آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
جنازهی خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن! سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت!
- نام کتاب: سیاه مست
- ژانر: عاشقانه، درام، اجباری، انتقامی
- نویسنده: تمنا زارعی
- صفحات: 1512
خلاصه کتاب:
سیاوش، مردی سی و چند ساله و بزرگ شده بهزیستی، پلیسی معلق شده از کار و بوکسوری که بعد از سالها تمرین و مدالهای رنگارنگ برای گذران زندگی مجبور به شرکت در مسابقات زیرزمینیست؛در مقابل دخترکی ترانه نام قرار میگیره که در ظاهر هزار تفاوت باهم دارند و در باطن هزاران شباهت...
- نام کتاب: یک فروردین
- ژانر: عاشقانه، پلیسی
- نویسنده: هلیا عسگری
- صفحات: 1398
خلاصه کتاب:
داستان درباره دختری به نام نواست که از بچگی خدمتکار عمارت نیکزادها بوده. نوا پنهانی با پسر کوچیکه خاندان نیکزاد ازدواج میکنه البته بدون ثبت شدن در شناسنامهاس! و زمانی که باردار میشه، همسرش فوت میکنه و اون در تلاش که ثابت کنه بچه از خون اون هاست. تو همین حین محمدعلی، معروف به محمدعلی تایگر، کشتی گیر لوتی و معروف تیم ملی و برادرشوهر نوا به کمکش میاد اما...
- نام کتاب: تایگر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هاله نژاد صاحبی
- صفحات: 653
خلاصه کتاب:
دلوین دختر 19 ساله ای که توی مهمونی با یک مافیای قوی دورگه ایتالیایی، ایرانی اشنا میشه به اسم دیاکو و دلوین توی یک اتفاق نشون میده که مرده اما نمرده و داره درسشو تموم کنه اما دیاکو میفهمه و....
- نام کتاب: آخرین یاقوت سیاه
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، مافیایی
- نویسنده: آیلی
- صفحات: 170
خلاصه کتاب:
_ زن منو با اجازهٔ کدومی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ ؟
حاجبابا تسبیح دانهدرشتش را در دستش میگرداند و دستی به ریش بلندش میکشد.
_ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچیندار نیست! عمران صدایش را بالاتر میبرد. رگهای ورم کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان میدهند.
_ زن من نیست حاجآقا؟ مامور کلانتری «لاالهالاالله» زیرلبی زمزمه میکند.
- نام کتاب: پنجره فولاد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 2281
خلاصه کتاب:
ماریا،از همسرش جدا شده ولی با قتل همسر سابقش درگیر پرونده قتل او شده و به زندان میافتد و بعد هفت ماه آزاد میشود این در حالی است که به خاطر یک شرط آزاد شده و اما آن شرط شروع رمان زن شرطی هست ….
- نام کتاب: زن شرطی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نیلوفر قائمی فر
- صفحات: 650
خلاصه کتاب:
خاوین قوام، تک پسر حاجنصرتالله قوام، صاحب بزرگترین و بهنامترین شرکت حمل و نقل دریایی ایران، از تاجرهای سرشناس است. پسری که برخلاف اعتقادات سفت و سخت پدرش تفریحات و عیاشیهای مختص به خودش دارد و قرار است بعد از ازدواجش با دخترعمویش تک فرزندِ عنایتالله قوام، تمام ثروت خاندان قوام به نام او و مهلا شود.اما یک شب در جزیرهی کیش بقایای جامانده از رابطهی پنهانش کار دستش میدهد و خدمتکار هتل یک ماه بعد با جواب مثبت بارداریاش، درست در شب عروسی خاوین و مهلا، دنیا را روی سر خاوین و آیندهاش خراب میکند تا قصه در تقابلی تنگاتنگ میان عشق و نفرت، مسیر پرچالشی را طی کند.
