آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
دختری که توی بچگیش با اتفاقی که براش میفته خیلی زود بزرگ میشه مجبور میشه نقش مادر وسنگ صبور پدر بشه این بین دوستی داره که همیشه آرزو داشت میتونست مثل اون آزاد وبی قید باشه وهمین روی زندگی وآیندشو تحت تاثیر قرار میده. هرچند اولش پراز غم وبدبختی بود ولی بعد همین باعث ترقی وموفقیتش میشه.... پایان خوش
- نام کتاب: پیچک بی دیوار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: الهام صفری
- صفحات: 767
خلاصه کتاب:
عاشقانهای که به ثمر نمی رسه و بعد از عقد ، داماد عاشق دخترعموی عروس میشه. سروه دختر زیبایی که به خاطر مزاحمت های وقت و بی وقت مسعود جواب مثبت به شهابی میده که ادعای عاشقی داره. اما با بلایی که مسعود سرش میاره ورق زندگیش بر می گرده.
- نام کتاب: جمجمه های بی مغز
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سونیا منصوری
- صفحات: 1043
خلاصه کتاب:
روایتی عاشقانه بین دختری با قلبی پر از مهر و پسری تنها و پر از کینه و نفرت از زندگی به زودی رونمایی میشود از داستانی بسیار زیبا و عاشقانههایی بسیار لطیف و خاص همراه شوید با توتیا و امیرپاشا توتیایی که چشمان امیرپاشا میشود در تاریکی این زندگی پر از جبر داستانی بسیار متفاوت و جذاب...
* دلم تاریک بود...چشم بهانه بود تودرقلبم روشن شدی! *
- نام کتاب: توتیای چشمم
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مسیحه زاده خو
- صفحات: 716
خلاصه کتاب:
شهاب پسرجذاب وهمه چی تمومه،که در عالم رفاقت،محبور میشه به خواستگاری دختری بره که هیچ تمایلی به اون تیپ دخترها نداره..قراره شهاب اونو وابسته ش کنه و بعد از او جدا بشه تا انتقام رفیقش گرفته بشه،این اتفاق می افته ولی خیلی دیر...جایی نقشه شهاب لو میره که بدترین زمانِ ممکنه،سعید به خواسته ش میرسه ولی...
- نام کتاب: آرامش گمشده
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: باران
- صفحات: 1098
خلاصه کتاب:
اول زندگی من یک جدال بود، بعد از آن به قهر پرداختم... وقتی آمدی معامله کردمت. با خودش... با خدایی که سال ها قهر بودمش. اما هیچ وقت فکر نمیکردم این معامله را ببازم. تو که آمدی، با خودت آشتی را رقم زدی... چیزی که فکر میکردم حتی در کفن هم رخ نخواهد داد...
- نام کتاب: قهر و معامله
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: نسترن محمدی کیا
- صفحات: 1435
خلاصه کتاب:
سپهر دکتر جوان و جذابی با کوله باری از تجربه و غصه ی مرموزی که تو چهره اش داره به اصرار دوستش سیاوش به ایران برمیگرده مرد مغرور و موفقی که صدای گیراش میتونست قلب هر دختری رو از جاش بکنه اما سرنوشت اینبار هم بازی جدیدی رو با اون شروع کرده بود.... با خیره شدن نگاهش در نگاه آشنایی......
