






دانلود رمان باشگاه قتل پنجشنبه pdf از ریچارد آزمن
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: جنایی، رازآلود، کمدی، هیجانی
خلاصه رمان باشگاه قتل پنجشنبه
شهر در هراس است؛ قتل یک معمار نام آور. تنها سرنخ در صحنهٔ جنایت، یک عکس دسته جمعی از مقتول با دوستانی است که نوید یک رشته قتل را می دهد. اینجا است که «باشگاه قتل پنجشنبه» وارد میدان می شود. آن ها، فارغ از اینکه پلیس چه می گوید، خود را در قبال امنیت شهر مسئول می بینند و برای شکار قاتل بسیج می شوند. اما راه حل معمایی که برای پلیس نیز لاینحل مانده چیست؟ سرعت عمل کلید موفقیت است، زیرا قاتل به احتمال زیاد در کمین قربانی بعدی است. شاید قربانی بعدی از نگاه آن ها پنهان باشد، شاید حتی یکی از خودشان باشد! شاید قاتل پیش از رسیدن به هدف اصلی، همهٔ شاهدان و مداخله گران را ساکت کند. این پرونده هرگز یک پروندهٔ عادی نیست؛ پر از پیچیدگی و وحشتی غیر منتظره!
قسمتی از متن رمان باشگاه قتل پنجشنبه
ولی این مسئله ای است که او می تواند موقع نوشیدن یک فنجان چای خوب به آن فکر کند و در عین حال می تواند سعی کند به خاطر بیاورد بیلش کجاست. تونی کرن قصد دارد ایین و نتام را بکشد این الآن مسلم است. یعنی ایین هم این را می داند؟ بالاخره حتی آرام ترین و منطقی ترین آدم هم تحملی دارد. تونی آهنگ یک آگهی بازرگانی را با سوت می زند و داخل خانه می رود. او حدود هجده ماه پیش با اولین سود واقعی از کوپرز چیس به این خانه آمد از آن نوع خانه هایی بود که همیشه آرزویش را داشت خانه ای که با سخت کوشی، انتخاب های صحیح صرفه جویی درست در هزینه ها و تکیه بر استعدادهایش بنا شد، اثری جاودان بود از آجر شیشه و چوب گردو که به دستش آورده بود.
تونی وارد خانه می شود و درگیر خاموش کردن آژیر دزدگیر می شود و نتام هفته پیش دارودسته اش را فرستاده بود تا نصبش کنند. همه شان لهستانی بودند ولی خب این روزها دیگر که لهستانی نبود؟ تونی بار سوم رمز چهار رقمی آژیر را درست وارد می کند. یک رکورد جدید! تونی کرن همیشه امنیتش برایش خیلی مهم بوده است. سال ها شرکت ساختمانی تونی در واقع فقط پوششی برای تجارت مواد مخدرش بود. راهی برای توجیه درآمدش، راهی برای شستن پول های کثیفش ولی کم کم بزرگتر شد. وقت بیشتری از او گرفت و پول بیشتر و بیشتری برایش به ارمغان آورد. اگر آن موقع به تونی جوان می گفتند که در نهایت در این خانه زندگی می کند اصلاً تعجبی نمیکرد؛ ولی اگر به او می گفتند که آن را با پولی که به طور قانونی به دست می آورد می خرد درجا از حال می رفت.
همسرش، دہی، برنگشته خانه ولی فعلاً این به نفع تونی است به او زمان می دهد تا تمرکز کند و واقعاً به همه چیز فکر کند. تونی یاد داد و بیدادش با ایین ونتام می افتد و دوباره خشمگین می شود. ایین داشت او را از وودلنزد حذف می کرد؟ به همین راحتی؟ با صحبت در راه رسیدن به ماشینش؟ بیرون از ساختمان محض احتیاط که اگر تونی خواست مشتی بپراند. تونی خیلی دوست داشت درجا به او سیلی بزند ولی تونی دیگر عوض شده بود؛ بنابراین آن ها کمی داد و بیداد کرده بودند؛ محتاط و یواش احتمالاً کسی متوجه نشده است و این به نفع تونی است. وقتی و نتام مرده پیدا شود هیچ کس نمی تواند بگوید تونی کرن و ایین و نتام را دیده است که جر و دعوا می کردند. باید تمیز کار کند. تونی روی چهارپایه ای می نشیند. آن را در آشپزخانه ی بسیار بزرگش تا میز وسط می کشد و کشویی را باز می کند.