
دانلود رمان در بند هوس pdf از مریم پیروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان در بند هوس
در سکوت پس از مرگ شوهر، مارال به آهستگی زخم هایش را التیام می داد. احمد، چون سایه ای از وفاداری، در کنارش بود. اما آیا سایه ها همیشه آرامش بخشند؟ مالک، پسر احمد، با تردید به این رابطه نگاه میکرد و این نگاه، آرامش مارال را برهم میزد…
قسمتی از متن رمان در بند هوس
معنی این کارها چیه؟ کدوم کار؟ همین که برداشتی به حسابم واریز زدی… من نه محتاج این ده میلیونم، نه از تو پول خواستم، شماره حسابتو بفرست برگشت بزنم… پشت خط ساکت بود، با حرص بیشتری توپیدم: دفعه آخرت باشه از این کارها میکنی… من دارم هر کاری میکنم تا از سر خودم…این حرفایی که امروز به من زدی، به یه بیشرف دیگه هم گفتی؟ از چیزی که گفت جا خوردم و تو پس زمینه، صدای اکرم خانم به گوشم رسید: مالک بیا برو دنبال بهناز، سه ساعته منتظرته…به من زنگ زد گفتم حرکت کردیا…مالک بلند داد زد: مامان ول می کنی یه دقیقه با گوشیم حرف بزنم یا نه؟ اون سه ساعتی که اون منتظره والا تو دهن منو صاف کردی از بس گفتی… الو
هستم…جواب منو ندادی، گزینه هاتو دیگه به کی گفتی که پیش پیش برات پول زده؟ اون قدر هنگ حرفش بودم که متلک زشتش رو نادیده گرفتم. تو واریز نزدی؟ داری چی کار می کنی با خودت… انگار جدی جدی افتادی به خود فروشی … مگه نگفتی تو نیستی؟ اوکی… منم فقط میخواستم مطمئن بشم… تماس رو سریع قطع کردم…اصلاً نمیتونم نیش و حرفای مالک رو تحمل کنم. سریع دست و پاهام به لرزه میافتن و انگار پنیک میشم…فقط نسبت به اون این حسرو پیدا میکنم..فقط خوِد لعنتیش…
شماره اش دوباره روی گوشیم افتاد، اینبار من رِد تماس زدم و از روی تخت بلند شدم…گوشی رو سایلنت کردم و تو جیب شلوارم گذاشتمش تا راحت به کارهام برسم و صدای زنگش آزارم نده…تکلیف اون ده میلیون مشخص نشد تا وقتی احمد آقا به خونه زنگ زد و بعد از این که احوال منو مامان رو پرسید، بهم گفت: چند بار به گوشیت زنگ زدم بوق میخورد ولی جواب نمیدادی… نگران شدم، خواستم بیام اونجا ببینم جریان چیه، گفتم اول زنگ بزنم خونه مطمئن بشم…ببخشید متوجه نشدم… داشتم شام درست میکردم. اون لحظه که بخاطر تماس های مالک سایلنتش کردم، یادم رفته بود از حالت سایلنت درش بیارم. گوشی رو سریع از تو جیبم در آوردم و قفلش رو باز کردم.