
دانلود رمان ردلاین pdf از هانی زند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
خلاصه رمان ردلاین
جاوید محتشم صاحب یکی از بزرگترین شرکت های مادلینگ لباس در دنیاست که به امپراطور صنعت مد زنان معروفه! تا اینکه دختری کم سن و سال و چشم و گوش بسته از یک خانوادهی مذهبی و متعصب از خونه فرار میکنه و پا به شرکت جاوید خان خوشگذرونی میذاره که تو اولین دیدار وادارش میکنه لباساشو در بیاره تا….
قسمتی از متن رمان ردلاین
به دنبال صدای خونسرد جاوید محتشم، صدای تق تق پاشنه های زنانه ای روی کفپوش اتاق صدا می کند. خدا منو بکشه، جاویدخان! این چه حرفیه! گردن می کشم و تصویر نصفه و نیمه ای از زن شکار میکنم. یک دامن طوسی که بلندایش با زحمت به انتهای برجستگی مچ پا می رسد. و یک کت سفید رنگ و موهایی که به زیبایی آراسته شده اند. از کنار مبل که می گذرد نگاه مسخره ای حواله ام می کند و درجا می ایستد.
من فکر می کنم که وقت تعدیل نیرو رسیده باشه، آزی جون! نگاه از من میگیرد و لبخند مصنوعی روی لب براقش می نشاند. تق تق کنان سمت میز بالای اتاق می رود. تعدیل نیرو؟ برای کدوم بخش؟ فقط بخش منشی، آزی جون! هول هول همان بلوز پاره شده را تن می کشم و سرم را بالا می آورم . روبه روی میز ایستاده و جاویدخان، دست به سینه تماشایش میکند. منشی؟ من متوجه نمیشم، جاوید! بلند بلند میخندد. جاوید؟ تند و تند سر تکان می دهد.
ببخشید، جاوید خان! و چون حرفی در جواب تحویل نمی گیرد ادامه می دهد. جناب محتشم! و کی به شما اجازه داده بدون رعایت سلسله مراتب، بدون در زدن، وارد اتاق من بشید اونم وقتی مهمان دارم؟ متوجه نشدید که مهمان من و ترسوندید، آزی جون؟ سر زن به سمتم برمی گردد و ناشیانه سرم را پایین میبرم. این دختره؟ خودتون نامهٔ استعفا رو میارید یا بگم بیارن، آزی جون؟ چند لحظه قبل در آن پ صدایش به وضوح میلرزد. دیگر نشانی از لحن پر از عشوه پیدا نمیشود. استعفا… استعفا برای چی، جناب محتشم؟