ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان آشوب دل

دانلود رمان آشوب دل pdf از الف_عسکری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: معمایی، اجتماعی

خلاصه رمان آشوب دل

سحر فکر می‌کرد رابطه‌ اش با یزدان آنقدر محکم است که هیچ چیز نمی‌تواند آن را از بین ببرد. اما وقتی یزدان ناگهان تغییر می‌ کند و نامزدی را به هم می‌ زند، سحر متوجه می‌ شود دست یاور (برادر یزدان) در کار است. یاور که همیشه حسادت خاصی به این رابطه داشته، حالا با فاش کردن رازی قدیمی، قلب یزدان را نسبت به سحر سرد کرده است. آیا سحر می‌تواند قبل از آنکه همه چیز تمام شود، حقیقت را بازگو کند؟

قسمتی از متن رمان آشوب دل 

سحر تنه ای به او زد و با سرعت از کنارش گذشت، اما صدای صندل های رامش که روی سرامیک های کف خانه کشیده میشد را میشنید و فهمید که او را دنبال میکند! دستش که کشیده شد با عصبانیت رو به صورت کنجکاو رامش غرید: به تو ربطی نداره من چمه! جوابت رو گرفتی؟ حالا برو رد کارت! حریف یزدان نمیشد، حریف یاوری که او را تحقیر میکرد و بی عرضگی اش را فریاد میزد هم نمیشد، ولی از پس رامش که بر می آمد! باز سگ شدی که؟! انگشت اشاره اش را روی بینی اش گذاشت و درحالی که رامش را داخل اتاق می کشاند با صدای آرامی گفت: هیس چرا داد میزنی؟ سگ بودن که مختص خودته نه من! در را بست و درحالی که اشکهایش را پاک میکرد، زیر نگاه سنگینی که تمام روحش را می درید، کیفش را روی میز توالت گوشة اتاق پرت کرد.

 سحر چرا گریه میکنی؟! نمیخوای بری بیرون؟ چرا لقمه رو دور سر خودت میچرخونی؟ بگو چی شده خب، چیزی ازت کم میشه؟! با حرص دکمه های پالتویش را باز کرد و درحالی که آرنج رامش را می گرفت، او را به سمت در هدایت کرد: به تو ربطی نداره که چی شده، بهتره بری بخوابی! چرا اینقدر بد اخلاق شدی تو، من گفتم الان که از پیش یزدان جونت برگردی کبکت خروس میخونه، اما نه انگار یه چیزی شده، چی شده؟ محکم در جایش ایستاده بود و تکان نمی خورد و سحر هم بیخود تلاش میکرد تا او را از اتاقش بیرون کند، پس دستش را رها کرد و با اخم هایی که درگیر هم بودند گفت: وقتی جوابت رو نمیدم یعنی دیگه سوالی نپرس و تنهام بذار، اینقدر فهمیدنش سخته؟!

رامش او را دور زد و در مقابل چشم های مبهوتش روی تخت  با رو تختی ساتن سورمه ای لم داده بود. یه سکوتت این همه توش معنی هست؟ بابا ایول! به خدا عصبیم برو بیرون رامش! رامش به او که چشمهایش بار دیگر بارانی می شدند و چهره ای که پُف کرده بود خیره شد: باشه شب بخیر! گفت و از روی تخت برخاست، به طرف در رفت و سحر سری به جواب شب بخیرش تکان داد و نفس راحتی کشید، توانی برای جواب پس دادن به رامش نداشت و تازه این اول ماجرا و شروع درد سرهایش بود! پدرش و فریده را چه میکرد؟ چگونه جواب آنها را میداد؟ نمیگفتند چکار کرده است که یزدان او را نمیخواهد؟ سرش را به شدت تکان داد تا افکاری که داشتند او را از پا در می آوردند پنجه های شومشان را از ذهنش بر دارند. با بی حسی تمام مانتو و شلوارش را در آورد و بدون آن که درون کمد دیواری بگذارد گوشة اتاق پرتشان کرد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سحر فکر می‌کرد رابطه‌ اش با یزدان آنقدر محکم است که هیچ چیز نمی‌تواند آن را از بین ببرد. اما وقتی یزدان ناگهان تغییر می‌ کند و نامزدی را به هم می‌ زند، سحر متوجه می‌ شود دست یاور (برادر یزدان) در کار است. یاور که همیشه حسادت خاصی به این رابطه داشته، حالا با فاش کردن رازی قدیمی، قلب یزدان را نسبت به سحر سرد کرده است. آیا سحر می‌تواند قبل از آنکه همه چیز تمام شود، حقیقت را بازگو کند؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    آشوب دل
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، معمایی
  • نویسنده
    الف_عسکری
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    332
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.