
دانلود رمان در رویای بابل pdf از ریچارد براتیگان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: درام، معمایی، کمدی سیاه
خلاصه رمان در رویای بابل
کارآگاهی که بیشتر شبیه به یک شوخی تلخ است: بدون ماشین، بدون منشی، حتی بدون گلوله برای اسلحهاش. اما وقتی کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، در واقع آزادترین آدم جهان است و…
قسمتی از متن رمان در رویای بابل
راسته ی گاو خوابانده در پیاز تنها چیزی است که بیشتر از یک قتل درست و حسابی دوست دارد. سی و دو سه سالی داشت و هیکلش عین یک وانتِ دوج بود. اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد، اسلحه بند سرشانه ای اش بود که یک کلت کالیبر ۳۸ خوشگل مخصوص پلیس توش جا خوش کرده بود. ذهنم مخصوصاً متوجه تیرهای توی اسلحه بود دلم می خواست هر شش تا را داشته باشم، اما بنا را بر سه گذاشتم. گروهبان رینگ به دقت در حال وارسی یک نامه بازکن بود. نگاهی به من انداخت. گفت: «به به، چشم ما روشن.» سعی کردم به سیاق خودش باب صحبت را باز کنم.
گفتم: نامه بازکن می خوای چی کار؟ خودت میدونی که خوندن نوشتن به تو نیومده. در حالی که لبخند میزد گفت: هنوزم عکسای بد میفروشی؟ جشن ولنتاین در تیخوانا واسه سگ بازا؟ گفتم: نه. این قدر که پلیسا ازم نمونه خواستن، دیگه هیچی برام نموند. آن وقت ها، سال ۴۰ هنگام برگزاری نمایشگاه جهان در جزیره ی گنج، کار کارآگاهان خصوصی حسابی کساد بود و به همین خاطر کمبود درآمدم را با فروش یک تعداد عکس هنری به توریست ها جبران می کردم. گروهبان رینگ همیشه دوست داشت از این بابت سر به سرم بگذارد. نمایشگاه بزرگ بین المللی که هر چند سال یک بار در یکی از کشورها انواع دستاوردهای اقتصادی ملل مختلف را با گرایشی فرهنگی به نمایش می گذارد.
در طول زندگی کارهای زیادی کرده ام که اسباب خجالت ام شده، اما بدترین کاری که همه ی عمرم کردم افتادن به این افلاسی بود که حالا اسیرش بودم. رینگ نامه بازکن را روی میز انداخت و گفت: این یه آلت قتاله است. سر صبح از پشت کشیدن اش بیرون هیچ سرنخی نیست. فقط جسد اون با این نامه بازکن دم در یه خونه. گفتم: قاتلا قات زده بودن. یه نفر باید ببرتشون نوشت افزار فروشی و فرق یه پاکت نامه و یه احمق رو به شون حالی کنه… رینگ سر تکان داد و گفت: چی بگم. نامه بازکن را دوباره برداشت. خیلی آهسته آن را توی دست می گرداند. تماشای بازی با یک آلت قتاله اصلاً مرا به هدف ام، به دست آوردن چند تا تیر برای تپانچه ام، نزدیک نمی کرد.