- نام کتاب: خاوین
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، بزرگسال
- نویسنده: ساقی میر
- صفحات: 1228
خلاصه کتاب:
همیشه آدمها رو با ظاهرشون نباید قضاوت کرد. پشت همهی چهرههایی که میبینیم، آدمهایی هستن که نمیشه فهمید تو قلب و فکر و روحشون چه چیزی جریان داره. گاهی باید دستشون رو گرفت، روحشون رو لمس کرد و به تنهاییهاشون نفوذ کرد تا بشه اون پوستهی سفت و سخت رو شکوند. این قصه، قصهی بیرون کشیدن یه روح پاک از یه جسم خسته و آسیبدیدهست. قصهی دیدن زیباییهای ذاتی آدمها، بیتوجه به حصار جسمانی اونها. این قصه... یعنی قصهی «لمس تنهایی ماه»...
- نام کتاب: لمس تنهایی ماه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: منا امین سرشت
- صفحات: 1999
خلاصه کتاب:
یکبار وقتی تو بی هوشی بهم دست زد دلم رو شکست، یکبار وقتی سر سفره عقد بود و بهم گفت چاره ای ندارم، باهام راه بیا.... اما من صبر نکردم برای بار سوم دلم رو بشکنه... من پناه بردم به دنیای تاریک تنها مردی که حرف هام رو باور داشت... مردی که خودش راز های سیاه زیادی داشت... هومن...
- نام کتاب: نامستور
- ژانر: عاشقانه، رئال، مافیایی، ملودرام، آسیباجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: پونه سعیدی و بنفشه
- صفحات: 1284
خلاصه کتاب:
بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان !! من آبانم با داستان خودم دختری که عاشق شد و خودش را شناخت ! آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید، ان عشق خیلی چیزها به من بخشید که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود اویی که ادعا می کرد عاشق است واقعا بود . ببخشد و هیچ نستاند معنای راستین عشق همین است دیگر غیر از این هرچه باشد باد هواست پوچ و ناچیز… داستان من هرچند کوزت وارانه شروع شد اما به خط خودم پایان مییابد.
- نام کتاب: بی آبان
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: آناهید قناعت
- صفحات: 2197
خلاصه کتاب:
با دندوناش لبمو فشار میده ... لب پایینیم رو .. اونو می کشه و من کشیده شدنش رو ، هم می بینم ، هم حس می کنم ... دردم میاد ... اما می خندم... با مشت به کتفش می کوبم .. وقتی دندوناش رو شل میکنه ، لبام به حالت عادی برمی گردن و جای دندوناش گز گز می کنن روی نرمی لبام ! ... خندون میگم : دیوونه ! چشمک می زنه ... مژه هاش بلنده ... زیر نور این چراغ خواب جدید ، همین نور آبی رنگ ، روی صورتش سایه انداخته ، مژه هاشو میگم ! ...
- نام کتاب: زمستان ابدی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: کوثر شاهینی فر
- صفحات: 622
خلاصه کتاب:
بهترین دوست بابام بود و من دختر خونده و عزیز دلش بودم! چهارده سال ازم بزرگتر بود و عاشق رفتار مردونهش شدم! اون هرچیزی که میخواستم بهم میداد بهجز یک چیز، خودش رو...! هیچجوره حاضر نبود به رفاقتش به پدرم خیانت کنه و با دلبریام وسوسه بشه پس مجبور شدم یه شب که مسته پا به اتاق خوابش بذارم تا برای همیشه مال من بشه ولی نمیدونستم که...
- نام کتاب: بر دلم حکمی راند
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، اجتماعی
- نویسنده: سحر نصیری
- صفحات: 986
خلاصه کتاب:
امیر حافظ یه مرد پر نفوذ و قدرتمند که ازش هر خلافی بر میاد و این دلیل بر این میشه که نیکی همسرش که تازه یک بچه یک ساله هم دارن از هم طلاق بگیرن اما حافظ به نیکی اجازه نمیده بچش رو ببینه مگر این که هر بار ..
- نام کتاب: رمان رخنه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: نگار رازقندی
- صفحات: 1706
خلاصه کتاب:
من نوه ی جهانگیرخان فرهمند، رئیس کارخانه ی نساجی معروف را به دنیا آورده بودم. اما هیچکس اطلاعی نداشت! تا اینکه دست سرنوشت پدر و دختر را مقابل هم قرار داد. او نباید می فهمید رزا دختر اوست، اما شباهت دخترم با او غیر قابل انکار است! دختر چهار ساله ام دل و دین پدرش را برد و قلبش را تسخیر کرد! محمد فرهمند! شاید دل دخترم را برده باشد اما من هرگز دیگر به او شانس دوباره ای نخواهم داد! این عشق را خودم با دست خودم به خاک سپردم.