- نام کتاب: آسمان بی تو
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مریم خانی
- صفحات: 327
خلاصه کتاب:
نگاهی اجمالی به اطراف اتاق انداخت و پا روی پا کشید. ضربالاجلی آمده بود که ماموریتش را انجام بدهد و برود. خودش اینجا و فکرش کنار کارهای عقب افتادهی تولیدی بود. امروز صد توپ پارچهی جدید میرسید و هنوز سفارشات قبلی بازارچه روی دستشان بود. دلش شور میزد. برای اسمی که ممکن بود خدشهدار شود و از اعتبار بیفتد. برای میراثی که از حاج عماد زندهدل معروف برایش مانده و همین مسئولیتش را سنگینتر میکرد. پیشانیش را بین دو انگشتش گرفت و فشرد. حجم سرش گویا بزرگ شده بود و وزنش روی گردنش زیادی میکرد. امروز از آن روزهای پرفشار و پرمشغله بود. باید بیمهی چرخکارها را واریز و به حقوق عقب افتادهی وسط کارها هم رسیدگی میکرد. تازه نسخهی روحانگیز هم بود. اگر عمری برایش میماند بعد از همه باید داروهای مادرش را میگرفت که مهمترینشان انسولین بود. دوماه دوندگی بیوقفه بعد از فوت پدر نا و نوا برایش نگذاشته.
- نام کتاب: آفاق
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم بانو
- صفحات: 1243
خلاصه کتاب:
بهار و عليرضا همچنان رابطه ي خوبي با همديگه ندارن اما مثل دو تا همخونه كنار هم زندگي ميكنن و درواقع همديگرو تحمل ميكنن... بعد از سفرشون به مشهد،بهار بين ايميلاش،ميرسه به يه پيام ناشناس كه بعدا متوجه ميشه از سمت كيارش،عشق سابقش بوده... حالش خراب ميشه و با عليرضا دعوا ميكنه... عليرضا كه با كيارش در ارتباط بوده،بهش ميگه با اون قرار گذاشته و ميخواد با هم روبروشون كنه... اما روز قرار،بهار متوجه ميشه كيارش تو زندانه،به جرم قتل... باورش نميشه اما اسنادي كه عليرضا رو ميكنه،باعث ميشه به اين باور برسه كه كيارش واقعا قتلي انجام داده و الان هم توي زندانه... بهار كارش به بيمارستان ميكشه و... پایان خوش
- نام کتاب: عشق همین حوالیست
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مینا منتظری
- صفحات: 1062
خلاصه کتاب:
حاج عمو همیشه میگفت دختری! دختر را با غلظت و غیظ میگفت و مو بر تنم راست میکرد! پا روی پا میانداخت و با چشمان ریز شدهاش تمام تنم را رصد میکرد و من در عالم بچگیهایم خودم را جمع میکردم و بر خودم میلرزیدم! و گاه به این فکر میکردم که حال اگر دخترم چه خبط و خطایی کردهام؟ و باز هم حاج عمو بود که بریدهبریده حرفهایش را به خورد گوشهایم میداد! -دختر باید بلد باشه غذا بپزه! باید بلد باشه بلند نخنده! جلف و سبک نباشه! آت و آشغال به صورتش نزنه! دختر جاش تو خونهست نه بیرون خونه! حرفهایش سیلی میشد و روی صورتم فرود میآمد و من... و من جز سکوت چیزی را بلد نبودم! الکَنی بودم و این مواقع بیشتر!
- نام کتاب: رسوایی تلخ و شیرین
- ژانر: عاشقانه،هیجانی،معمایی
- نویسنده: مهین عبدی
- صفحات: 863
خلاصه کتاب:
در مورد دختریه به نام یاس که از دوست پسرش ناخواسته باردار میشه و همین باعث میشه خانوادش بفهمن و اونو طرد کنن اما .... پایان خوش...
- نام کتاب: چشمان سرد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فرشته
- صفحات: 3503
خلاصه کتاب:
تابان امیری که استعداد عجیب و خارقالعادهای تو طراحی لباس داره، طی اتفاقی پاش به بهترین برند طراحی کشور باز میشه بی خبر از رئیس بداخلاق و جدی که تو شرکت براش کمین کرده و از هر راهی برای بیرون کردنش استفاده میکنه اما تابان که سعی داره راز مهم زندگیش رو از همه پنهان کنه تو همین درگیریها عاشق میشه و راز مهم زندگیش فاش میشه که اتفاقی میافته و مجبور به...
