
دانلود رمان آذین pdf از آیدا باقری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان آذین
دکتر آذین بهمنش، زنی مستقل و محکم؛ با گذشته ای که سعی دارد لا به لای اتفاقات امروز پنهانش کند. آذین در همه حال در تلاش و تکاپوست و این را تنها راه آرامش خود می داند، تا آنکه روزی برحسب اتفاق با پسری جوان برخورد می کند. امید، پسری به ظاهر فارغ از تمام دنیا اما، با واقعیتی پنهان از همه!
قسمتی از متن رمان آذین
دیگه تا آخر عمرم برام وجود ندارن بذار همون خواهر بزرگه ی زورگوی همیشگی بمونی، به تارا هم بگو با خودم عصر باشه یه کاریش میکنم اوکیه حالا؟! میریم اگه چشم های اسرا و شهرزاد مثل مادرشان رنگی بود، اما او و تارا مردمک های قهوه ای پدرشان را به ارث برده بودند. تنها وجه اشتراک هر چهارتایشان بور بودنشان بود که به طرز جالبی در نگاه اول به چشم می خورد. منتهی اسرا به کمک رنگ مو از شدت بور بودنش کاسته بود.
مرسی…اگه این چند روز سرم شلوغ نبود مزاحم تو نمی شدم. نمیشد هم به مامان بگم تا را خواست نگرانش نکنیم اون هنوز نمیدونه که چقدر وضعیت تارا خطرناک و نگران کننده است. دکترشو عوض کردین یا نه؟ اسرا با نگاهی به اخم های درهم امید سرش را تکان داد. سبد سیب زمینی ها را داخل سینک گذاشت و آب سرد را روی آنها باز کرد باید تا قبل از تعطیل شدن مدرسه ی دخترانش کارش را تمام می کرد. آره اتفاقا چون دکتر شو عوض کردیم نگرانیمون بیشتره.
تارا دو تا سقط داشته بیشتر از ماها هم با تو صمیمیه، به نظرم بودن تو بیشتر باعث دلگرمیشه تا ما هر چند اگه شوهرش بود دیگه نیازی به من و تو نبود. الانم ماهی پیششه بعد از ظهر هم میرم بهش سر میزنم. امید به آرامی سری تکان داد دستی به موهایش کشید و با ذهنی به هم ریخته خواست آشپزخانه را ترک کند که اسرا صدایش زد به سمت او چرخید و بی تفاوت نگاهش کرد با تارا صحبت کن راضیش کن این چند ماهی که صالح ایران نیست بیاد اینجا بمونه نیازی نیست مامان دلیلش رو بدونه میگیم که تو خونه ی خودش میترسه.
دکتر آذین بهمنش، زنی مستقل و محکم؛ با گذشته ای که سعی دارد لا به لای اتفاقات امروز پنهانش کند. آذین در همه حال در تلاش و تکاپوست و این را تنها راه آرامش خود می داند، تا آنکه روزی برحسب اتفاق با پسری جوان برخورد می کند. امید، پسری به ظاهر فارغ از تمام دنیا اما، با واقعیتی پنهان از همه!