خلاصه کتاب:
باران و دیلان، پسر و دختری هستند در استانبول که به خاطر خانوادههایشان با هم ازدواج میکنند. آنها فرزندان دو خانواده پرنفوذ کارابی و دمیر هستند که دشمنی خونینی بینشان وجود دارد! حالا تنها راه برقراری صلح، ازدواج این دو نفر است، این ازدواج برای باران و دیلان حکم زندان را دارد و در شرایطی که آنها بر خلاف میلشان در این زندان گیر افتادهاند ...
- نام کتاب: گل های خون
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، درام
- نویسنده: مرضیه حسنی
- صفحات: 806
خلاصه کتاب:
لیام، افسر پلیسی است که عاشق نویسندگی است اما در هیچ کدام از این دو کار نمی تواند به موفقیت برسد. آلدو، بهترین دوست او، کارآفرینی بدشانس است که دردسر هیچوقت دست از سر او برنمی دارد. لیام همزمان با تکرار بداقبالی های آلدو، تصمیم می گیرد تا کتاب بعدی اش را به بدشانسی های بهترین دوستش و تلاش بی ثمر آلدو برای به دست آوردن تنها عشق واقعی زندگی اش یعنی همسر سابقش، استلا، اختصاص دهد. با پیشروی داستان، ماجرایی که به عنوان تلاشی برای توضیح علت بدشانسی های آلدو آغاز شده بود به قصه ای ژرف و بسیار جذاب درباره ی اعتقاد و دوستی تبدیل می شود. کتاب ریگ روان، تصویری جالب و عجیب از جامعه ای معناباخته و متظاهر در قرن بیست و یکم است.
- نام کتاب: ریگ روان
- ژانر: اجتماعی، طنز
- نویسنده: استیو تولتز
- صفحات: 749
خلاصه کتاب:
یه ماز بزرگ تو مغز منه..دقیقا یه جایی که تو حتی فکرشو هم نمی تونی بکنی..این ماز یک کم پیچیده است..یعنی این طور بگم که این ماز اونقدری پیچیده است که تو نتونی ازش خلاص بشی..من این مازو درست کردم..فقط خودم بلدشم..نمی تونی..نمی تونی ازش خلاص بشی..اشتباه بزرگی کردی..از وقتی پاتو تو ماز ذهن من گذاشتی ، اشتباه بزرگی کردی..
- نام کتاب: ماز
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1210
خلاصه کتاب:
الوند پسری که حاصل یه رابطهی نادرسته و چون همه اقوامِ پدرش بهش لقب بدی دادن، سالهاست خانوادهشو ترک کرده و برای خودش یه زندگی عجیب و پرماجرا درست کرده، زندگی که پر از آدمهای جورواجور با شغل و سیاستهای کثیفه... توی کارهاش از یکی رقیبهای بزرگش ضربه میخوره و سعی میکنه برای تلافیِ کارش، به تک دخترِ اون شخص نزدیک بشه، دختری که از چند و چونِ کارهای باباش اطلاع داره و حاضره برای نجات جونش، حتی خودشو قربانی کنه...
- نام کتاب: سیاه نمایی
- ژانر: عاشقانه، درام، معمایی
- نویسنده: مریم پیروند
- صفحات: 2099
خلاصه کتاب:
ماهور دختر باهوش، مستقل و باتجربه ای که مدیریت کارخونه مادریش رو بر عهده داره.. علاقه مندی های خودش رو به دور از چشم پدرش، دنبال میکنه تا اینکه در یکی از صخره نوردیها با بهرام آشنا میشه.. ماهور سعی میکنه رفتار دیکتاتورگونه پدرش و زیاده خواهی های برادر ناتنی خودش رو تحمل کنه تا کارخونه به نامش بشه همونطور که مادرش به پدرش گفته بوده، غافل از اینکه……
- نام کتاب: اغنا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زاهده بیاتی
- صفحات: 1876
خلاصه کتاب:
پریماه دستی به قلم دارد و تصمیم میگیرد به صورت ناشناس قصهی زندگی آدمهایی که با آنها زندگی میکند را بنویسد. این تصمیم را وقتی گرفت که معمای بزرگی در ذهنش با دیدن یک مهمان ناشناس در خانهی مامان طوبی نقش بست. شروع به نوشتن که میکند میانههای داستان قصهاش مورد توجه یکی از همکارهای خودش قرار میگیرد و باعث میشود قصه عضو ثابت در ستون یک مجلهی هفتگی قرار بگیرد.
همه چیز خوب پیش میرفت و پریماه راضی از بازخورد قصهاش در همان فضای ناشناسی که داشت بود، یک پیام دریافت میکند. من میتونم با نویسندهی "حوالی کوچه خورشید" صحبت کنم. لطفا پاسخ خودتون رو به این شماره بفرستید.
