خلاصه کتاب:
شبانه دختری است که عاشق عکاسی ست اما برادرش شدیدا با این قضیه مخالف است. بدون اطلاع خانواده برای یک مصاحبه میرود و در مسیر برگشت تصادف میکند در آمبولانس متوجه میشود هیچ چیز تصادفی نیست و سرنشینان ماشین و حتی مرد مرموزی که به ظاهر عابر بوده و سوار ماشین شده هم همگی بخشی از یک نقشه هستند. پازلی که باید حل شود.
- نام کتاب: راز شبانه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: ساناز لرکی
- صفحات: 770
خلاصه کتاب:
المیرا چیزهایی میبینه که بقیه قادر نیستند ببینند. چیزهایی میشنوه که بقیه قادر نیستند بشنوند. المیرا از جنون عبور کرده. همه تنهاش گذاشتند و اون رو داخل آسایشگاه رها کردند. حتی عزیز تریناش هم ازش ناامید شدند، چون اون قرار نیست درمان بشه باید چیکار کنه؟ اصلا راهی هم برای نجاتش هست؟ شاید قراره تا ابد میون دیوارهای خاکستری آسایشگاه زندانی بمونه...
- نام کتاب: شبی که باران آمد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
- نویسنده: آوا موسوی
- صفحات: 934
خلاصه کتاب:
ما یه گروهیم، یه باند. ما تشکیل شدیم از ۵ عضو. ما گورکنیم، گورکن اسم ماست. گورکن ها به زور به ۹۰ سانت میرسن، اما باهمین جثه کوچیکشون از خانوادهشون با سرسختی محافظت میکنن، حتی در مقابل حیوونایی که از خودشون بزرگترن. گورکن ها برای خانوادشون هر کاری میکنن. درست مثل ما، ما بی دلیل گورکن نشدیم.
- نام کتاب: گورکن [جلد ²]
- ژانر: پلیسی، مافیایی، انتقامی، درام، عاشقانه
- نویسنده: حدیث
- صفحات: 1195
خلاصه کتاب:
گرگاس؛ حاصل جفت گیری سگ و گرگ. حیواناتی که بخشی گرگ و بخشی سگ هستند، از سگ درنده تر و از گرگ شجاع ترند. هوش و ذکاوت سگ و نترسی و شجاعت گرگ رو دارن ولی به اندازه سگ ها دوست و وفادار نیستن. مهاجمن و نسبت به جانور های وحشیِ دیگه ژنشون قوی تر و وحشی تره. موجوداتی غیر قابل کنترلن. گرگاس ها خون گرگ رو از پنج جد نزدیک خودشون به ارث میبرن. ظاهرشون به شدت جذاب و کاریزماتیکه ولی رفتارشون به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست. گرگاس ها از انسان ها متنفرن و نسبت به انسان ها رفتار تهاجمی غیر متعارفی دارن. گرگاس با ذات سگ به انسان نزدیک میشه و با ذات گرگ به انسان حمله میکنه. این حیوانات وحشی وقتی گرسنگی بهشون فشار میاره و چیزی برای سیر کردن شکمشون ندارن به محل سکونت انسان ها نزدیک میشن. و هرکی برای اولین بار با یه گرگاس رو به رو شه آخرین باریه که با یه گرگاس رو به رو شده. گرگاس ها شبیه ما هستن نه؟
- نام کتاب: گرگاس [جلد ¹]
- ژانر: پلیسی، مافیایی، انتقامی، درام، عاشقانه
- نویسنده: حدیث
- صفحات: 1284
خلاصه کتاب:
در کتاب بیصدایی یکی از پرفروشترینهای نیویورک تایمز به قلم ریچل مید، با دختر شجاع و فداکاری آشنا میشوید که با سلاح صدا، به جنگ تهدیدات بزرگی علیه دهکدهاش میرود. این اثر فانتزی و هیجانی مضامینی همچون عشق، فداکاری و شجاعت را با چاشنی داستانهای افسانهای و اسطورهها به زیبایی به تصویر میکشد.