- نام کتاب: غبار الماس
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: شادی موسوی
- صفحات: 4705
خلاصه کتاب:
نگاهش با دقت بیشتری روی کارت های در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص میشد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سر و صدا بیداد میکرد. با وجود فضای نیمهتاریک آنجا و نور چراغهایی که مدام رنگ عوض میکردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: آرادخان نوبت شماست!کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همه چیز یا هیچچیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت.
- نام کتاب: ریسک
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: اکرم حسین زاده
- صفحات: 3609
خلاصه کتاب:
ژیار راشد مردی از تبار کُرده که برای حفاظت از مادر و برادرش در مقابل پدر مستبدش به اجبار مجبور به قبول شغل اجدادیشون میشه. شغلی که به جز و مرگ و خون هیچ چیز دیگه ای نداره، طی یک اتفاق واسه نابودیش اقدام به قتلش میکنن که همسر و فرزندش کشته میشن، ژیار به کما میره و بعد از اون داخل یه آسایشگاه روانی بستری میشه با اومدن ماهلین و دیدن ژیار روند داستان شکل میگیره و ادامه...
- نام کتاب: هیژا
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: مهری هاشمی
- صفحات: 5044
خلاصه کتاب:
ارزان فروختم خودم را، عاشق مردی شدم که حتی اورا نمیشناختم در این منجلاب هوس و گناه دستو پا زدم قصد کشتن خود را داشتم که فهمیدم باردارم. فلاکت به اوج خودش رسید که من دخترکی مادر شده با شناسنامه سفید و بکر بزرگترین حقیقت دروغ زندگی ام را فهمیدم اطرافیانم که انها را خانواده می پنداشتم گرگانی در لباس سفید بره بودند که مرا در این لجن همراهی کرده ....تاوان خواهند داد تا ان قطره قطره خونی که از چشمانم بارید فرزندی که از وجودم گرفته شد من زنی که به قعر جهنم کشیده شده همه را با خود دفن خواهم کر
- نام کتاب: مخمصه باران
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، هیجانی، معمایی
- نویسنده: کوثر شاهینی فر
- صفحات: 826
خلاصه کتاب:
عشقی ناممکن از دل انتقام! پدرام، برادر پناه محکوم به قتل رادمهر میشود و پناه برای نجات برادر و خانواده اش عروس خون بس رادمانی میشود که به دنبال انتقام گرفتن از قاتل برادرش هست ...
- نام کتاب: نفس باش به جانم
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، خون بسی
- نویسنده: شایسته نظری
- صفحات: 2170
خلاصه کتاب:
عمران بوکسور کله خراب و خشنی که برای انتقام از بهزاد و زمینزدن او دست روی خواهرش بهار میگذارد. پسر متعصب و پر شر و شوری که به هیچ صراطی مستقیم نیست، بهاری را وارد ماجرا می کند که نشان پسر عمویش است... اما با دستدرازی و بیحرمتی که عمران به بهار می کند مجبور به ازدواج با او می شود و این اجبار آتش انتقام عمران را بیشتر می کند..
- نام کتاب: بهار رسوایی
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، ازدواج اجباری
- نویسنده: حدیثه ورمز
- صفحات: 2240
خلاصه کتاب:
آرام بود مثل نسیم، طوفان که شد آرامش تمام آراز يه مرد پولدار كه بعد از فرار نامزدش تو روز عروسيش براي انتقام ميره سراغ نزديك ترين دوست نامزدش يعني ساقي چون فكر ميكنه ساقي از همه چي خبر داره...و ساقي دختري كه سال هاست عاشق آرازه اما با انتقامي كه آراز ازش ميگيره و بي آبروييش مجبور ميشه كلفت خونه ي آراز بشه....اما حالا وقتش رسيده كه ساقي انتقامشو از آراز بگيره.يه دختر با اينكه مذهبيه اما با لوندي آراز رو عاشق خودش ميكنه و ...
- نام کتاب: ساقی
- ژانر: عاشقانه، همخونه ای
- نویسنده: زینب عامل
- صفحات: 3497