
دانلود رمان سیاه نمایی pdf از مریم پیروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، مافیای، درام
خلاصه رمان سیاه نمایی
الوند پسری که حاصل یه رابطهی نامشروعه و چون همه اقوامِ پدرش بهش لقب حرو*مزاده دادن، سالهاست خانوادهشو ترک کرده و برای خودش یه زندگی عجیب و پرماجرا درست کرده، زندگی که پر از آدمهای جورواجور با شغل و سیاستهای کثیفه… توی کارهاش از یکی رقیبهای بزرگش ضربه میخوره و سعی میکنه برای تلافیِ کارش، به تک دخترِ اون شخص نزدیک بشه، دختری که از چند و چونِ کارهای باباش اطلاع داره و حاضره برای نجات جونش، حتی خودشو قربانی کنه…
قسمتی از متن رمان سیاه نمایی
زل زده به تابلوی مقابلم به سیگار پک زدم… اولین بار نیست که این اسم به چشمم میاد ولی مثل همیشه باز هم پوزخند به لبم آورد. مدت هاست دارم با این اسم زندگی میکنم و هربار این به ذهنم میرسه “نبات قند، شیرینی” لبخند مسخره ای زدم و چشمام رو روی تابلو تاریک و تنگ کردم… وقتش رسیده… – وقت چی؟ انگار فکرم رو به زبون آوردم که محسن یهویی تو چاه افکارم پرت شد… هیچی… پرونده رو یکبار دیگه نگاه کردم و به اسن بالای صفحه و عکسش زل زدم…
خودکار رو برداشتم و چیزی که روی تابلوی مقابلم بود کنار اسمش نوشتم متخصص زنان و زایمان. پوزخند تاریکی زدم و سر بالا گرفتم… اسمش با حروفهای درشت ،کنارش با درخشش طلایی بهم چشمک میزدن. پس یه خانم دکتر معروف شده… محسن اوهومی گفت و خط نگاهم و دنبال کرد. جون باباشه… براش خون میریزه شنیدم اینم براش کم نمیذاره! گفتم و به عکسش نگاه کردم. محسن با تایید سر تکون دادم و سیگاری روشن کرد. سیگاری روشن کرد. نگاهم و به عکس ،دید طبق معمول توضیح میداد.
از اونجایی که بچه ها پیگیری کردن فهمیدن سر به بحث پیچیده با عطا” شیپوری تازگیها تو دردسر افتاده که مجبور شده دخترشو به عقد پسر در بیاره جالبه که دختره هم با این همه ادعا رو حرفِ باباش نه نیورده مراسمشون یک ماهه دیگه ست فهمیدیم میخوان مراسم و …
الوند پسری که حاصل یه رابطهی نامشروعه و چون همه اقوامِ پدرش بهش لقب حرو*مزاده دادن، سالهاست خانوادهشو ترک کرده و برای خودش یه زندگی عجیب و پرماجرا درست کرده، زندگی که پر از آدمهای جورواجور با شغل و سیاستهای کثیفه... توی کارهاش از یکی رقیبهای بزرگش ضربه میخوره و سعی میکنه برای تلافیِ کارش، به تک دخترِ اون شخص نزدیک بشه، دختری که از چند و چونِ کارهای باباش اطلاع داره و حاضره برای نجات جونش، حتی خودشو قربانی کنه...