- نام کتاب: حوالی کوچه خورشید
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نصیبه رمضانی
- صفحات: 7435
خلاصه کتاب:
با تخریب خانه کلنگی قدیمی خانه کهنه ساخت مجاورش هم فرو میریزد این حادثه آغاز تقابل بین لیا و همسایه مرموز و جذابش میشود
- نام کتاب: تخت طاووس
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: عاطفه منجزی
- صفحات: 2002
خلاصه کتاب:
الینا نریمان دانشجوی تئاتر است او در یک خانواده ثروتمند و بیقید با پدری قمارباز زندگی میکند و مادرش هم مدتها قبل با استاد موسیقیاش فرار کرده و او را تنها گذاشته است. الینا علاقهای به دنیای پدرش و خانهشان ندارد و همیشه کمبود پدری واقعی و مادری دلسوز را احساس میکند. یک روز در دانشگاه که الینا از روابط روزمره با دوستان و کلاسهایش خسته است، در حال قدمزدن به کافهای به اسم «کافه کتاب» که تازه در نزدیکی دانشگاه بازشده، میرود. محیط کافه و نبودن گارسون برای گرفتن سفارش توجهش راجلب میکند و وقتی برای سفارش دادن کاپوچینو به سمت پیشخوان میرود، متوجه میشود مرد میانسال تقریبا چهل و چند ساله صاحب کافه دچار نقصی در پای خود است. طولی نمیکشد که از مکالمات همکلاسیهایش که بعد از او به کافه آمدهاند، متوجه میشود که صاحب کافه دکتر جانبازی است که تازه به ایران برگشته و کلی هم کتاب نوشته و ترجمه کرده است
- نام کتاب: موهایم را تو بباف
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، اختلاف سنی
- نویسنده: سیده حنانه حسینی
- صفحات: 282
خلاصه کتاب:
تصمیمم را گرفته بودم! کنارش ایستادم و به او نگاه کردم. انگشتانم دستانش را لمس کردند و صورتم را به او نزدیک کردم. بازی را شروع کرده بودم! خیلی وقت پیش! از همان موقع که فهمیدم این پسر با کسی ارتباط داشته که...! باورش نداشتم این حقیقت تلخ را اما... حالا من هم مثل خودشان بازی میکردم! فکر نمیکردم ارتباط با تو انقدر از نزدیک خوب باشه! انقدر نزدیک و دور از اون تماسای تصویری و چتهامون!
- نام کتاب: میراث هوس
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مهین عبدی
- صفحات: 785
خلاصه کتاب:
آتاش تو زمان دانشجوییش عاشق یکی از هم دانشگاهیاش میشه اتاش خانواده مذهبی داره ولی دختره ک اسمش دریاس آزاده و خانواده آزادی داره اینا ی مدت باهمن اتفاقی واسه برادرزاده اتاش میفته برادر زادشم عاشق بوده ولی پدر اتاش اذیتشون میکنه تا اینکه برادرزاده و عشقش بهم میرسن ولی تصادف میکنن هم برادرزاده و هم شوهرش میمیرن اتاش میترسه ب دریا میگه از اول دوستت نداشتم و اینا از خودش میرونتش حالا چند سال گذشته دریا ازدواج کرده و طلاق گرفته و کلی سختی کشیده اتاشم معلم ی روستا شده و…
- نام کتاب: قاموس
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا ارجمندنیا
- صفحات: 898
خلاصه کتاب:
نیلا نامی دختری که بعد از سال ها به عشق گذشته اش بر میخوره اما رابطه ی سمی که با سپهر داره و درگیرشِ مانع از رسیدن دوباره اش به دانیار مشرقی میشه. بالاخره تهدیدای سپهر کار دستش میده و یه شب توی بیهوشی اسیر دستاش میشه!
- نام کتاب: نیل
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه خاوریان
- صفحات: 2276
خلاصه کتاب:
تهتغاریم... پسری که از بین همهی پسرای من تابو شکسته و داره تک تک خط قرمزهای مادرشو رد میکنه. پسری به اسم نامدار… که شغل پرحاشیهش، این روزها تنها دغدغهی اونه. نامدارِ من، ماساژ درمانگره و چون کاربلد و زبر و زرنگه، بهش میگن معجزهگر. حالا چرا گفتم خط قرمز؟! چون گاهی مجبوره خلاف میلش، کارهایی رو انجام بده که با هدف اصلیش، یعنی درمانگری، منافات داره… و به نظرتون اون کارها چیه؟
- نام کتاب: گناه نامدار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فرشته تات شهدوست
- صفحات: 1107
خلاصه کتاب:
هامان پسر رستم خان پنهانی و بدور از چشم اهالی ده و خانواده هایشان دختر دشمن پدرش، حاج محمود را محرم خود میکند. آن دو عاشق و دلباخته ی هم میشنوند، طی جریان هایی برادر سوما دست به قتل ناخواسته ای میزند و جسد را در گودال غرق میکند. اما این راز سر به مهر نمیماند و با برملا شدنش جانی میرود، عشقی میسوزد و فاصله ها دست به گریبان میشوند...