- نام کتاب: بی صدایی
- ژانر: فانتزی، عاشقانه، معاصر
- نویسنده: ریچل مید
- صفحات: 354
خلاصه کتاب:
پینو لیلا نمی خواهد کاری با جنگ یا نازی ها داشته باشد. او یک نوجوان عادی ایتالیایی است - شیفته موسیقی، غذا و دختران است - اما روزهای بی گناهی او به پایان رسیده است. هنگامی که خانه ی خانوادگی وی در میلان توسط بمب های متفقین تخریب می شود، پینو به یک راه آهن زیرزمینی می پیوندد که به یهودیان فرار از کوه های آلپ کمک می کند و عاشق آنا ، بیوه زنی زیبا که شش سال بزرگتر از او است، می شود. در تلاش برای محافظت از او ، والدین پینو او را مجبور می کنند که به عنوان یک سرباز آلمانی ثبت نام کند - اقدامی که فکر می کنند او را از جنگ دور می کند. اما پس از آسیب دیدگی پینو ، وی در سن هجده سالگی استخدام می شود تا راننده یشخصی دست چپ آدولف هیتلر در ایتالیا، ژنرال هانس لییرز، یکی از مرموزترین و قدرتمندترین فرماندهان رایش سوم شود. اکنون، با فرصت جاسوسی برای متفقین در داخل فرماندهی عالی آلمان، پینو جنگ مخفی، وحشت جنگ و اشغال نازی ها را تحمل می کند. عشق او به آنا ...
- نام کتاب: زیر آسمانی به رنگ خون
- ژانر: حماسی، تاریخی
- نویسنده: مارک سولیوان
- صفحات: 628
خلاصه کتاب:
من آرمیتا دختری که هیچوقت محبت ندیدم، ولی با باز شدن پام توی شرکت آذرخش همچی تغییر کرد. درست مثل آذرخش زد وسط زندگیم و همچی از این رو به اون رو شد.
- نام کتاب: آذرخشی میان رگ هایم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: آرمیتا بهاروند
- صفحات: 1104
خلاصه کتاب:
این رمان با پایان خوش برگرفته از واقعیت هست. نیکو ، دختری که تو سن کم با پسر خاله ی دوستش که یه دندونپزشک سرشناس هست آشنا میشه و بخاطر علاقه ی طرف مقابل و پدر و مادرش به این مرد خیلی زود این آشنایی به ازدواج ختم میشه اما ازدواجی که تازه شروع طوفان هاست... نیکو بحاطر نقد های مداوم همسرش، هر روز و هر شب تلاش میکنه تا بهتر باشه اما درست زمانی که فکر میکنه به نقطه خوبی رسیده، همسرش رو با دوست صمیمی خودش رو تختخواب پیدا میکنه و باور هاش زیر و رو میشه، حالا دیگه نیکو نمیخواد یه بازنده باشه، هرچقدر هم این مسیر سخت باشه...
- نام کتاب: انتهاج
- ژانر: عاشقانه، طنز، جتماعی، خانوادگی، رئال
- نویسنده: بنفشه و رعنا
- صفحات: 2494
خلاصه کتاب:
نگار دختر 20 ساله ای که سوار ماشین مرد مسن و پولداری میشه تا تیغش بزنه بی خبر از اینکه اون مرد رئیس یک باند مافیا در دبی هست و میشه سوگلیِ شیخ! اما به محض ورود به عمارت عاشق فواد، پسر شیخ میشه و اونا رابطه عاشقانه و پنهانیشون رو شروع میکنن. همه چیز از اونجایی شروع میشه که شیخ وسط سکس نگار و فواد سر میرسه و....
- نام کتاب: سوگلی شیخ
- ژانر: عاشقانه، جنایی، بزرگسال، صحنه دار، هات، معمایي
- نویسنده: شاین
- صفحات: 3959
خلاصه کتاب:
رها دختری از یک خانواده سنتی که تحت تاثیر تفکرات قدیمی و پوسیده خانواده اش مجبور به زندگی با مردی بی اخلاق و روانی میشود اما طی اتفاقاتی که میفتد تصمیم می گیرد روی پای خودش بایستد و از ادامه زندگی اشتباهش دست بکشد... اما حین طی کردن مسیر ناهمواری که پیش رو دارد متوجه میشود مدتی است قلبش برای ناجی روزهای سختش جوری دیگری میتپد. مردی که رفتارش با رها جدای از رفتار تمام مردان اطرافش بوده و به او احساس زیبای زن بودن، زیبا بودن، مهم و ارزشمند بودن را القا میکند.اما باید دید سرنوشت برای هرکدام چه خوابی دیده است.
