آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
تارا دختری که با نقشه دوستانش در دوران دانشجویی به خاطر فیلمی که از او پخش می شود، از دانشگاه اخراج می شود. ده سال بعد تارا قوی تر از قبل برمی گردد تا تقاص آینده تباه شده اش را بگیرد..
- نام کتاب: رولت روسی
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: یاسمین منصوری
- صفحات: 810
خلاصه کتاب:
سارا دختری با مشکل فوبیایی نادر، برای در افتادن با فوبیایش به مرد جوان فلج و از کار افتادهای نزدیک میشود و بخاطر شرایط امیررضا با خیال راحت صیغهاش میشود تا پرستارش باشد؛ غافل از اینکه اگر ورق برگردد و امیر رضا از تخت جدا بشود و عاشقش بشود و بخاطر محرمیت نگذارد برود، با این فوبیای عجیبی که دارد چه بلایی ممکن است سرش بیاید...
- نام کتاب: سد سکوت
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: س-رهی
- صفحات: 3633
خلاصه کتاب:
علی کارگر گل فروشی بهترین و معروف در کارش موتور سوار با مرام لوتی ساکنمحله قدیمی دردار با مادربزرگشون زندگی میکنن ماجرایی دارن شمیم شاهسوند دختر دردانه ومحبوب و پرانرژی و سرزبون دار خانواده مذهبی و معتقد ساکن ورامین بعد از ۴ سال کار در سالن ارایشگری بالاخره تصمیمشو میگیره که خانم کار خودش باشه اما انگار علی آقای لوتی و مشتی ما قرار درد سرای زیادی با این شمیم خانم هزار آبرنگ داشته باشه.
- نام کتاب: صورتک
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
- نویسنده: الهه محمدی
- صفحات: 1761
خلاصه کتاب:
خورشید و غیاث ( پسر همسایه) باهم دوست معمولی هستند! اما خانواده دختر خیلی سخت گیرند و خورشید بدون اطلاع خانواده اش به غیاث که قبلا در زندگیش شکست عشقی را تجربه کرده نزدیک میشود، اما یک روز خانواده هایشان آنها را دوشادوش هم میبینند و خورشید را باجبار به عقد غیاث در می آوردند..
- نام کتاب: بر من بتاب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1046
خلاصه کتاب:
از او متنفر بودم، از همان روزهای اول جوانه های بلوغ دخترانه ام، از نگاه همیشه مراقبش، از تذکرات فقط برای منش. از اینکه نگاهش پی من بود، اما وقتی برایم حضورش ترسناک شد که دیدم اسلحه دارد، ربطش دادم به ان خط و خطوط بریدگی های روی صورت و ان چهرهی خشن افتاب سوخته اش، با ان نگاه سرد. دیگر برایم فقط تنفرانگیز نبود، ترسناک هم بود، هرجا او حضور داشت ان مکان برای " مهیل" شده بود. ماجد مرد عجیب و مرموزی که کل سالهای زندگی همیشه بود اما فقط نفرت و ترس برایم داشت و من از اینده ای که قرار بود رقم بخورد هیچ نمیدانستم...
- نام کتاب: مهیل
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: صبا ترک
- صفحات: 3996
خلاصه کتاب:
محیا به همراه دختر پنج ساله اش هستی پا به خانه محتشم ها میگذارد و در آنجا زندگیش از نو شروع میشود... خانه ای که سید عماد محتشم همه کاره ی آن است.
- نام کتاب: تب تند پیراهنت
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا گوبانی
- صفحات: 3811
خلاصه کتاب:
رسم عجیبی دارد این دلتنگی...
وقتی دلت تنگ میشود، حجم بزرگش مانند بغض در گلو مینشیند؛ مانند اشک از چشم سرازیر میشود و مانند دستی نامرئی، قلبت را درهم میفشرد.
تو را چنان در دنیای شیرین خیالت اسیر میکند تا به خود میآیی میبینی رویت چروکیده و مویت سپید شده؛ اما این دلتنگی به قوت خود باقیست.
- نام کتاب: رسم دلتنگی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه سالاری
- صفحات: 4580
خلاصه کتاب:
رمان طرار روایتگر دختر تخس، حاضر جواب و جیب بریه که رویای بزرگی داره. فریسای داستان ما به طور اتفاقی با کیاشا آژمان، پسر مغرور و شیطونی که صاحب رستورانهای زنجیرهای آژمان هم هست آشنا میشه و این شروع یک قصه اس...