- نام کتاب: ماه در عقد ارباب
- ژانر: عاشقانه، اربابی
- نویسنده: مهدخت مرادی
- صفحات: 325
خلاصه کتاب:
از گلوی من بغضی خفه بیرون می زند…از دست های تو ، روی گلوی من دردی کهنه…گلوگاه سد نفس های من است…و پناه تو چاره این درد…
- نام کتاب: گلوگاه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1254
خلاصه کتاب:
نازنین، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و آسایشند. در جریان سیل ۹۸، نازنین داوطلبانه برای کمک به سیل زدگان به منطقه ای در جنوب فرستاده میشود و همه چیز برای او، بعد از آشنایی با رها سلطانی، سروانِ ارتشی که مانندِ او برای کمک به سیل زدگان اعزام شده و همکاریِ پر چالششان تغییر میکند!
- نام کتاب: اکو
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، ارتشی، پزشکی
- نویسنده: مدیا خجسته
- صفحات: 3545
خلاصه کتاب:
«آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینیفروشی مقابل مدرسهشان کشیده میشود و دلش میرود برای چشمهای چمنیرنگ «میراث» پسرکِ شیرینیفروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و خانوادهاش را به قتلهای زنجیرهای زنانِ پایتخت گره میزند و دختر قصّه را به صحنهی جرمی میرساند که بوی خون میدهد و بویِ عود.
- نام کتاب: هم قبیله
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا ولی بهاروند
- صفحات: 2082
خلاصه کتاب:
این قصه فقط قصه من نیست... ما چهار نفریم...چهار تا منفی. هیچ احساس مثبتی بینمون وجود نداره و تا حدودی از هم متنفریم. اما منفی در منفی؟ بیاید از اولش شروع کنیم...از اول اول...چهار شخصیت....
غرق دنیای خودشون... غرق اهداف خودشون...
متنفر از هم...چهار تا شخصیت متفاوت دو خواهر نا تنی از قضا خبر نگار که باید برای برگشت به شغل مورد علاقشون تلاش کنن... باید بهترین خبر استانبول و پیدا کنن...اما آیا با وجود نفرت و لج بازی هاشون با وجود منفی ترین و لجوج ترین های سیاره در مقابلشون...این کار راحته؟
- نام کتاب: منفی چهار
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز
- نویسنده: مرجان فریدی
- صفحات: 458
خلاصه کتاب:
«دریا تجلی» طراح لباس عروسیست که از لباسهای سپید و مراسمهای ازدواج، خاطرهی خوبی ندارد. او پنجسال پیش، در شب عروسیاش تصمیم به کشتن داماد گرفته و سپیدی لباس عروسش را با خونِ مرد مورد علاقهاش رنگین کرده است. اما هیچچیز آنطور که دریا تصور میکرد پیش نمیرود! «یونس» زنده میمانَد و پنج سال بعد، برای فهمیدن دلایل دریا و گرفتن انتقام برمیگردد؛ آنهم درست زمانی که دریا وسطِ یک رابطهی عاشقانه با مرد دیگریست! «شلیک به خورشید» داستان یک کودکربایی است که ماجراهای تلخ آن، به نوزدهسال پیش برمیگردد؛ به زمانی که دختر پنجسالهی قاضی دادگستری، درست در روز تولدش ربوده میشود و از همان نقطه، سرنوشت برای خانوادهی «تجلی» تغییر میکند.
- نام کتاب: شلیک به خورشید
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: فاطمه زایری
- صفحات: 2933
خلاصه کتاب:
همانطور که کولهی سبک جینش را روی دوش جابهجا میکرد، با قدمهای بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایهای خالی میچرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم بود! از صبح انگار همه چیز داشت روی دور تند اتفاق میافتاد؛ از همان وقت که زنگ خبر گوشیاش به صدا درآمده و جیران هم بعدش تماس گرفته بود و به عمد با آن لحن اغواگرش ماشین رخت شویی فخری خانم را در دلش روشن کرده بود! یاد فخری خانم لبخندی کمرنگ بر لبش نشاند و با خودش فکر کرد اگر زن بیچاره بداند اسم ماشین لباسشوییاش را روی دل آشوبههایش گذاشته است کلی تعجب میکند!
- نام کتاب: فال نیک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بیتا فرخی
- صفحات: 1233
خلاصه کتاب:
بوی خون میومد. نگاه ترسیدم رو چرخوندم به دور و برم. چشمای اونم ترسیده بود. عرق از روی پیشونیش سر خورد اشک های جمع شده توی مردمک های سیاهش دلمو لرزوند. اولین بار بود اشکش رو می دیدم. یکم خودم رو کشیدم عقب نفسم بالا نمیومد... نفسش بالا نمیومد. تو شوک وحشتناکی دست و پا می زدم. زیر گلوم می سوخت. جای فشار ناخناش روی قفسه ی سینم درد می کرد. دستای اونم خاکی بود... خونی بود.
- نام کتاب: شهر گناه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: ستاره شجاعی مهر
- صفحات: 872