- نام کتاب: توهم واقعیت
- ژانر: اجتماعی، عاشقانه، روانشناسی
- نویسنده: عطیه شکوهی
- صفحات: 924
خلاصه کتاب:
نواز، دختر خودساختهای که تمام زندگیاش با سختی و غم سپری شده و خودش رو وقف اطرافیانش کرده. درست وقتی فکر میکنه دنیا کمکم داره روی خوش بهش نشون میده، با ورود افراد جدید به زندگیش سونامی به پا میشه. و تنها کسی که میتونه مرهم درد های زندگیش باشه، پزشکی به نام برهانه.
- نام کتاب: یراق [جلد ²]
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم اندریانی
- صفحات: 1254
خلاصه کتاب:
سیگارم رو روی لب روشن کردم وپکی محکم بهش زدم. دستم و روی شیشه گذاشتم و دودشوحلقه ای بیرون دادم. انگار خاطراتم همراه سیگار دود می شد. آرامش بهم تزریق می شد! خیره شدم به دختری که با گریه و زاری التماسم می کرد. برام لذت بخش بود، صداش توی گوشم اکو شد * به پات میافتم پرهام من دوستت دارم * به پات میافتم پرهام من دوستت دارم * به پات میافتم پرهام من دوستت دارم*... اخمی روی پیشونیم نشست. با لحنی تحقیر آمیز گفتم: -خفه شو هانی...
- نام کتاب: مرد نامرئی من
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: رویا نیکپور
- صفحات: 606
خلاصه کتاب:
پسری عیاش و خوشگذرون که با دوستش آمریکا زندگی میکنه و با وجود پولهایی که ماهیانه پدرش براش واریز میکنه بدون هیچ زحمتی به تفریحا ت مختلفش میرسه تا اینکه مجبور میشه به ایران برگرده... و دختری که از بچگی کار کرده تا خواهرش در آرامش زندگی کنه. آشنایی این ها شروع یک قصه اس...ی قصهی پر پیچ و خمی که قراره یک داستان جدید لابلای زندگ دو شخصیت، با دو سطح اجتماعی متفاوت باشه؛ پسری از تبار ثروت و عیاشی و دختری از تبار فقر و سختکوشی... قراره گاهی بخندیم، گاهی اشک بریزیم... و در کنارش شاید بتونیم خیلی چیزها یاد بگیریم.
- نام کتاب: آسیاب
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: سوزان
- صفحات: 316
خلاصه کتاب:
کیاشا رادمان… مردی که مدتهاست به دور از خانواده و حواشیشان آن سر شهر زندگی مجردی برای خودش ترتیب داده است با قتل برادرش بر سر ناموس،دوباره بازمیگردد مردی کینه ای و انتقام جو که هدفش تنها خواهر بیگناه قاتل است…روژان اخوان مهربانگ….فریاد عشق...
- نام کتاب: مهربانگ
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: بنفشه موحد
- صفحات: 2883
خلاصه کتاب:
جهان این اثر بیمکان و بیزمان است؛ مختصات جغرافیایی در کار نیست و مکانهایی که نام برده میشود در حقیقت وجود خارجی ندارد. همچنین در این رمان، تاریخی مشخص نمیشود، خبری از تکنولوژی و یا حتی غیاب تکنولوژی نیست. این رمان بهلحاظ شکل، بسیار پیچیده توصیف شده است؛ اثری که در آن از نشانه و سرنخ خبری نیست. هرچه پیش میروید، داستان انگار عجیبتر و گمراهکنندهتر میشود، اما گفته شده که جذابیتش با خواننده کاری میکند که نتواند کتاب را زمین بگذارد و خودش را به این دهکدهی شوم و جریان رودخانهی افسارگسیختهاش میسپارد.
