خلاصه کتاب:
یاحا، موزیسین و استاد موسیقی جذابیه که کاملا بیپروا و بدون ترس از حرف مردم زندگی میکنه و یه روز با دیدن ژینو، دانشجوی طراحی لباس جلوی دانشگاه، همه چی عوض میشه...
یاحا هر شب خواب ژینو و خودش رو میبینه در حالی که فضای خوابش انگار زمان قاجاره و همه چی به یه کابوس وحشتناک ختم میشه! حتی بهترین روانشناسها هم نمیتونن یاحا رو از شر اون کابوسهای عجیب نجات بدن تا اینکه ژینو برای فرار از یه ازدواجِ از پیش تعیین شده و واسه نجات جونش، طی شرایطی به یاحا پناه میبره و همخونهی استاد دانشگاهی میشه که در اون درس میخونه! کم کم پرده از رازهای پشت اون کابوسها برداشته میشه...
- نام کتاب: ژینو
- ژانر: عاشقانه، روانشناسی، اجتماعی
- نویسنده: هاله بخت یار
- صفحات: 638
خلاصه کتاب:
نور از شیار پرده افتاده بود پشت پلکهایم. خوابم کال مانده بود. درست مثل چند شب قبل. روی پهلو چرخیدم و چشم بازکردم. صورت مادری با فاصلهی کمی از من روی بالش آرام گرفته بود. چشمهایش بسته بود و لبهایش میلرزید. نفسش بوی ماندگی میداد. بوی دهانی بدون دندان. به کندی روی تشک نشستم. موهایم را روی شانه جمع کردم و چشم دوختم به حرکت کرخت عقربههای ساعت که انگار یک جهان روی شانهشان سنگینی میکرد.
- نام کتاب: همین گوشه از آسمان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: لیلا نوروزی
- صفحات: 1361
خلاصه کتاب:
سنتی که از گذشته در طایفه ای بزرگ و سرشناس به جا مانده و چه بسا به خاطر بقای آن خونها ریخته اند. این آیین سالهاست که دست به دست میان وراث می چرخد ... و حالا تنها وارث این خاندان خدیو است. مردی جسور، بی رحم باهوش و بسیار قدرتمند که زخم خورده ی همین رسومات است و برای از میان بردن آن لحظه شماری میکند. این رسم چیست ؟!... و چرا خدیو بعد از سالها توبه اش را می شکند؟!
- نام کتاب: جوهر سیاه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: فرشته تات شهدوست
- صفحات: 1020
خلاصه کتاب:
الهه دختری عاقل و کاردان است که مسئولیت زندگی در غیاب مادرش را بر عهده دارد و در مقابل پرهام پسر همسایه که تک پسر و بی قید است و مورد توجه شدید خانواده. رویارویی این دو نفر اتفاقات تلخ و شیرینی در داستان رقم خواهد زد.
- نام کتاب: بازگشت عاشقانه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مرضیه نعمتی
- صفحات: 535
خلاصه کتاب:
نفس نداشتم. قلبم توی سینه میکوبید و با همهی توان فقط میدویدم. پشت سرم فریاد بود؛ آشوب بود؛ به زبان روسی عربده میکشیدند و صدای کوبیده شدنِ کفشهای مردانهشان روی زمین بندر، در گوشهایم اکو میشد. تعدادشان زیاد بود. وقتی نفس زنان از کنار کانتیرهای بزرگِ آبی و قرمز میدویدم، کسی از گذشته توی گوشم پچ میزد: «من دوستت دارم، تو رو باور دارم... میدونم که برمیگردی پناه.» آن روز، همه چیز جور دیگری بود. او غرق شده بود توی چشمهای عاشق من، و من حل شده بودم در نفسهای گرمِ مردی که برای این عشق، با همه میجنگید.
- نام کتاب: ارس و پریزاد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زینب رستمی
- صفحات: 3632
خلاصه کتاب:
هدیه خبرنگار است وبا پدر و نامادی و دختر نامادری اش زندگی می کند واز زندگی با نامادری و دخترش رضایت چندانی ندارد. اخیرا سردبیر جدیدی با روحیه خشک و سخت و جدی وغیرقابل انعطافی وارد دفتر مجله شده که تا حدودی محیط را مشموش کرده و در این بین رفتارهایی از خود نشان داده که سوءظن هدیه را برای رابطه ناسالمش با دختر نامادری اش فراهم کرده...
