آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
اِما دختر مو قرمزه داستانه که سرگرم پرداخت بدهی های پدربزگشه و با شروع به کارکردنش تو یه کافه وسط پارک کم کم با مرد بادکنک فروش مرموزی روبرو میشه که نقاب به صورت داره و کسی تا به حال صورتشو ندیده مردی که شایعه شده که دیوونه ست و کمتر کسی بهش نزدیک میشه و داستان اما و بادکنک فروش مرموز از جایی شروع میشه که اِما به طور اتفاقی با رفتار های عجیب بادکنک فروش مواجه میشه و هربار به طرز عجیبی یه بادکنک قرمز به دستش میرسه...
- نام کتاب: بادکنک قرمز
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هلن ابراهیمی آذر
- صفحات: 303
خلاصه کتاب:
شهزاد مرموزترین نوهی خانوادهی الماسی، تصمیم میگیرد از نیمهی تاریکِ زندگیاش فاصله بگیرد اما برای آخرین بار بازی به راه میاندازد که از کنترل خارج میشود و با مردی گره میخورد که آن را تبدیل به بازیِ مرگ و زندگی میکند…
- نام کتاب: بازی ملکه
- ژانر: عاشقانه،اجتماعی، معمایی
- نویسنده: مهسا حسینی(مهرسا)
- صفحات: 1822
خلاصه کتاب:
مَهان دختر احساساتی و زود رنج خانوادهی الماسی بعد از اعتراف به احساساتش طرد میشود. بیخبر از رازی که در سیاهچالهی نگاهِ آن مرد جریان دارد…
- نام کتاب: من و آن من دیگر (گان دوم)
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
- نویسنده: مهسا حسینی(مهرسا)
- صفحات: 1643
خلاصه کتاب:
یارا نوهی نورچشمیِ خانوادهی الماسی که عشقِ بزرگِ زندگی اش تبدیل به شکست میشود، تصمیم به فرار از کشور میگیرد. آخرین شب حضورش در ایران دست به کار احمقانه ای میزند که کنارِ خودش همیشه سایهی یک مرد را احساس میکند. کسی که فرار کردن از او ممکن نیست و با گذشت سه سال و برگشت به وطن بارِ دیگر به نقطهای میرسد که سه سال قبل آن را به حالِ خود رها کرده است، مردی که مثلِ دیوار مقابلش سد میشود و جز مصالحه تمامِ راهها را به رویش میبندد…
- نام کتاب: تهران 363
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
- نویسنده: مهسا حسینی(مهرسا)
- صفحات: 1380
خلاصه کتاب:
زندگی خانم دو وینتر که با ماکسیم مرموز ازدواج کردهاست، باید شاد و کامل باشد، اما شبح انتقامجو ربکا، همسر اول ماکسیم، همچنان سایهٔ طولانی خود را بر سر آنها میاندازد. پس از بیش از ده سال غیبت، به انگلیس برگشتهاند، بهنظر میرسد که سرانجام، خوشبختی نصیب آنها خواهد شد.
- نام کتاب: خانم دو وینتر
- ژانر: عاشقانه، تاریخی
- نویسنده: سوزان هیل
- صفحات: 395
خلاصه کتاب:
رمان سیاهکار، روایت سیاه بازیهای زندگی است. مافیا ها به طرز آشکاری در شهر پرسه میزنند و مانند یک گرگ در یک شب ناب، زوزه کلتهایشان بلند میشود، نیش ظالمانه خود را برای شخصی تیز میکنند و در آخر… نیلارز تنها در هفت روز آمیخته به سیاهیهای زندگی میشود و در یک شب که پدرش… چه میشود؟ در شبهای مافیا قصه من، چه کسی مورد هدف خواهد گرفت؟!
- نام کتاب: سیاهکار
- ژانر: عاشقانه، جنایی
- نویسنده: زهرا بهمنی خوی
- صفحات: 557
خلاصه کتاب:
آیسو که به خاطر بدهی مادرش مجبور به کار توی یه شرکت با قرارداد یکسالهی بدون حقوق شده بود عاشق رئیس جذاب و مرموزش میشه که از قضا مدلینگم هست، اما اون از ترکیه میره و دخترمون مونده و یه پیشنهاد نامزدی با رئیس جدید اون شرکت که پسر پولدارترین خانوادهی ترکیهست و بین دوستاش به شوگرددی معروفه!
اما قصه اینجا تموم نمیشه چون این شروع یه داستان عاشقانه نیست و این وسط رازای زیادی وجود داره، یه زن از گذشتهی اون مرد، رازی که مادر آیسو یه عمر پنهون کرده، روابطی مبهم و...
