ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان یوفوریا

دانلود رمان یوفوریا pdf از صبا عابدی(آنید)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان یوفوریا

همه چیز ازاونجایی شروع شد که تصمیم گرفتم این شهر آلوده و خالی از احساس و پشت سرم رها کنم و برگردم به مامن گاهم. جایی که می‌تونم خودم باشم و صدای فلوتم با جریان آب همبازی بشه. اما نمی‌دونستم آشنایی با اون می‌تونه کاری کنه از سیاهچاله هاش که پناهگاهم شده بود، فرار کنم به همون برزخ قبل.. اما این و نمیتونم پنهان کنم که کنار این ممنوعه بودن خیلی خوشه، و منم عاشق سرخوشی

قسمتی از متن رمان یوفوریا

میدانست تمشک از شرایط دختر راضی نیست ، ولی این را هم میدانست لب به سخن باز کردنش برای دختر هیچ فایده ای ندارد .چون حرف ،حرف اردلان خان بود. آقای صبوری از داخل آینه نگاهی به صورتش انداخت و با جدیت گفت :پدرتون خواستن شما رو ببینن ابروهایش به آنی از سر تعجب بالا رفت و سرش را به سمت تمشک برگرداند .کمی در چشم های هم خیره شدند و در آخر همان طور که اتصال نگاهشان را قطع میکرد رو به اقای صبوری پرسید :بابام خواست من و ببینه؟ بله سکوت کرد و بی حرف به صندلی مقابلش زل زد .دروغ چرا؟ خوشحالی ای که با شنیدن این حرف در رگ هایش جریان پیدا کرد ،چیز غیرقابل انکاری نبود. اردلان انقدر مشغله کاری داشت که اندک زمانی را صرف دیدن دلان میکرد .

چه برسد به اینکه خودش دختر را فرا بخواند که به دیدنش رود . لبخندی زیرپوستی آرام روی صورتش جاخوش کرد و به نگاه سنگین و معنادار تمشک توجهی نشان نداد. تمشک هم به نوبه خودش حق داشت از دستش عصبی شود ولی او هم ..خب او هم حق داشت . پدرش بود. بدون اینکه نگاهی به طرف دوستش بیاندازد دستش را گرفت و روی پاهایش گذاشت .از پنجره به مناظر بی روح بیرون خیره شد و در همان حالت انگشت اشاره اش را آرام روی پوست نرمش کشید .عادتی که از بچگی داشتند و روحشان آرامش میگرفت همین بود .و در هر شرایطی این را از هم دریغ نمیکردند. تمشک دست دختر را فشرد و بلند گفت :من همین جا پیاده میشم سریع به سمتش برگشت.

و به نشانه مخالفت سری کج کرد مسخره بازی در نیار میرسونیمت خونه تمشک سری بالا انداخت و با لبخندی دلگرم کننده که میدانست تنها به خاطر آرام کردن اوست پاسخ داد :نه اینجاها کار دارم ،خونه هم تنهام نمیخوام حالا حالاها برم .همین جا پیاده شم مرسیتم به ولله الفاظی که در جملاتش به کار میبرد مثل همیشه باعث منحنی شدن لب هایش شد و با خنده گفت : مطمئنی؟ چشمانش را با اطمینان بست و آقای صبوری کنار خیابان ایستاد .تمشک قصد پیاده شدن داشت که با گرفته شدن دستش به سوی دختر برگشت و در چشمانش خیره شد .

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
همه چیز ازاونجایی شروع شد که تصمیم گرفتم این شهر آلوده و خالی از احساس و پشت سرم رها کنم و برگردم به مامن گاهم. جایی که می‌تونم خودم باشم و صدای فلوتم با جریان آب همبازی بشه. اما نمی‌دونستم آشنایی با اون می‌تونه کاری کنه از سیاهچاله هاش که پناهگاهم شده بود، فرار کنم به همون برزخ قبل.. اما این و نمیتونم پنهان کنم که کنار این ممنوعه بودن خیلی خوشه، و منم عاشق سرخوشی
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    یوفوریا
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    صبا عابدی(آنید)
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    1757
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 45,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.