
دانلود رمان اپسیلون pdf از گیسو خزان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان اپسیلون
حامی رییس یه شرکت گردشگری هواییه و شادلی یه اشپز رستوران هردو در یک مهمانی شرکت میکنن شادلی ب عنوان اشپز و حامی مهمان زمانی ک در حال خودشون نیستن اتفاقی باهم میخوابن ک موجب بارداری شادلی میشه شادلی قبل اینکه حامی ببینتش از مهمونی میره ولی چندماه بعد ک میفهمه…
قسمتی از متن رمان اپسیلون
رستوران با وضعیت دانشگاه و رفت و آمدم. خیلی سخت شده برام این کار قیافه ناراحت و درمونده ای به خودش گرفت و گفت: آره میدونم. ولی مثل اینکه آقای صولتی می خواد یه آشپز واسه جمعه ها استخدام کنه..مگه جمعه ها تعطیل نیست؟ همین دیگه میگه اکثر مردم جمعه ها میان رستوران…فقط ما تعطیلیم و اینجوری کلی ضرر می کنیم. شنیدم که گفت اینجوری واسه خانوم آتش پرور سخت می شه که یه روزم استراحت نداشته باشه واسه همین مجبورم واسه جمعه به آشپز دیگه استخدام کنم!
شاید اگه ببینه کارش خوبه.. بگه روزای دیگه هم بیاد اینجا به ما کمک کنه. خدا از دهنت بشنوه من که دیگه درد دست امونم و برید! الهی بمیرم. تا یه مدت یه کم چیز میز سنگین خواستی بلندکنی یا من و یا معصوم خانوم و صدا کن.. شاید کمتر ازش کار بکشی به مرور زمان خوب شد دستت. من که در اصل هدفم همین بود تشکر کردم و رفتم سراغ کارم. با اینکه درد دستم هنوز ادامه داشت و احساس می کردم دیگه داره دائمی میشه ولی.. این حرفم بیشتر برای این بود که می ترسیدم بلند کردن قابلمه های سنگین اینجا به کنجد آسیب بزنه…
از اونجایی که این راز و به هیچ کس نمی تونستم بگم مجبور بودم درد دستم و بهونه کنم تا بعداً دنبال یه بهونه قانع کننده تر باشم! یه ساعتی از تموم شدن کارم تو این روز خسته کننده گذشته بود. دیگه کاری نداشتم و طبق قراردادم باید می رفتم ولی خودم خواستم تا رفتن همه مشتری ها تو رستوران بمونم و به زهره تو کشیدن غذاها کمک کنم معصوم خانوم با اینکه امروز دیر اومد.. زودتر از همیشه هم طبق معمول با قیافه درهم خداحافظی کرد و رفت می فهمیدم دلیل پدرکشتگیش با من چیه.. خیلی اگه من خوب می شد!