- نام کتاب: کاش من صدات بودم
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم نصرت
- صفحات: 761
خلاصه کتاب:
مامون عباسی دستور میده مجنون رو ببرن پیشش ..... مامون از مجنون میپرسه که لیلی که انقدر زشته و اصلا چهره ی زیبایی نداره پس تو عاشق چی این لیلی هستی که ازش دست نمی کشی...مجنون میگه اگه در دیده ی مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی. اینبار جامون عوض شده بود من لیلی بودم که مجنون شده و جز خوبی چیزی نمی بینه. تو بتی بودی که مثل لات و عزی که پیامبری از سمت خدا تو رو در هم شکست برای بازشدن پیله های دور من و پروانه شدنم و پرواز کردنم. به راستی در انتهای این درد جان فرسا خداست....شاران... راست میگن شریک زندگی آدم تو سختی ها و مشکلات ذات واقعی خودش رو نشون میده. اینکه تو صدت و برای یه نفر بزاری دلیل نمیشه اونم با تو همین رفتار رو داشته باشه...شاید اون وقتش که بشه جای صدش یه جا خالی بده و تو با مغز بخوری زمین.
- نام کتاب: سرگیجه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شادی محمدتقی
- صفحات: 133
خلاصه کتاب:
خسته از سرپا ایستادن طولانی مدت، قوطی های کنسرو لوبیایی که یکی پس از دیگری میرسند را برمیدارد و داخل جعبه میچیند. کار یک نواختی که مجبور است هر روز از ساعت هفت و نیم صبح تا چهار عصر انجام بدهد!
بازدمش را خسته و کلافه بیرون میفرستد.
_ چیه دخترم؟ هی آه می کشی امروز؟
نگاهی به منصوره خانم میاندازد و لبخندی که بی شباهت به پوزخند نیست، تحویلش میدهد. انگار که بخواهد دقودلیاش را خالی کند، میگوید:
چیزی نیست منصوره خانوم، خوشی زده زیر دلم!
منصوره خانم سری تکان می دهد و می گوید:
_ ناشکری نکن مادر!
- نام کتاب: فصل انار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فائزه عامری
- صفحات: 1511
خلاصه کتاب:
یاحا، موزیسین و استاد موسیقی جذابیه که کاملا بیپروا و بدون ترس از حرف مردم زندگی میکنه و یه روز با دیدن ژینو، دانشجوی طراحی لباس جلوی دانشگاه، همه چی عوض میشه...
یاحا هر شب خواب ژینو و خودش رو میبینه در حالی که فضای خوابش انگار زمان قاجاره و همه چی به یه کابوس وحشتناک ختم میشه! حتی بهترین روانشناسها هم نمیتونن یاحا رو از شر اون کابوسهای عجیب نجات بدن تا اینکه ژینو برای فرار از یه ازدواجِ از پیش تعیین شده و واسه نجات جونش، طی شرایطی به یاحا پناه میبره و همخونهی استاد دانشگاهی میشه که در اون درس میخونه! کم کم پرده از رازهای پشت اون کابوسها برداشته میشه...
- نام کتاب: ژینو
- ژانر: عاشقانه، روانشناسی، اجتماعی
- نویسنده: هاله بخت یار
- صفحات: 638
خلاصه کتاب:
همه چیز از سفر تفریحی شروع شد. سفری که با گم شدن وکیل پایه یک دادگستری غزل شکیبا در جزیره کیش همه را به وحشت انداخت. با خراب شدن قایق وسط دریا همه چیز بهم ریخت. ۱۲ روز دوری و بی خبری، ۱۲ روز تنهایی با مرد قایق ران در جزیره ای کوچک و پرت وسط دریا...
- نام کتاب: گرگم به هوا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مریم روح پرور
- صفحات: 2921
خلاصه کتاب:
به مچ های سیاه و کبودم نگاه میکنم و باز هم سعی میکنم ک بغضم رو عقب بزنم و روی کارم تمرکز کنم. لباس هام رو درست میکنم و میخوام تبلت ثبت سفارش رو بردارم که فرشته وارد کانتر میشه و با لبخندی گرم میاد جلو و بغلم میکنه، "تولدت مبارک غزل خوشگلم." ازم فاصله میگیره و با یک نگاه به صورتم میفهمه که چه خبره. صورت گرد و بامزه اش میره تو هم و میاد جلو، "نگو که دوباره با اون عوضی دعوا کردی."
- نام کتاب: پادشاه خون
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: لیانا دیاکو
- صفحات: 777
خلاصه کتاب:
من بارانم. دختر شیطونی که کل فامیل و دوستام از دست شیطنتام عاصی شده بودن. ماجرای اصلی زندگی من اون روزی اتفاق افتاد که برای خواهرم خواستگار اومد تو خونه باغ انارمون. قرار شد بهخاطر پسرخالهم که عاشق خواهرم بود، خواستگار رو فراری بدم. هر بلایی که فکر کنید تو باغ انار سرش اوردم، غافل از اینکه دامادو اشتباهی گرفتم... خلاصه مدتی بعد دانشگاه قبول شدم و با خودم عهد کردم سربهراه بشم اما دقیقا روزای اول دانشگاه بود که اون پسر رو تو کلاسمون دیدم و...