- نام کتاب: رنگ سال
- ژانر: عاشقانه، کلکلی
- نویسنده: moon
- صفحات: 1780
خلاصه کتاب:
جینجر یه دختر خجالتیه که توی دبیرستان مدام اذیتش میکنن.
اونو برادر دوقلوش، جاناتان با هم ارتباطاتِ ذهنیِ عجیبی دارن که سعی میکنن از بقیه پنهانش کنن.
ترنتون لمبرت یه گذشته ی وحشتناک داره که حتی از یاداوریش نفرت داره
اون یه پسر شرورو وحشیه که تمام دخترای دبیرستانو چشیده ولی با هیچکس قرار نمیذاره
اون مدام جینجرو اذیت میکنه ولی به دلایلی از بچگی خودشو موظف به این میدونست که نذاره کسی غیر از خودش اون دخترو اذیت کنه و تمام سعیشو میکنه تا اونو باکره نگه داره
ماجرا از اونجایی شروع میشه که روی جینجر شرط بندی میکنه که باعث میشه...
- نام کتاب: باکره
- ژانر: عاشقانه، تخیلی، خون آشامی
- نویسنده: مهین مقدسی فر
- صفحات: 637
خلاصه کتاب:
جینجر یه دختر عجیب و خجالتیه که توی دبیرستان مورد آزارو اذیت قرار میگیره مخصوصا توسط ترنتون لمبرت،قلدر دبیرستان .
ترنتون لمبرت یه پسر شرورو قلدره که تمام دخترای دبیرستانو چشیده و یه گذشته ی افتضاح داره که حتی از یاداوریش نفرت داره و گذشتَش باعث مشکلات خیلی بزرگی میشه ....
جینجر و برادر دوقلوش، جاناتان با نقشه سعی میکنن ترنتون رو ادب کنن که نقشَشون با مشکلاتی مواجه میشه...
جینجر با برادرش ارتباطاتِ ذهنیِ عجیبی داره که سعی میکنه از بقیه پنهانش کنه ولی متوجه تغییرات ترسناکی در برادرش میشه و با چیز بسیار عجیبی مواجه میشه...
در این بین ماجراهای پیچیده و جذابی بین ترنتون و جینجر اتفاق میفته که باعث میشه همه چیز حتی سخت تر از قبل بشه و راز ها یکی پس از دیگری فاش بشه،راز هایی که ابدا قرار نیست زیبا باشه...
- نام کتاب: اسارت خون
- ژانر: عاشقانه، تخیلی، خون آشامی، خارجی
- نویسنده: مهین مقدسی فر
- صفحات: 1065
خلاصه کتاب:
نورا دختری که به عشق تمام دوران زندگیش دیار اعتراف می کنه و با علم به مرموز بودن دیار وارد زندگیش میشه...
طی مدتی که با دیار زندگی می کنه میفهمه که رازی تو زندگی دیار هست که از فهمیدنش توسط دیگران واهمه داره... در کشمکش برای فهمیدن راز دیار می فهمه حامله اس و نمیدونه تکلیفش با دیاری که بچه نمی خواد چیه تا اینکه...
- نام کتاب: آوای درنا
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: زینب ایلخانی
- صفحات: 4121
خلاصه کتاب:
از یک تصادف شروع شد...با دومرگ با یک تولد با تفاوت ها دو نفر از دو دنیای کاملا متفاوت لیلیان مربی رقص ک با مرگ ناگهانی نامزدش و نداشتن بکارت مجبور ب ازدواج با سید علیرضا مردی مذهبی و جدی میشود
سید علیرضایی ک اوهم زنش را از دست داده و یک فرزند متولد شده روی دست دارد...
- نام کتاب: لیلیان
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مریم عباسقلی
- صفحات: 1607
خلاصه کتاب:
دختر قصه ما لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده است .
