو باور داشت... مردی که خودش راز های سیاه زیادی داشت... هومن...
- نام کتاب: نامستور
- ژانر: عاشقانه، رئال، مافیایی، ملودرام، آسیباجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: پونه سعیدی و بنفشه
- صفحات: 1284
خلاصه کتاب:
بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان !! من آبانم با داستان خودم دختری که عاشق شد و خودش را شناخت ! آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید، ان عشق خیلی چیزها به من بخشید که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود اویی که ادعا می کرد عاشق است واقعا بود . ببخشد و هیچ نستاند معنای راستین عشق همین است دیگر غیر از این هرچه باشد باد هواست پوچ و ناچیز… داستان من هرچند کوزت وارانه شروع شد اما به خط خودم پایان مییابد.
- نام کتاب: بی آبان
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: آناهید قناعت
- صفحات: 2197
خلاصه کتاب:
با دندوناش لبمو فشار میده ... لب پایینیم رو .. اونو می کشه و من کشیده شدنش رو ، هم می بینم ، هم حس می کنم ... دردم میاد ... اما می خندم... با مشت به کتفش می کوبم .. وقتی دندوناش رو شل میکنه ، لبام به حالت عادی برمی گردن و جای دندوناش گز گز می کنن روی نرمی لبام ! ... خندون میگم : دیوونه ! چشمک می زنه ... مژه هاش بلنده ... زیر نور این چراغ خواب جدید ، همین نور آبی رنگ ، روی صورتش سایه انداخته ، مژه هاشو میگم ! ...
- نام کتاب: زمستان ابدی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: کوثر شاهینی فر
- صفحات: 622
خلاصه کتاب:
بهترین دوست بابام بود و من دختر خونده و عزیز دلش بودم! چهارده سال ازم بزرگتر بود و عاشق رفتار مردونهش شدم! اون هرچیزی که میخواستم بهم میداد بهجز یک چیز، خودش رو...! هیچجوره حاضر نبود به رفاقتش به پدرم خیانت کنه و با دلبریام وسوسه بشه پس مجبور شدم یه شب که مسته پا به اتاق خوابش بذارم تا برای همیشه مال من بشه ولی نمیدونستم که...
- نام کتاب: بر دلم حکمی راند
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، اجتماعی
- نویسنده: سحر نصیری
- صفحات: 986
خلاصه کتاب:
امیر حافظ یه مرد پر نفوذ و قدرتمند که ازش هر خلافی بر میاد و این دلیل بر این میشه که نیکی همسرش که تازه یک بچه یک ساله هم دارن از هم طلاق بگیرن اما حافظ به نیکی اجازه نمیده بچش رو ببینه مگر این که هر بار ..
- نام کتاب: رمان رخنه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: نگار رازقندی
- صفحات: 1706