ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان ایما

دانلود رمان ایما pdf از pari

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، تخیلی، ترسناک  

خلاصه رمان ایما 

نمیدانم زمانی که زنگ کلیسا به صدا در می‌آید، چندین شیطانِ پنهان شده از مسیح (ع) در اعماق وجودم از ترس زوزه می‌ کشند. زمانی که قطرات باران بر صورتم می‌چکند، سیاهی‌ های درونم، از پاکی باران به کجا پناه می‌برند. نمیدانم در جنگ بر علیه خودم، کدام من پیروز و کدام‌ یک مغلوب دیگری می‌شود. اینک ناله‌ های روحم را خفه می‌کنم و مصمم‌ تر از هر وقت دیگری، به سوی او می‌روم. دستانم را در دستان آتشینش می‌گذارم و همپای سردرگمی‌های ذهنم، می‌چرخم و می‌چرخم؛ تا زمانی که رقص مرا از پای در بیاورد …

قسمتی از متن رمان ایما

چند لحظه بعد احسان با دو تا نوشیدنی برگشت یکیش رو  گذاشت رو به روی من و گفت: بهراد! آخر هفته نزدیکه میگم چطوره چند روز بریم ییلاق؟ دایی من یه سوییت کوچیک داره میتونیم بریم اونجا. اول از داییت بپرس ببین خودش حرفی نداره؟ احسان: نه بابا حرفی نداره اون خودش چند ماه یه بار هم به اونجا سر نمیزنه. پایه ام. دیگه حرفی نزدیم که ده دقیقه بعد یه نفر به احسان اشاره کرد. بره پیشش اون هم با گفتن زود میام، رفت پیش اون.

بی حوصله نشسته بودم و به یه گوشه ی مبهم، خیره شده بودم یه جرعه ی دیگه از محتوای لیوانم که توی دستم بود نوشیدم و لیوان خالی رو روی میز گذاشتم احساس کردم سرم بدجور داره گیج میره! تکیه دادم به مبل و دستم رو گذاشتم روی پیشونیم تا یکم حالم جا بیاد. چند لحظه بعد متوجه شدم پسری که یه کم اونورتر نشسته بود، داره نگاهم میکنه. یه کم اومد جلوتر و با لحن گرمی گفت: همه چی ردیفه؟ آروم جواب دادم: فکر کنم آره یه کم سرم گیج رفت فقط. گفت: احتمالاً به خاطر نوشیدنیه.

فندک و سیگارم رو از جیبم بیرون آوردم و گفتم: بفرما… لبخند گرمی زد و خودش رو امیر معرفی کرد و سریع یه بحثی‌ پیش کشید تا سر صحبت رو باز کنه همون جور که به حرفهاش گوش میکردم، سیگار رو گوشه ی لبم گذاشتم و روشنش کردم. پاکت رو، رو بهش گرفتم و اشاره کردم برداره که گفت: بیخیال، پاکت و فندک رو انداختم روی میز رو به‌ نه ممنون؛ ترک کردم. سیگار، تنها مسکنم بود. تنها چیزی که میتونست وقتی اعصابم خراب بود یا ناراحت بودم، آرومم کنه یادم می‌‌اومد از وقتی بچه بودم، هیچ کی تو کلاس باهام دوست نمیشد. یه جورایی همه ازم فراری بودن! بارها کلمه ی یوونه یا خل وضع، بهم نسبت داده شده بود…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
نمیدانم زمانی که زنگ کلیسا به صدا در می‌آید، چندین شیطانِ پنهان شده از مسیح (ع) در اعماق وجودم از ترس زوزه می‌ کشند. زمانی که قطرات باران بر صورتم می‌چکند، سیاهی‌ های درونم، از پاکی باران به کجا پناه می‌برند. نمیدانم در جنگ بر علیه خودم، کدام من پیروز و کدام‌ یک مغلوب دیگری می‌شود. اینک ناله‌ های روحم را خفه می‌کنم و مصمم‌ تر از هر وقت دیگری، به سوی او می‌روم. دستانم را در دستان آتشینش می‌گذارم و همپای سردرگمی‌های ذهنم، می‌چرخم و می‌چرخم؛ تا زمانی که رقص مرا از پای در بیاورد …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ایما
  • ژانر
    عاشقانه، تخیلی، ترسناک
  • نویسنده
    Pari
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    414
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.