او به صورت مخفیانه با پسری به اسم اهورا رابطه داره اما هر چی میگذره بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش میشود.
پس تصمیم میگیره این رابطه را تمام کند ، اما با واکنش عجیب اهورا مواجه میشود .
لوا با دردسر های بزرگی مواجه میشود که در این مسیر تنها کسی که حاضر به کمکش شد ، پسر عمویش بود.
پسری که در کل خانواده ، بدنام است و همه اورا از خانواده طرد کردهاند اما آیا راستین همان آدمی است که خانواده فکر میکنند؟ ...
- نام کتاب: تو را در بازوان خویش خواهم دید
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سامان شکیبا
- صفحات: 2867
خلاصه کتاب:
طنین دخترنابغه ای که بعد از مرگ مادرش مجبوره که با پدر و زن باباش زندگی کنه، یه زندگی سرتاسر درد و رنج و تحقیر. طنینی که جز نخبگان کشوره، اما برای رهایی از زندانی که زن باباش براش درست کرده، حاضر میشه با فریاد گنده لات شهر که از قضا پسرعموشه و متاهل ازدواج کنه. یه زندگی متفاوت که با فریاد معنی پیدا می کنه وطنین خانم میفهمه که این فریاد خان درواقع یه..
- نام کتاب: طنین یک فریاد
- ژانر: عاشقانه، معمایی، پلیسی، اجباری، همخونه ای
- نویسنده: آیدا باقری
- صفحات: 2101
خلاصه کتاب:
هلیا نکن شر میشه؟…
نهههه ما یه ماهلی نکن شر میشه داریم که از اونم وحشی تره…ماجرا از این قراره که ماهلی با دویستا سرعت زارت میکوبه تو شیکم عروسک حسن[خودش دوست داره کارن صداش کنن]میگه اقا اگه خسارت میخوای یه ساعت دوماد بابام شو،اینا شل میگیرن از باباش سفت میخورن که به خودشون میان سر یه سفرهی عقد صورین..
- نام کتاب: آرایش جنگ
- ژانر: عاشقانه، طنز
- نویسنده: ماهور ابوالفتحی
- صفحات: 305
خلاصه کتاب:
گیسو و دوستانش که دندونپزشک های تازه کاری هستن، توی کلینیک دانشگاه مشغول به کارند.. گیسو که به تازگی پدرش رو از دست داده، متوجه شده برادر بزرگش با یه وکالت، ارثیه پدریشون رو بالا کشیده و از ایران رفته.. گیسو مونده و برادر کوچیکتری که مشکل کلیوی داره و باید عمل بشه.. دکتر خرسند که دندونپزشک حاذق و خوش اخلاقیه و مسئول کلنیکه، به گیسو پیشنهاد میده صوری ازدواج کنن تا مشکل هر دو حل بشه ولی...
- نام کتاب: موج نهم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نیلا
- صفحات: 3878
خلاصه کتاب:
رها زنی ۲۳ ساله موفق و مستقل که یکبار ازدواج کرده و به دلیل خیانت همسرش جدا شدن.رها عاشق بچهست ولی دیگه نمیخواد ازدواج کنه ، پس تصمیم میگیره بدون ازدواج بچه دارشه !!! یه شب میره به یه مهمونی و به مدت یه شب صیغه مرد جذابی میشه که حتی اسمشو نمیدونه...! رهای خوش شانس همون شب حامله میشه و نقشش میگیره اما ، نمیدونه آدم اشتباهی رو به عنوان پدر بچش انتخاب کرده ! مردی که همه با شنیدن اسمش لرزه به تنشون میوفته...
ساواش رستمی مردی ثروتمند وجذاب که همه ازش میترسن و حساب میبرن مردی که فکر میکنه هیچوقت گول نمیخوره تا وقتی که پای رها به زندگیش باز میشه.
- نام کتاب: مات _ جلد اول و دوم
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: فرناز احمدلی
- صفحات: 403+600