- نام کتاب: خواستگار پرماجرای باغ انار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا بیگی
- صفحات: 624
خلاصه کتاب:
نور از شیار پرده افتاده بود پشت پلکهایم. خوابم کال مانده بود. درست مثل چند شب قبل. روی پهلو چرخیدم و چشم بازکردم. صورت مادری با فاصلهی کمی از من روی بالش آرام گرفته بود. چشمهایش بسته بود و لبهایش میلرزید. نفسش بوی ماندگی میداد. بوی دهانی بدون دندان. به کندی روی تشک نشستم. موهایم را روی شانه جمع کردم و چشم دوختم به حرکت کرخت عقربههای ساعت که انگار یک جهان روی شانهشان سنگینی میکرد.
- نام کتاب: همین گوشه از آسمان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: لیلا نوروزی
- صفحات: 1361
خلاصه کتاب:
سیروان و پاییز که اتفاقات بد و ناخوشایند زیادی رو پشت سر گذاشتن تا بلاخره تونستن کنار هم قرار بگیرن، حالا انتظار روزهای آروم و دلپذیری رو دارن که باهم خوش باشن..ولی این داستان با طوفان و آتش شروع شده، به این راحتی مهار نمیشه. چطوری به اینجا رسیدیم؟ به بند کشیده و اسیر شده تو این چرخه پر تکرار، روح هامون در حال محو شدنه و بدن هامون درحال خرد شدن.. ولی تو نترس! من برای تو میجنگم، تا به رویاهای پنهان قدم بذاریم و باهم یه واقعیت جدید
- نام کتاب: رویال فلاش جلد دوم
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: تهمینه
- صفحات: 1286
خلاصه کتاب:
با بوی دود سیگاری که تو بینیم میپیچه سرمو آروم می چرخونم و نگاهش میکنم...خبری از اون ارسلان همیشه منظم و شیک پوش نیست اون مردی که باحالی به هم ریخته و لباسای چروکی که تو تنشه و معلومه هر چی دم دستش بوده پوشیده و اومده هیچ شباهتی به دامادی که مامان بین فامیل و آشنا پزشو میداد نداره... چنگی بین موهای آشفته خرمایی رنگش میزنه سرشو بالا میگیره تا نگاهم کنه که باهم چشم تو چشم میشیم ...
- نام کتاب: دایاق
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: یامور_م
- صفحات: 1957
خلاصه کتاب:
رمان نسل دلدادگان روایتگر خاندانیست که برای عشق میجنگند؛ عشقی که در گذشته اتفاق افتاده و در این میان کینهای پر از نفرت قلبی را سیاه کرده، حالا برای عشاق دیروز و امروز اتفاقاتی در شرف وقوع است! قلبهایی پر از عاشقانههای بیانتها.
- نام کتاب: نسل دلدادگان
- ژانر: عاشقانه، درام
- نویسنده: زینب محمدی
- صفحات: 269
خلاصه کتاب:
گرشا؛ سرگرد کارکُشته ایه که ۵ سال پیش همسرش الیسا، اونو برای پیشرفت در ورزش و کسب مدال قهرمانی، ترک کرده و به آمریکا رفته.. ولی عشقشون بهم، باعث شده همچنان بهم متعهد باشن و حرفی از طلاق نزنن.. حالا بعد از ۵ سال، گرشا برای کشف باند قاچاق دارو، بعنوان سرمایه دار وارد هلدینگ شرکت های دارویی شده.. در صورتیکه خودش برای درمان خواهرزاده اش محتاج داروست.. همین احتیاج باعث میشه گرشا به الیسا زنگ بزنه و ………..
- نام کتاب: پرونده ناتمام
- ژانر: عاشقانه، معمایی، پلیسی
- نویسنده: الهه محمدی
- صفحات: 1890
خلاصه کتاب:
عاشقش بودم! قرار بود عشقم باشه... فکر می کردم اونم منو می خواد... اینطوری نبود! با هدف به من نزدیک شده بود...! تموم سرمایه مو دزدید و وقتی به خودم اومدم که بهم خبر دادن با یه مرد دیگه داره فرار می کنه! نمی ذاشتم بره... لب مرز که سهله... اگه لازم بود تا خود آسمون هفتم دنبالش میرفتم! حالا تو چنگمه... باید تاوان خیانتش رو پس بده! باید خودش شعله های عشقی رو که تو تنم انداخته خاموش کنه! خودش باید جنون و عشقم رو در من نابود کنه! خودش باید خلاصم کنه! اون یه قاتلِ... یه جانی... اون لعنتی دلمو کشته!
- نام کتاب: دل کش
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شادی موسوی
- صفحات: 2680
خلاصه کتاب:
روی کاشی های سرد حمام نشسته و سعی میکنم که تصویر مقابلم را هضم کنم...! با بغض تعجب و ترس دستم رو داخل وان میبَرم و به خون هایی که رنگ آب را سرخ کرده، خیره میشوم. مردمک چشمانم بالاتر میاد...تَنِ ظریف یک دختر را میبینم. یک دختر زیبا با چشمان بسته و موهای طلایی که بهخاطر غوطه ور شدن در آب کمی تیره تر از حالت عادیاش شده و پوست روشنش زیر هالوژن های لوکس حمام از همیشه رنگ پریدهتر به نظر میآید.
- نام کتاب: شالوده عشق
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: Zk
- صفحات: 4506