
دانلود رمان کوئوکا pdf از رویا قاسمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان کوئوکا
یه دختر شیطون همیشه خندون که تو خانواده پر خلافی زندگی می کنه که سر و کارشون با موادمخدره ولی خودش یه دانشجوی درسخونه که داره تلاش میکنه کسی از ماهیت خانواده اش خبردار نشه.. غافل از اینکه برادر دوست صمیمیش که یه آدم خشک و متعصبه خیلی وقته پیگیرشه و وقتی باهاش آشنا میشه صهبا تازه میفهمه که اون…
قسمتی از متن رمان کوئوکا
فرار و رهایی از همهٔ آدم ها بودم. امیر بود که من و توی فیلم و کتاب خفه کرد. هر شب هر شب مجبورم میکرد باهاش بشینم فیلم های اکشن ببینم. یه کیسه بوکس گرفته و وصل کرده بود تو زیرزمین. مجبورم میکردم بهش مشت بزنم. مجبورم میکرد فحش بدم و هر چقدر دلم میخواد، سخیف و زشت حرف بزنم. خودشم یه گوشه وایمیساد و کم که میاوردم فحش های جدید یادم میداد! تو چطور تونستی همچین چیزی ازش بخوای؟ فقط هفده ساله بود که ترک تحصیل کرد و شروع کرد به کار کردن. آره شغلش درست نبود و به نادرست هزینهٔ کل کلاس و کتاب های کنکورم رو داد.
برادر من آدم خوبی از چشم تو یا اجتماع نیست! خب به جهنم… از چشم من امیر بهترین برادر دنیاست و من روزی صدها بار باید چهره شو ببینم و هزاران بار صداشو بشنوم و هرکسی… هرکسی که خوشایندش نیست، میتونه بره و پشت سرشم نگاه نکنه! من از عهدٔه خودم و همهٔ غم هایی که تو سینهم هست برمیآم و برای تو، فقط یه نصیحت دارم… من تو رو با هر چیزی که بهش تعلق داری و بهت تعلق داره دوست دارم، انتظار زیادی بود که من رو با همهٔ متعلقاتم دوست داشته باشی؟! و اما نصیحتم به تو اینه که با هیچکس… هیچکس اینطوری بازی نکن.
صدای سوت بلند کتری گوشزد میکنه که زمان زیادی از اینجا بودنم گذشته. نفسهای به شماره افتاده م رو با غم همهٔ رؤیاهایی که یه شبه خراب شده بودن، ورمیدارم و چهرٔه ناخوانای جهان رو پشتسرم، جا میذارم و میرم. عشق آسون نبود، دوست داشتن و دوست داشته شدن یه مسئلهٔ معمولی و راحت نبود. بابا راست میگفت، که باید با یکی میرفتم زیر یه سقف که وقتی انگشتم برید اون بیشتر دردش بگیره! ای کاش از دردی که امروز تو خونه ش کشیدم، بیشتر از خودم بکشه. یه گزینه برام مونده بود. گزینه ای به اسم هادی! همه توقعات و انتظاره ام رو از رابطه ها حذف میکنم.