
دانلود رمان تولد یک معجزه pdf از سارا شیفته
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
خلاصه رمان تولد یک معجزه
سلما دختری روستایی نیست… او آخرین بازمانده از نسل جادوگرانی است که قدرتشان در چشمانشان نهفته است. وقتی دکتر امید، که به دنبال درمانی برای بیماری مرموزی است، به روستای آنها میرود، ناخواسته جذب نیروی جادویی چشمان سلما میشود. اما عشق آنها خشم نیروهای تاریک را بر میانگیزد. آیا عشق میتواند بر نفرین قدیمی غلبه کند؟
قسمتی از متن رمان تولد یک معجزه
زندگی من با تو خیلی فرق داره، تو توی زندگیت تنها تصمیم گیرنده هستی و از تصمیماتت کسی سود یا زیان نمیبینه ولی ما یک خانواده سنتی هستیم که یک جورایی در همه کار با هم شریکیم برای همین همه توی کار هم نظر دارن. این هست که مسائل رو یک کم پیچیده میکنه و افکار منو بهم ریخته. سخت نگیر. به نظرم صبر و حوصله و آرامش، کلید حل هر مشکلی هست. بهتره فکرتو از هر آشفتگی دور کنی تا در هر پیش آمدی فکرت قابلیت عکس العمل صحیحو داشته باشه. سپس نیم خیز شد.
حالا هم زود ویزیت مشاوره ات رو پرداخت کن و بیا بریم که بیبی حتما دنبالم میگرده. امید هم سریع برخاست و بیرون رفتند و با تحسین به او که به سمت خانه میرفت، چشم دوخت. مانند این بود که تمام افکارش را خوانده و او را به آرامش دعوت کرده بود. به نسبت قبل فکرش خیلی آزادتر شده بود و با لبخند به دنبال او روان شد. حالا ویزیتت چند میشه؟ سلما با لبخندی زیرکانه گفت: با من فرانسوی حرف بزن. یادمه گفته بودی زبان فرانسه ات خوبه! امید در جا ایستاد و متعجب به او نگاه کرد. شوخی میکنی؟!
نه ….من خیلی وقته دارم این زبانو میخونم ولی چون کسیو ندارم که تمرین کنم، پیشرفت زیادی نداشتم ولی زبان انگلیسیو کامل بلدم چون با دوستهام تمرین میکنیم. تو هر لحظه من رو شگفت زده میکنی، واقعا به دو زبان مسلطی؟! سلما با لبخندی مغرورانه نگاه از او گرفت و به سمت بیبی رفت که کنار حوض نشسته و کیسه ی میوه هایی که خریده بود را جابه جا میکرد. بیبی با تعجب به آنها نگاه کرد و رو به سلما کرد. کجا بودی مادر، چند بار صدات کردم. زیر درخت نسترن، میخواستم اونجا رو به آقا امید هم نشون بدم.