- نام کتاب: آقای سردبیر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مرضیه نعمتی
- صفحات: 861
خلاصه کتاب:
حامد قرار بود جای همهی نداشته هامو پر کنه، جای برادرش محمد رو... قرار بود هوای عشق برادرش از سرم بیفته ولی من از خودش بریدم چون عشق هیچ وقت از دل آدم نمیره. اما این معنیش نبود که خائن من بودم. یه نفر زودتر جای منو تو قلب حامد پر کرده بود. یه نفر زندگیشو روی آوار زندگی من ساخته بود. حالا من میرفتم تا خودمو از نو بسازم...
- نام کتاب: خشم سرد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مشیانه
- صفحات: 209
خلاصه کتاب:
پروا برای آزادی برادرش صادق که به جرم قتل به زندان افتاده، حاضره به هر کاری دست بزنه.. خیلی اتفاقی پارسا سر راه پروا قرار میگیره و آدرس برادرش پیمان رو برای کمک به پروا میده.. پیمان وکیلی قهار و کاربلده.. پروا سراغ پیمان میره غافل از اینکه …
- نام کتاب: بندبازی
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: الناز محمدی
- صفحات: 1730
خلاصه کتاب:
در مختصاتی از مشرق، زنی با ظاهری از جنسِ غرور، بعد از مرگ همسرش از خانوادهی پدری طرد میشود و تنها و مستقل با دخترش زندگی میکند.
قصه در مغرب اما راجعبه هنرمندیست از قماشِ احساس و ردهی مردانگی! که اسم و راهِ پدر را درک کرده، اما چون نمیخواهد حقالناسی به گردن داشته باشد، از سهمیهی او استفاده نکرده و خود را از تحصیل منع کرده است.
خاطرهای از کودکی، احساسی با قدمت یک رویا در قلب مهدیار به جا گذاشته و او را وادار کرده با ازدواج و روابط عاطفی بیگانه باشد. پسر جوان روزگار زیادی با نقاشی از چشمهای یک زنِ مرموز و ناشناخته زندگی میکند، تا اینکه درنهایت سرنوشت میچرخد و کودتایی پُر سروصدا آغاز میشود...
عشقی ممنوع! از جنسِ رسوایی! زندگیِ مهدیار را دستخوش تغییر قرار میدهد... و بعد از سالها، گمشدهی کودکیاش را پیدا می کند. گمشدهای که با وجود اختلاف سن و ظاهر و تفکر و باورهایش با مهدیار، مکملِ تنهاییهای او و پروازِ بالهای زخمیاش است...
- نام کتاب: سورئالیسم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نیلوفر رستمی
- صفحات: 1268
خلاصه کتاب:
قصهی از دل تفاوتها که به تجانسها ختم میشد دختری سرکش و جولانگر خط میزند معادلات مردی از جنس امنیت را و سرمشق میشود برای شبهای که چراغهای روشن شهر او را فریاد میزنند و او چه مقهور میشود در این عشقی که اگرچه از سراب تفاوتها ریشه میگیرد اما به قصه همسان شدنها و تجانسها ختم میشود. آری داستانِ تلاقی دوخط موازی را شنیدهی؟ دو خطی که در تجانسها سر خم میکنند برای یکی شدنها؟ اینجا رسم و الخط یکی شدنهاست میان تجانس اندیشهها
- نام کتاب: تجانس
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زیبا سلیمانی
- صفحات: 1584
خلاصه کتاب:
ماهک که به خاطر یک اشتباه کوچک مجبور به ازدواج با سید علی می شود، وارد جنگ قدرت بی امانی با این مرد متعصب می شود. سید علی که به خاطر خانوادهاش (به ویژه پدر مذهبی و بانفوذش، حاج محمد) در محل مورد احترام است، قوانین سختگیرانه ای برای ماهک وضع می کند. اما ماهک که زنی تسلیم ناپذیر است، کم کم متوجه می شود شاید این مرد آهنین هم قلب تپنده ای داشته باشد...
- نام کتاب: زهر چشم
- ژانر: عاشقانه، مذهبی
- نویسنده: یگانه نعمتی (ساحل)
- صفحات: 2907
خلاصه کتاب:
عود مجدد بیماری روانی کاوه باعث میشود که تصمیم بگیرد تا همراه همسرش آیدا به روستای پدری اش برگردد.. روستای متروکه ای که میگویند چهارسال پیش بر اثر زلزله همه ساکنینش رو از دست داده.. روستایی که شب ها بجای صدای زوزه گرگها، صدای شیون زنی به گوش میرسد و خانه ای که مدفن بزرگترین راز زندگی کاوه است.. حقایق برملا و توهمات کاوه از نو شروع میشود.. روستا تصمیم گرفته بعد از ۲۰ سال دوباره قربانی بگیرد.. قربانی که به نظر میرسد این بار آیداست ………….
