خلاصه کتاب:
پشت در اتاق نشست و زانوهایش را در آغوش گرفت. به حدی سرگیجه داشت که گمان میکرد کره زمین از جو خارج شده و دیگر چیزی به نام جاذبه وجود ندارد. پلکهای خشک و خستهاش را روی هم فشرد و سرش را به در چوبی اتاقش تکیه داد. تن همیشه سردش، از همیشه سردتر بود و معده گرسنهاش شدیدا میسوخت. اما ذرهای برایش اهمیت نداشت. آنقدر در این مدت درد روحی کشیده بود که دیگر درد جسم، برایش شوخی بیش نبود. آب تلخ دهانش را بلعید و گوش سپرد به گفتگوی مردانی که قصد داشتند برای او تصمیم بگیرند. همیشه همین بود. پدربزرگش عقیده داشت بیوه بدنامی میآورد و اجازه نمیداد هیچ یک از زنان فامیل بعد از مرگ همسرانشان مجرد بمانند. حالا از بخت بدش اینبار قرعه به نام او افتاده بود.....
خلاصه کتاب:
بهی، فلور، کاوه و فرهاد، چهار شخصیت اصلی قصه که زخمهایشان آنها را به هم پیوند زده و... میزند.
بهی که چند سال پیش خواهرش را از دست داده تمام تلاشش را برای زندگی خواهرزاده ی چهارساله و شوهرخواهرش میکند، کاوه هم که علاقهاش به بهی را در دل مخفی کرده، تمام تلاشش را برای نزدیک ماندن به او میکند اما فلور، خالهی کاوه قرار نیست بگذارد این مسیر برای کاوه آسان بگذرد...
خیلی ساده ست، مگه نه؟ آخه این فقط ظاهر ماجراست... زخمها آروم آروم رازها رو رسوا میکنن.
به قول بهی: غریبههایی که یکدفعه سر کلهشان وسط زندگی آدم پیدا میشد، آدمهای عادی نبودند.
خلاصه کتاب:
کهزاد فوتبالیست مشهور با یه گذشته مرموز که فقط حنا خبرنگار سمج تونسته باهاش مصاحبه کنه.
این بین اتفاقاتی رخ میده که مجبور میشن صیغه کنند اما مگه میشه دختر و پسر کنار هم باشن و رابطه ای نباشه....
خلاصه کتاب:
ناردونه دانشجوی روان پزشکیه و بخاطر خراب کاری که تو دانشگاه کرده داره اخراج میشه
با وساطت استادش قبول می کنن دوباره به درسش ادامه بده اما...
خلاصه کتاب:
شهنام، دوست صمیمی پویان بخاطر کینه و دشمنی مخفی که ازاو دارد، نقشه کشیده تا بدترین ضربه را به او که مردی عیاش و بی بند و بار است بزند، شهنام آپارتمانی با نصف قیمت واقعی به پویان فروخته، تا با همسرش (وصال) در آنجا زندگی کند، در حالیکه تمام خانه را دوربین کار گذاشته تا ...
خلاصه کتاب:
یاسمن یک زندگی پراز سختی و درد داشته..و حالا پدر و برادرش اونو فروختن و قراره ببرنش تا بشه صیغهی حاج اکبر معتمد. ولی پای عقد میفهمه قراره زن پسر حاج اکبر یعنی محراب شه. محرابی که خودش دلش گیر بوده، حالا هم باید به حرف پدرش یاسی رو بگیره و..
خلاصه کتاب:
من آزادم، آزاد ابتکار. یکی از بهترین و مشهور ترین نوازنده هایی که دنیا به خودش دیده. بعد از اینکه سال ها تمام دنیا رو گشتم و با دخترهای مختلف رابطه داشتم، به ایران برگشتم. عشق برای من معنی نداره، زن ها هیچوقت جایی توی قلب من نداشتن. اما خبر نداشتم که قراره شیفته و شیدای چشم های سبز وحشی یه دختر بشم، دختری که از تمام مردها فراریه. خزان، دختری که قلب من رو برده، زندگیش پر از رازهای تاریکیه که من باید کشفشون کنم، باید بفهمم که چرا انقدر از گذشته ش وحشتش داره. و وقتی میفهمم که شوهرخواهرش بهش نظر داره...
خلاصه کتاب:
داستان بر گرفته از واقعیت هست. شقایق در یکی از شهر های کوچیک شمالی زندگی میکنه. مخفیانه با دوستش برای اولین بار قرار میذاره اما تو قرار اول دزدیده میشه و به امارات فرستاده میشه جایی که دخترهارو آموزش و اجاره میدن. اما همه چیز در یک ملاقات کاری زیر و رو میشه و شقایق در مسیر جدیدی قدم میگذاره...
خلاصه کتاب:
لیلا سحابی، نویسنده و شاعر مجله فرهنگی »بانوی ایرانی«، به جرم قتل دستگیر میشود. بازپرسِ پرونده او، در جستوجو و کشف حقیقت، و به کاوش رازهای زندگی این شاعر غمگین میپردازد و به دفتر خاطراتش میرسد. دفتری که پر است از رازهای ناگفته و از خط به خطِ هر صفحهاش، بوی خون به مشام میرسد.