- نام کتاب: طرار
- ژانر: عاشقانه، طنز، همخونه ای
- نویسنده: فاطمه غفرانی
- صفحات: 4911
خلاصه کتاب:
کمند همراه مادر میان سالش زندگی میکنه و از یه مشکل ظاهری رنج میبره که گاهی اوقات باعث گوشه گیریش میشه.
با خیال پیدا کردن کاری که آرزوی خودش و مادرشه، پا به یک کمپانی فرشبافی میذاره تا به عنوان طراح مصاحبه بشه اما بنا به دلایلی نمیتونه و مجبور میشه برای دست خالی برنگشتن پیشنهاد کار دیگه ای رو قبول کنه و این کار پاش رو به ماجراهایی باز میکنه که حتی تصورش رو نمیکرد....
- نام کتاب: خط خورده
- ژانر: عاشقانه، معمایی، مافیایی
- نویسنده: مهسا زهیری
- صفحات: 1340
خلاصه کتاب:
تکین تهرانی، بازیگر محبوب و از کشتی گیر های اسبق تیم ملی بود که خیلی ناگهانی از عرصه کشتی، کناره گیری میکنه و وارد عرصه شهرت میشه . مردی که راز بزرگ توی سینه اش داره. پناه یزدان دختر شکست خورده ایه که رسم های غلط دست و پاش رو بسته و شکست بزرگی از زندگی زناشویی خورده. زندگی پناه وقتی دستخوش تغییر میشه که تکین استاد دانشگاه پناه میشه و اشتباهات زندگی پناه رو بهش آموزش میده و زنانگی های به خاک کشیده این دختر رو مورد بوسه قرار میده.
- نام کتاب: رسم ممنوعه
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا
- صفحات: 1014
خلاصه کتاب:
بلور و مرصاد از بچگی توی یه محل با همبزرگ شدن و با هم همبازی بودن.. حالا هر دو بزرگ شدن، هر دو مربی باشگاه کاراته و بدن سازی هستن و هر دو بخاطر علاقه شون به عکاسی، یه آتلیه شریکی زدن.. توی این آتلیه گذشته از عکسهای مجالس و عروسی ها، تیزر تبلیغاتی هم درست میکنن و موفقن.. خانواده مرصاد، دخترعموش رو براش در نظر گرفتن ولی مرصاد عاشق بلوره.. خانواده مرصاد، اصلا و ابدا بلور رو در حد خودشون نمیدونن چون پدر بلور، سرایدار مدرسه محل بوده و هست ولی خانواده مرصاد پولدارن و مرصاد پسر حاجیه.. بعد از تحویل سال و برنامه کوه که از طرف باشگاه بوده، مرصاد و بلور به همدیگه اعتراف میکنن که عاشقن همن ولی...
- نام کتاب: همدرد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: دلان
- صفحات: 2600
خلاصه کتاب:
علیسان پسر حاجی مغرور و عیاشی که وقتش و با دخترای دور و برش میگذرونه و برای به دست اوردن ازادی های بیشتر برخلاف میل بابا حاجیش از خونه زده بیرون، خانواده اش برای برگردوندنش کارای زیادی انجام میدن، مثل ترتیب دادن یه ازدواج اجباری…
- نام کتاب: میروم به شهر قشنگ الاغ ها
- ژانر: عاشقانه، طنز، اجباری
- نویسنده: مهدیه افشار
- صفحات: 2876
خلاصه کتاب:
من امیرحسین ملکی ام، ته تغاری حاج نادر ملکی، درگیر عشق ممنوعهی زنی میشم که عالم و آدم مخالفشن و میگن اون ..! دختری که مادر بچهی برادرمه و شش سال پیش اون رو با یه بچهی معلول تنها گذاشته، حالا عشق منه و من برای داشتنش هرکاری میکنم اما طناز ... طناز بهم میگه که فقط برای انتقام از خانوادهام وارد زندگیم شده و بعد از اون من دیگه نمیتونم به هیچ زن و دختری اعتماد کنم! دخترا برام فقط وسیلهی تفریحن، خودم رو توی نوشیدنی غرق میکنم تا یادم نیاد طناز با زندگیم چیکار کرد و همون موقع که من از عالم و آدم متنفرم، گلایل کیهان سراغ نامزدش رو از من میگیره! نامزدش که با طنازِ من فرار کرده و..