- نام کتاب: برف گیجه
- ژانر: عاشقانه، معمایی، روانشناختی
- نویسنده: فاطمه سیاه پوشان
- صفحات: 956
خلاصه کتاب:
همتا زنی مطلقه و ۲۳ ساله زیبا و دلبر توی دادگاه طلاقش با حاج مهراد فوق العاده جذاب که سیاست مدارم هست آشنا میشه اما حاجی با دیدنش یاد بزرگ ترین راز زندگی خودش میافته... همین راز اونارو توی یک مسیر ممنوعه قرار میده...
- نام کتاب: حکم نظر بازی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مژگان قاسمی
- صفحات: 4062
خلاصه کتاب:
داستانی سراسر عشق و هیجان یک طرف قلبی شکسته از اجبار روزگار یک طرف قلبی سنگی در پی آزار و چگونه این دو قلب محتاج سر راه هم قرار میگیرند؟
- نام کتاب: ساز ناکوک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مژگان قاسمی
- صفحات: 1304
خلاصه کتاب:
من و تو....من در دنیای شاهانه ی خودم...و تو در عالمه دودیه خودت....هر دو دنیای متفاوتی داریم...اما من ناگاه.... با دیدار چشمانت دل به تو باختم...چشمانی به رنگ خاکستر...که شعله عشق را در وجودم دمید...اما ناگاه.....ادمی از جنس سنگ.... سعی در جدایی ما دارد...تو محافظم باش.... من چون شیشه ضعیفم...
کمکم کن تا در این عاشقی همراهت باشم...
- نام کتاب: فردین
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مژگان قاسمی, ماهی رضایی
- صفحات: 183
خلاصه کتاب:
سبحان با ازدواج مخفیانه با دختر عموی خود ریحانه باعث ریشه دار شدن کینه ی قدیمی مادر خود می شود برای تمام کردن این ازدواج دسیسه های مختلف ساخته میشود اما وجود یک نامه…
- نام کتاب: صبح غروب کرده ام
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مژگان قاسمی
- صفحات: 2021
خلاصه کتاب:
علی، مردی مذهبی و سر به زیره که برای گرفتن حق برادرش دختر دشمنشون رو میدزده ، دختری که تازه از آلمان برگشته و در قید و بندهیچی نیست و حسابی دل از پسرمونن میبره!
- نام کتاب: کیلومتر صفر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شیوا بادی
- صفحات: 1538
خلاصه کتاب:
سینا پسری جذاب، مغرور و متعصب مهندس عمران ریس شرکت بزرگ ساختمانی، پدرش حاج معتمدی تاجر معروف شهرشون به اجبار مادرش با هلیا دانشجوی رشته داروسازی ازدواج میکنه ولی خودش دختر دیگهای رو دوست داره، هلیای زیبا رو مورد آزار و اذیت خودش قرار میده ولی بعد از مدتی سخت عاشقش میشه ولی هلیا....
- نام کتاب: تابوشکنی عاشقانه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: کیوان عزیزی
- صفحات: 3532
خلاصه کتاب:
الناز با سپهر قرار خواستگاری گذاشته و خانواده ها آماده برای عروسی این دو هستن.. آتلیه ای که الناز و دو دوستش شراکتی راه انداختن بخاطر پدر یکی از دوستان الناز از بین میره.. الناز ناگزیر به خونه عمه اش میره تا هم از مادرشوهر عمه اش نگهداری کنه و هم جای خواب داشته باشه ولی با ورود بهزاد…………
- نام کتاب: دره رویاهای سرگردان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مائده فلاح
- صفحات: 2105
خلاصه کتاب:
بدون اینکه کوچکترین نگاهی سمت دختر کناریاش بیندازد، در ماشینش را باز کرد و کوله پشتی نارنجی رنگ او را با حرص روی صندلی عقب پرت کرد. صدای اعتراضش بلند شد. چرا پرت میکنی؟ عصبانی بود و دوست داشت هوار بکشد. یقهی پیراهن مردانهی گشادی که تنش بود را از پشت در دست گرفت و عملاً گیسو را دنبال خودش کشید تا ماشین را دور بزند. جیغ جیغ کرد...
- نام کتاب: قرارمان کنار رازقی ها
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مریم عباسقلی
- صفحات: 1817