ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان شوهری که فکر می کردم مرده برگشته

دانلود رمان شوهری که فکر می کردم مرده برگشته pdf از سحر 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، فانتزی، بزرگسال 

خلاصه رمان شوهری که فکر می کردم مرده برگشته 

پنج سال از آن روز تلخ می‌ گذشت؛ روزی که اوا (ایوا) مرد زندگی‌ اش را به میدان جنگ سپرده بود و گمان می‌ کرد دیگر هرگز او را نخواهد دید. ماه عسلشان کوتاه‌ تر از یک خواب شیرین بود و حالا چهره‌ او چون غباری محو در ذهن باقی مانده بود. شاید به همین دلیل، بر مزارش حتی اشکی نریخت. اما آنگاه که به انتظار بی‌ پایان تن داده بود… معجزه رخ داد؛ او زنده، دوباره در برابرش ایستاده بود.

قسمتی از متن رمان شوهری که فکر می کردم مرده برگشته 

ما اینجا ایستاده ایم تا آرامگاه ابدی درگذشته را متبرک کنیم. بیایید دست هایمان را به دعا برای ِسر گاوین کاسل، نگهبان طلایی پادشاهی خورشید، پادشاهی بوردو، به هم پیوندیم. با روح یک شوالیه که بی باکانه خود را به میدان نبرد افکند، پادشاهی بر پایه طلایی اش حفظ شد. خون او جان های بی شماری را نجات داد؛ باشد که برکت و جلال ابدی خورشید به روح او منتقل شود. ما صمیمانه برای لطف ابدی خدای خورشید مهربان بر او دعا می کنیم. برای او دعا کنید…برای او. دعای یکنواخت کشیش بالاخره به پایان رسید و نشان از نزدیک شدن به اتمام مراسم تدفین داشت. همانطور که آخرین هجاهای دعا با زمزمه ای شبیه پشه طنین انداز شد، لمسی کند و گزنده در پهلویش باعث شد اوا کمرش را سفت کند. شوهرت در میدان نبرد سوخت و مرد. حتی یک قطره اشک هم نریختی…

پدر شوهر متوفی، کنت دپاردو، که پدر خودش نیز بود، با صدایی چنان آرام صحبت کرد که فقط یک نفر می توانست بشنود. ابروهایش کمی تکان خورد و چشمان خاکستری اش با تحقیر تنگ شد. اینطور نیست که نخواهم گریه کنم…کاش اشک ها مثل شیر آب جاری می شدند، اما اوا هرگز کسی نبود که نوسانات عاطفی زیادی از خود نشان دهد، و ریختن اشک برای شوهری که درست بعد از ازدواج سیاسیشان به جنگ رفته بود، فراتر از توان او بود. رابطه آن ها به چند روز ملاقات رو در رو محدود شده بود. علاوه بر این، درون آنقدر لطیف نبود که بتواند صرفاً از روی ترحم اشک بریزد. چشمانی که نظاره گرند را فراموش نکن…کنت مثل همیشه مردی بود که تا زمانی که به خواسته اش نمی رسید، از نگاه های حیله گرانه و زبانی مارگونه استفاده می کرد.

نگاه نافذ او، که هرگونه غیبت پس از مراسم تدفین را ممنوع می کرد، با تیزی اش صورت او را گزید. این خاطره ای قدیمی را زنده کرد. روزهای کودکی اش که سیب زمینی پوشیده از  کپک آبی را به زور می خورد، با وجود طعم تند و ترش، از اینکه چیزی وارد دهانش می شود، آسوده خاطر بود. ناجیان او اکنون پدرش، کنت دپاردو، مارکی های رده بالاتر، دوک ها و امپراتورها بودن. گذشته هایی تغییر ناپذیر. حتی در مرگ، گذشته ای که آرزو داشت فراموش کند. با این حال، هرگاه نیاز به تظاهر به سوگواری پیش می آمد، خاطرات مانند جزر و مد باز می گشتند، و یک قطره اشک بی نقص نه زیاد و نه کم، نه زشت و افتاد. اشکی که صرفاً نه نابج از گوشه چشمش می متوجه چشمان دیگران بود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب

پنج سال از آن روز تلخ می‌ گذشت؛ روزی که اوا (ایوا) مرد زندگی‌ اش را به میدان جنگ سپرده بود و گمان می‌ کرد دیگر هرگز او را نخواهد دید. ماه عسلشان کوتاه‌ تر از یک خواب شیرین بود و حالا چهره‌ او چون غباری محو در ذهن باقی مانده بود. شاید به همین دلیل، بر مزارش حتی اشکی نریخت. اما آنگاه که به انتظار بی‌ پایان تن داده بود... معجزه رخ داد؛ او زنده، دوباره در برابرش ایستاده بود.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شوهری که فکر می کردم مرده برگشته
  • ژانر
    عاشقانه، فانتزی، بزرگسال
  • ویراستار
    ناب رمان
  • مترجم
    سحر
  • صفحات
    314
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
55,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 55,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.