- نام کتاب: میچسبمت مثل لب سیگار
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: مهدیه افشار
- صفحات: 557
خلاصه کتاب:
فهمید بغضش شکسته. صدایش میلرزید. محال بود بیتفاوتشان شود. احسان از جنس خودش بود. همانطور که او نمیتوانست همسرش را بین مرگ و زندگی رها کند، او هم قادر نبود عشقش را کنار بگذارد. عشق به خانواده و هستیاش را. آن شب وقتی با هستی حرف میزند، در گوشش گفت: "عین نخودیام برای کسایی که میخوان گُل بزنن. هی توپشون بهم میخوره. نه بازیکنم نه گُلر. ولی وسط بازیام. بازیای که ربطی بهم نداره. اگه توپو بگیرم گُلر لهم میکنه اگه توپو شوت کنم تو دروازه، بازیکنا. هیچکدوم باهام شوخی ندارن. عین من که سر تو با هیچکسی شوخی ندارم. به پا دل به کسی ندی. اونوقت شده عین قاصدک پرپر بشم، میشم و میام سراغت تا بفهمی وسط هر بازی که باشم، سرت شَر میکنم." ندید هستی چقدر قشنگ خندید! روزها را میشمرد برای دیدنِ دوبارهاش!
- نام کتاب: سیاژ
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: الهه محمدی
- صفحات: 1956
خلاصه کتاب:
حامین بادیگارد جذابی که ناخواسته مجبور میشه از دختر تخس و پروئه رئیس یه باند مافیا محافظت کنه، دختری که سالها خارج از ایران زندگی کرده و چیزی از اعتقادای حامین زیادی معتقدمون نمیدونه. مرد خشنمون و بی اندازه اذیت میکنه و وقتی تو یه کلبه واسه چند روز زندانی میشن اتفاقهایی میوفته که باور نکردنیه.
- نام کتاب: نزدیک تر از سایه
- ژانر: عاشقانه، معمایی، پلیسی
- نویسنده: مهری هاشمی
- صفحات: 4119
خلاصه کتاب:
امیرعلی همت، پسرِ عیاش و خوشگذرون حاجآقا همت سردار جانباز جنگی، به دنبال انتقام از دختری معصوم اون رو به شرکت خودش میکشونه تا نقشهای که ماههاست با دقت براش برنامهریزی کرده رو عملی کنه... دختری پاک و نجیب و معتقد که هیچبخشی از وجودش شبیه معیارهای امیرعلی نیست... مردی که از دین و ایمون متنفره!
- نام کتاب: چشم نظر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نازنین محمد حسینی
- صفحات: 1172
خلاصه کتاب:
در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زنهای قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با امیریل احمری و خانواده ی احمری آشنا میشه که هنوز هم روش های سنتی توی همه چیز دارن و پدربزرگش،خلیل، رازی پیش جهانگیر احمری داره که نوا رو کنجکاو کرده...
- نام کتاب: تهران 55
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
- نویسنده: مینا شوکتی
- صفحات: 2800
خلاصه کتاب:
دختری به نام جلوه که تک نوه خاندان سرشناسی است، بوسیله قاچاقچی ها ربوده میشود تا پدر بزرگش را وادار به همکاری کنند، جلوه توسط یک نجیب زاده، ملقب به (بیک) که کسی نام واقعی او را نمیداند نجات می یابد، جلو یک گردنبند گرانبها و میراثی دارد که بیک با دیدن آن ...
- نام کتاب: ویکار
- ژانر: عاشقانه، مافیایی
- نویسنده: شادی موسوی
- صفحات: 2347
خلاصه کتاب:
نگارین جوان شیر ، دختر تنها و مستقلی است که بار زندگی دو نفره با خواهرش را به دوش میکشد ، در یک پرنده فروشی کار میکند و با درآمد ناچیزش زندگی اش را می گذراند، در این بین خاندان بزرگ و متمولی با آمدن فرزند ارشدش به وطن دچار یک چالش بزرگ می شود ... مهندس آزاد زرنگار به محض اینکه بازگشت رقیبش را نزدیک می بیند، مهره هایش را آماده ی مبارزه میکند و تمام تلاشش برای کیش و مات کردن شاه را به کار میگیرد. بستگی دارد از چه زاویه ای ، به مهره های چیده شده در صفحه ی شطرنج نگاه کرد! پیاده، مهره ای بسیار مهم برای مبارزه است، این مهره در حالی که جابه جایی محدودی دارد و مهره ای کم ارزش شمرده میشود، پتانسیل زیادی دارد و میدان نبرد شطرنج را تشکیل میدهد.
- نام کتاب: بازگشت طیطو
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: سروناز روحی
- صفحات: 2608
خلاصه کتاب:
یاس ادیب برای جلوگیری از فاش نشدن بزرگترین راز زندگیاش تن به یک ازدواج اجباری با پاشا زرین میدهد که در نخستین شب زندگی مشترکشان شاهد رفتارها و تمایلات عجیبتری از پاشا میشود!
- نام کتاب: مسجون
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: ص مرادی
- صفحات: 3111