
دانلود رمان الهه ی پنجم pdf از یسنا مهدی زاده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان الهه ی پنجم
بعد از ۲۱ سال، دنیا بالاخره حقیقت را کشف میکند: خانواده ای که هرگز آن ها را نشناخته بود. اما این آغاز یک کابوس است. رازهای خانوادگی، عشق ممنوعه به پسرخالهاش و نبردی مرگبار با نیروهای شیطانی، زندگی اش را به جهنمی تبدیل می کند. حالا باید بین عشق، خون و جادوی سیاه یکی را انتخاب کند… قبل از آنکه دیگر دیر شود.
قسمتی از متن رمان الهه ی پنجم
خانوادم اونقدر منو اذیت و تحقیر می کردن که دیگه نمی تونستم. باید جرعتم رو جمع کنم تا به بابا بگم دلیل این همه آزار و اذیت چیه؟ رفتم وسط خونه و داد زدم: آهای کجایید؟ باهاتون حرف دارم. هوی گوساله چته؟ امروز میخوام باهاتون حرف بزنم. خب بنال. مشکلتون با من چیه؟ چرا این همه عذابم میدید؟ که می خوای بدونی؟ بله، سوال منو جواب بدید. خب میگم، تو رو دوست نداریم چون ازت بدمون میاد. میخوام از اینجا گم شی بیرون، چون جای من و همسرم و بچه هام رو تنگ کردی ما ازت خوشمون نمیاد، گمشو! باشه باشع میرم نمیخوام پیشتون بمونم.
دنیا حرف اضافی نزن، این وقت شب با این سن و سال کجا میخوای بری؟ هرجایی بجز این قبرستون. بابا باهات شوخی کرد، دنیا کافیه ! تو همین جا میمونی. هرگز، من همین الان میرم. آره گمشو بیرون ازت متنفرم…باشه. آره، آره برو گمشو بیرون دختره ی عوضی. توی این خونه فقط رادان و سامان منو دوست داشتن بقیه از من متنفرن، هه. باشه، باشه ولی من دیگه پدر و مادری ندارم، خواهرمم مرده. رفتم لباسام رو که زیادم نبودن جمع کروم و رفتم بیرون. پامو گذاشتم از اون عمارت مزخرف بیرون، ای کاش منم خانواده داشتم با اینکه اونا من رو دوست ندارن ولی همیشه به فکرشونم.
قبل از رفتنم بهتون یه حرفی می گم، من یه روز برمی گردم یه روز سپیده خانوم جلوی من خم میشی و احترام میزاری! خانوم نرگس شما توی اولین دیدارمون بعد از سال ها اشک می ریزی، آقای عباس پدرم تو برای دیدنم التماس میکنی. حسرت دیدار دوباره ی من رو به دلتون میزارم. خفه شو گمشو بیرون انگار چه تحفه ای هستی که التماس کنم. خواهیم دید، خدافظ داداشا. و فورا از اون خونه زدم بی رون، وای خدا ساعت: هشت و نیم هستش، الان کجا برم آخه؟ کامیار، آهان کامیار برم پیش اون. اون بهم گفت که دوسم داره و تنهام نمیزاره آره برم پیشش. رفتم دم در خونشون و زنگ زدم.