
دانلود رمان شور عشق pdf از مریم پیروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان شور عشق
بردیا و غزل، دو نفری که یک زمان عاشقانه ترین رابطه را داشتند، حالا در دو سوی جنگِ انتقام قرار گرفته اند. حاج بابا گمان می کرد با طرد کردنِ بردیا، همه چیز تمام شده، اما او پس از پنج سال بازگشته تا ثابت کند عشقِ نافرجام می تواند به تلخ ترین کینه تبدیل شود…
قسمتی از متن رمان شور عشق
داداش بردیا، تورو خدا، تورو قرآن برو کنار، تو حالت خوب نیست، تو داداشمی، تو خونواده منی، سرپناهمی آدم به خواهر خودش نمیتونه نظر داشته باشه داداشی، داداش صدای نعره ای که تو صورتم زد بلندتر از زجه های خودم تو گوشم اکو وار پیچید، که حتی تو زمان کنونی هم شونه هام از حس اون صدا لرزیدن که گفت: من داداشت نیستم تو خواهر من نیستی، انقدر به من نگو داداش، یا مثل آدم راه میای یا می بندمت و هر کاری که دلم بخواد باهات انجام میدم. دوباره هق زدم و التماس کردم و دستش که بند لباسم شده بود رو گرفتم و گفتم. تو رو به امام حسین نکن بردیا من می ترسم، جون حاج بابا ولم كن…
با اینکه نگاهش ملایم تر شده بود اما غریزه اش مسرتر اونو وادار می کرد که سرش رو جلو بیاره و لباس تابستونه ای که تنم بود و بلندیش تا روی زانوم بود رو با دقت نگاه کنه، من گریه میکردم اما بردیا با شور پر رنگ تری می گفت: آروم باش وحشی کوچولو نمیذارم اذیت بشی عزیزم باور کن. به هردومون خوش می گذره بهت قول میدم تو فقط بذار من شروع کنم، دستاتو بردار انقدر تقلا نکن من نمیذارم اذیت بشی که ازم متنفر بشی، ما قراره همیشه با هم باشیم بدون اینکه کسی بفهمه فقط بذار آروم بشم ازت غزل دیگه تحمل ندارم. چقدر یادآوریه اون روز برام تلخ بود، تلخ تلخ مثل طعم زهر.
دستش حرکت کرد، تموم اون صحنه ها به یکباره به مغزم فرمان دادن که این همون بردیای رذل و کثیفه که تو رو تا مرز اون عارضه پیش برد و اگه حاج بابا سر نمی رسید من زیر دستای کثیفش به بدترین شکل ممکن نجس میشدم، حقیر میشدم و وسیله ای برای خاموشیه نفسش می شدم و از همه مهمتر زن می شدم. صورتم خیس از اشک شده بود، هر وقت به اون لحظه های منفور فکر میکنم فقط روح و مغزم رو مریض این همه تنش سنگین میکردم به آنی خون با جهش تندی از عصبانیت تو رگام دوید که با نفرت دست بردیا رو گرفتم و گفتم: بخدا قسم جیغ میزنم تموم آدمای این خونه بریزن اینجا برو کنار حیوون.