ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان دلبر وحشی

دانلود رمان دلبر وحشی pdf از طاهره خطائی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان دلبر وحشی، خانوادگی

عشق، گاهی زنجیری است که ما را اسیر می‌ کند… من او را می‌ خواهم، او چشم‌ به‌ راه دیگری است، و آن دیگری، تنها مرا می‌ بیند. چهار نفر، چهار قلب، و چهار آرزوهای بر با درفته. در این رمان، هر کس عاشق است، اما نه به کسی که باید باشد. محدودیت‌ های عشق، قوانین نانوشته‌اش، و دردهایی که هرگز بیان نمی‌ شوند، همه و همه ما را در دامی از احساسات متضاد گرفتار کرده است. آیا این چرخه هرگز می‌ شکند؟ یا سرنوشت ما تکرار این درد بی‌ پایان است؟

قسمتی از متن رمان دلبر وحشی 

کمی دورتر از استخر هم یه تاب دو نفره ی که دور تا دورش پیچک های نیلوفری بود .با این هوای بهاری تو روز آخر اسفند ماه نفس کشیدن خیلی می چسبید. بهار زودتر از همیشه رسیده و همه ی جای حیاط پر از گل و گیاه شده بود با اینکه تازه صبونه خورده بودیم ولی کیک و چایی که پیشخدمت آورده بود زیر آفتاب مالیم خیلی چسبید. با آخرین جرعه ی چایی به صورت بهناز خیره شدم. بلوز بافت نازک یه وری با شلوار ساپورتی جذب به پا داشت. ابروهاش مشخص بود که قبلا به پر پشتی ابروهای بهرام بوده. مادر بهرام علاوه بر مسن بودنش خیلی امروزی و فرز و چالاک بود.

بهرام با سر پای گلی و در حالیکه از بالاتنه هیچی به تن نداشت وارد حیاط و نگاه منو بهناز بهش دوخته شد. پشت سر بهرام هم یه پسر جوونی داخل اومد. بهناز طلبکار پرسید این دیگه چه وضعشه داداش ؟ نگاهی به لبهای جر خورده از خنده ی ما کرد و گفت: دختره عوضی رید به هیکلم چقده هم که طلبکار نبود. بهناز با خنده گفت: مرگ من کار یه دختر بود؟ مجبورم دوباره برم دوش بگیرم…با غرغر بهرام بهناز رو به طرف پسره کرد و پرسید: جواد ماجرا چیه؟ دوتا دختر بودن از رو چاله ی درتون که می رفتن هر چی گل و لجن بود پاشید رو سر صورت آقا اگه نرسیده بودم دختره رو نفله کرده بودن. اوه …اوه …

صدای بهرام رو شنیدیم که گفت: فضولی موقوف. مژی تو هم آماده شو ببرمت خونه ات. بهناز به جای من گفت: مامان ازش دعوت کرده که عیدو بمونه اینجا. از اون فاصله تعجب رو می شد از صورت بهرام خوند چرا که زیر لب گفت: مامانو از این ناپرهیزیا کاملا بعیده؟ سرتکون داد و از پله ها بالا رفت. عصری ماشینو جلوی در پارک کردم تا موقعه سال تحویل برم خونه ی بابابزرگ و مادر بزرگ مادریم ازم خواسته بودن که سال تحویل اونجا باشم. ساعت ۲۵ شب قرار بود تحویل بشه…یه جور جنب و جوش خاصی رو تو اطرافم حس می کردم یه هیجان زیر پوستی که به همه انرژی مثبت می داد. تا کلید به در انداختم صدایی که خطابم می کرد رو شنیدم. به عقب برگشتم دیدم که مهدیسه…واقعا که این دختر انگاری خیال نداشت که بی خیال من بشه.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
عشق، گاهی زنجیری است که ما را اسیر می‌ کند... من او را می‌ خواهم، او چشم‌ به‌ راه دیگری است، و آن دیگری، تنها مرا می‌ بیند. چهار نفر، چهار قلب، و چهار آرزوهای بر با درفته. در این رمان، هر کس عاشق است، اما نه به کسی که باید باشد. محدودیت‌ های عشق، قوانین نانوشته‌ اش، و دردهایی که هرگز بیان نمی‌ شوند، همه و همه ما را در دامی از احساسات متضاد گرفتار کرده است. آیا این چرخه هرگز می‌ شکند؟ یا سرنوشت ما تکرار این درد بی‌ پایان است؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دلبر وحشی
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
  • نویسنده
    طاهره خطائی (تارا راد)
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    1071
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.