ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

دانلود رمان ابلیس و ساده لوح pdf از نفس.س

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: اجتماعی، طنز

خلاصه رمان ابلیس و ساده لوح

نیلوفر، خسته از نیش‌خندها و نگاه‌های سنگین اطرافیان، تصمیم می‌گیرد تا قید شهر و دیارش را بزند. با امیدی سبز در دل، به دنبال فردایی روشن‌تر راهی سرزمینی ناشناخته می‌شود؛ اما به زودی درمی‌یابد که گذر از گذشته، به سادگیِ قدم نهادن در جاده‌ای تازه نیست. با قلبی پاک و بی‌آلایش پیش می‌رود، بی‌آنکه بداند در این جهان پر زرق‌ و برق، شیطان با نیشی خندان، در پی اغفال بی‌خبران است …

قسمتی از متن رمان ابلیس و ساده لوح

مادرم آنقدر خوشحال بود که گویی همه چیز تمام شده و همین روزها دختر ترشیده‌اش ازدواج می‌کند، شاید هم به این فکر می‌کرد آبرویش دیگر جلوی اقوام و فامیل نمی‌رود و بیش از این نیش و کنایه‌ی آن‌ها را نمی‌شنود! اما آخر مگر بیست و هفت سال سن زیادیست؟ نمی‌فهمم، آخر چرا در بین اقوام ما این سن برای یک دختر زیاد است؟! چرا باید همه زود ازدواج کنند؟! تمام اشتیاقم را برای خواستگاری از دست داده بودم. به تنها چیزی که فکر می‌کردم این بود که شاید نباید بیش از این باری بر روی دوش مادر و پدرم باشم، شاید هم وقتی با آن پسر رو به رو بشوم به یکدیگر علاقه‌مند بشویم و رابطه‌مان مثل رابطه‌ی نازنین و رامتین بشود و شاید در سرنوشتم نوشته شده که اینطور ازدواج کنم!

نیمه شب شد، اما خوابم نمی‌برد. نازنین یک ساعت قبل خوابید و حالا منظم و آرام نفس می‌کشید. تخت خواب من یک طرف دیوار و تخت نازنین سمت دیگر اتاق بود. هرچه سعی می‌کردم اصلا نمی‌توانستم بخوابم در نهایت تصمیم گرفتم به حیاط بروم و کمی در ایوان بشینم. در اتاق را که باز کردم صدای صحبت مادر و پدرم را از اتاقشان شنیدم. عجیب است! ساعت دو نیمه شب و آن‌ها بیدار هستند و حرف می‌زدند، اما یک صحبت عادی نبود؛ گویی با هم بحث می‌کردند! به اتاق نزدیک شدم و به دیوار تکیه کردم. با اینکه تلاش می‌کردند آرام صحبت کنند، اما وقتی کنار در ایستادم صدایشان را خوب می‌توانستم بشنوم. بابا: تو می‌فهمی چی میگی معصومه؟!

یه پسر معتاد با نیلوفر ازدواج کنه؟! مامان: چندبار بگم مادرش گفت ترک کرده دیگه معتاد نیست! بفرما نیلوفر خانم، این هم شانس است تو داری!؟ طرف معتاد است! پس بگو مادرش چرا من را پسندیده، حالا دلیلش برایم واضح شد. مگر دستم به مادرش نرسد، می‌دانم چه بر سرش بیاورم! بابا: تو از کجا مطمئنی که دیگه معتاد نیست؟ می‌خوای دستی دستی بدبختش کنی؟! مامان: بدبخت چیه؟ بهتر از این واسش پیدا نمیشه! بابا: بهتره هیچوقت ازدواج نکنه تا اینکه با همچین کسی بره زیر یه سقف! مامان: تو متوجه نیستی من برای خودش میگم! همه بهش کنایه می‌زنن، همه تحقیرش می‌کنن، دخترهای هم سن و سال اون توی فامیل همه بچه دارن! …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
نیلوفر، خسته از نیش‌خندها و نگاه‌های سنگین اطرافیان، تصمیم می‌گیرد تا قید شهر و دیارش را بزند. با امیدی سبز در دل، به دنبال فردایی روشن‌تر راهی سرزمینی ناشناخته می‌شود؛ اما به زودی درمی‌یابد که گذر از گذشته، به سادگیِ قدم نهادن در جاده‌ای تازه نیست. با قلبی پاک و بی‌آلایش پیش می‌رود، بی‌آنکه بداند در این جهان پر زرق‌ و برق، شیطان با نیشی خندان، در پی اغفال بی‌خبران است ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ابلیس و ساده لوح
  • ژانر
    اجتماعی، طنز
  • نویسنده
    نفس.س
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    378
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.