
دانلود رمان مرد وحشی pdf از رویا رستمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان مرد وحشی
در جلد دوم مردی وارد زندگی یزدان میشود که آسایش و آرامش را از او بگیرد و این در حالیست که زنی به اسم الن ادعا دارد که از یزدان حامله شده و بچه دارد….
قسمتی از متن رمان مرد وحشی
داری دلداریم میدی؟ یزدان کمرنگ لبخند زد. نه عزیزم من چیزی که می بینم رو میگم. چرا امروز زود اومدی؟ گفتم که کارم زود تموم شد دل تنگ یه خانم غرغرو هم بودم. هیوا کمرنگ لبخند زد. همان موقع حس کرد معده اش درون دهانش است. فورا از روی پای یزدان پایین آمد و به سمت دستشویی دوید. یزدان با نگرانی نگاهش کرد. پس کی قرار بود تمام شود؟ واقعا دیگر چیزی از هیوا نمانده بود.
به شدت لاغر شده بود. پوفی کشید و بلند شد.صدای عق زدنش از درون دستشویی می پشت دستشویی ایستاد. هیوا بیا لباس بپوش ببرمت بیمارستان صدایش ضعیف بود آمد. خوبم…۴ ماه شده، پس کی قراره خوب بشی؟ در دستشویی باز شد. به شدت رنگ پریده بود. لبخند کم جانی زد. خوب میشم قبلا هر روز حالم بهم میخورد حالا دو سه روز یه باره، هر ماه کمتر میشه. یزدان دستش را کشید و محکم بغلش کرد
ببخشید. چرا؟ برات زود بود بارداری دوباره… اشکال نداره عزیزم بلاخره که چی؟ باید تمام این اتفاقات هیوا را به سمت اتاق خواب برد. روی تخت خواباندش از گوشی خودش هم به رستوران زنگ زد. گفت که با پیک غذا بفرستند. تمامس که قطع شد به سمت کمددیواری رفت. لباسهایش را تعویض کرد و لباس راحتی پوشید. فضای اتاق نیمه تاریک بود. نور کمی از لای پرده های بنفش رنگ به داخل می تابید. کنار هیوا دراز کشید.