- نام کتاب: مرگ به وقت بهار
- ژانر: عاشقانه، غمانگیز، رازآلود، فلسفی، روانشناختی
- نویسنده: مرسه رودوردا
- صفحات: 149
خلاصه کتاب:
داستان در مورد نوا بلاگر معروفی هست که زندگی عاشقانه ش با کسی که دوستش داشته به هم خورده و برای انتقام زن پدر اون آدم شده. در یک سفر کاری متوجه میشه که خانواده ی گمشده ای در یک روستا داره و در عین حال بطور اتفاقی با عشق سابقش رو به رو میشه که این سرآغاز اتفاقات و تنش های جدید در زندگیشه.
- نام کتاب: دودمان قو
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: منیر کاظمی
- صفحات: 971
خلاصه کتاب:
"کُلبی آلبرایت" نویسندهی داستان های فانتزی پرفروش نیویورک تایمز، برای فرار از رکود ذهنی عجیبی که به خاطر مشکلات خانوادگی دچارش شده، با یه تصمیم آنی و بدون خبر دادن به کسی، از شهرش دور میشه و یه مقصد تصادفی رو انتخاب میکنه. شاید اینطوری بتونه به ذهن آشفته اش سر و سامونی بده.
- نام کتاب: به دنبال کریسمس
- ژانر: عاشقانه، بزرگسال
- نویسنده: جیل شالویس
- صفحات: 340
خلاصه کتاب:
بار اولی که کارت های بازی رو دستم گرفتم یادم نمیاد چند سالم بود اما میدونم اون لحظه یه چیزی توی وجودم تکون خورد، انگار که تیکه از پازل گم شدهت رو پیدا کرده باشی ... یه ماهی تازه کار توی اقیانوسی پر از کوسه که تازه داشت نیش در می اورد تا اکواریومش به خون آبه بکشونه ...
- نام کتاب: بیست و یک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نگار رازقندی
- صفحات: 1966
خلاصه کتاب:
برادلی چاکرز، بزرگ ترین شاگرد کلاس، تا دلت بخواهد دروغ می بافد؛ آن هم دروغ های شاخ دار! او با هم شاگردی هایش توی مدرسه دعوا راه می اندازد و از درس و مشق متنفر است.
در مدرسه هیچ کس جز کارلا، مشاور جدید مدرسه، برادلی را دوست ندارد. کارلا از شنیدن داستان های عجیب و غریب او خوشش می آید و فکر می کند او واقعا باهوش است. اما کارلا چه کار کند تا برادلی خودش را عوض کند؟
- نام کتاب: ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: لوئیس سکر
- صفحات: 120
خلاصه کتاب:
یه اژدها بدون سوارش یه تراژدیه و یه سوار بدون اژدهاش مرده. وارد دنیای خشن و نخبه جنگی برای اژدها سواران شوید. ویولت سورنگیل بیست ساله قرار بود وارد ربع کاتبان شود و زندگی آرامی در میان کتاب ها و تاریخ داشته باشد. اکنون، ژنرال فرمانده - که به عنوان مادر سرسخت او نیز شناخته می شود - به ویولت دستور داده است که به صدها نامزدی که در تلاش برای تبدیل شدن به نخبگان ناوار هستند بپیوندد: اژدها سواران.
اما وقتی از همه کوچکتر هستید و بدنتان شکننده است، مرگ تنها یک ضربان قلب با شما فاصله دارد... زیرا اژدهاها با انسان های «شکننده» پیوند ندارند. آنها را می سوزانند. با وجود اژدهای کمتری نسبت به کادتها، بیشتر ویولت را میکشند تا شانس موفقیت خود را افزایش دهند. بقیه او را فقط به خاطر اینکه دختر مادرش است میکشند - مانند زادن ریورسون، قدرتمندترین و بیرحمترین رهبر گروه رایدر. دوستان، دشمنان، عاشقان. همه افراد در کالج جنگ بسگیات یک دستور کار دارند—زیرا پس از ورود، تنها دو راه وجود دارد: فارغ التحصیل شوید یا بمیرید.
- نام کتاب: جناح چهارم
- ژانر: بزرگسال، تراژدی، فانتزی، ماجراجویی، هیجانی، معمایی، خشن
- نویسنده: ربکا یاروس
- صفحات: 987