خلاصه کتاب:
درباره دو داداش دوقلو هست بنام های یغما و یزدان یزدان چون تیزهوش بود میفرستنش خارج پیش خالش که درس بخونه وقتی که با والدینش میره خارج که مستقر بشه یغما یه مدتی خونه عموش میمونه که مادروپدرش برگردن ولی اتفاقات زیادی میوفتد.
خلاصه کتاب:
سامان پایدار برادر سارا که معرف حضورتون هست آقای جذاب، ورزشکار و به شدت غیرتی! البته گاهی هم بی اعصاب و در زمان خودش مهربون و شوخ که هر بار حضورش شوکی در رمان سد سکوت ایجاد کرد و جذابیتش امیررضا رو مجبور به چنین اعترافی کرد کـه : " سامان زیادی خوش قیافه و خوش استایل و البته خوش پوش نیست؟ شاید حضور کسی مثل او در زندگی سارا دلیل دیده نشدن من است! " سامان خان اینجا بیشتر از سکوت کولاک میکنه و کم کم با ...
خلاصه کتاب:
اسمش یاکان بود بزرگترین قاچاقچی مواد همه ازش میترسیدن تا این که دل سنگ و بی رحمش اسیر دختر سرکش سرهنگ شد! دختری ناز پرورده و افسار گسیخته که هیچ جوره دل به این مرد شرور و وحشی نمی داد ولی اون یاکان بود! مردی که همه رو به آتیش می کشید و حالا آتیش دامن این دخترک نازدار رو گرفته بود پس با دزدیدن دخترک ....
خلاصه کتاب:
زندگی زن و شوهری عاشق به اسم کیاوش و سارا که به خاطر یک سری دلایل پای دختری جوان و زیبا به اسم شیدا به زندگیشون باز میشه و اتفاقهای مهیج و جذابی میافته.
خلاصه کتاب:
صدای بگو و بخند بچهها و آمد و رفت کارگران، همراه با آهنگ شادی که در حال پخش بود، ناخودآگاه باعث جنبوجوش بیشتری داخل محوطه شده بود. لبخندی زدم و ماگ پرم را از روی میز برداشتم. جرعهای از چای داغم را نوشیدم و نگاهی به بالای سرم انداختم. آسمانِ آبی، با آن ابرهای دودیرنگ که جابهجای آن را لک انداخته بود، انگار آبستنِ خبرهای خوبی نبود. آن هم برای من که نیمی از دغدغهام این داخل و نیمِ دیگر آن بیرون و هنوز بار ماشین بود. -خانم مهندس؟ نگاهم بلافاصله چرخید. مرتضی کنار بخاری بزرگی که وسط محوطه عَلم شده بود ایستاد و خندان گفت: -بیا که میدونم خوراکته الان.
خلاصه کتاب:
دوستم به من خیانت کرد، اونم نه فقط با یک دختر، با ده ها دختر،من با گرفتن پول هاش ازش انتقام گرفتم و فرار کردم، ولی نمیدونستم که اون و پدرش بزرگ ترین خلافکارهای انگلیس هستن. اون منو پیدا کردولی منو نکشت، بلکه بهم تعرض کرد،نه فقط اون،بلکه پدرش هرروز به سراغم میومد و از راه هایی آزارام میدادن که ....به عنوان مجازات کاری کردم پدرش به زندان بیفته،حالا اون اومده و تنها هدفش اینه که منو برده ی خودش کنه و وقتی نابودم کرد.
خلاصه کتاب:
پریماه سالها قبل نامزدیش را با محمد پسر سربریز و ساکت، برهم زده! حالا که پدرش، به دلیل ورشکستگی فوت کرده و مادر پریماه دوباره ازدواج کرده است بالاجبار با دایی و زن دایی اش زندگی میکند، محمد با کوهی از عقده و دلی پر از انتقام برمیگردد تا پریماه را به عقد خود در آورد ...
خلاصه کتاب:
دریا دختر مهربون اما بی سرزبونی که بعد از فوت مادر و پدرش زندگی روی جهنمی خودش رو با دوتا داداشش بهش نشون میده جوری که از زندگی عرش به فرش میرسه ....
خلاصه کتاب:
کاوه پسر سرد و مغروری که توی حادثهی آتیش سوزی، دختر عموش رو که چهاردهسال از خودش کوچیکتره نجات میده، اما پوست بدنش توی اون حادثه میسوزه و همه معتقدن قلبش هم توی آتیش سوخته و به عاشقانههای صدفی که اونو از بچگی بزرگ کرده اعتنایی نمیکنه... چون یه حس پدرانه به صدف داره و رفتارهای صدف رو ناشی از وابستگی و جبرانِ محبتش میبینه، در حالی که درون قلبِ خودش برای این موجودِ شیطون چیزهایی هست که خلافشون رو به صدف نشون میده...
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.