آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری که در حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه …پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن ….قراره این خانوم خوشگله عاشق یکی بشه…حالا این یکی کیه؟...الله و اعلم...یکی هست دیگه…
- نام کتاب: آسانسور
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: نیلا
- صفحات: 245
خلاصه کتاب:
داستان دختر و پسریه ڪه به صلاحدید خانواده هاشون براے هم در نظر گرفته میشن و هر ڪدوم به خاطر شرایطے ڪه دارن مجبور میشن ڪه تن به این ازدواج بدن...ولی حضور شخص سومے باعث میشه مسیر زندگیشون ناهموار بشه...
- نام کتاب: معمار عشق
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: دوشیزه
- صفحات: 297
خلاصه کتاب:
پَروا دختر 16 ساله ای که ناخواسته به عنوان جاسوس سیاسی بازداشت میشه، با وجود تمام تلاش هاش مبنی بر عدم اطلاع از این جرم و مدارکی که در کوله پشتی اش جاسازی شده باز هم حرفش را قبول نمیکنند، تاجایی که به او تهمت میزنن! حال پَروا منتظر نامزدش سمیر که پزشک است میماند تا او را از این بند آزاد کند اما آیا سمیر با وجود این قضایا پروا را قبول میکند؟.....
- نام کتاب: پروا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: آمنه احمدی
- صفحات: 2850
خلاصه کتاب:
حسان پسری که توی نوجوانی توسط نامادریش بهش دست درازی میشه و بعد از اون از برقراری ارتباط با زن ها متنفر می شه تا اینکه یه دختر کافه چی قلب حسان رو....
- نام کتاب: هوران
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه زارعی
- صفحات: 1954
خلاصه کتاب:
من کارن زندم، بازیگر سرشناس ایرانی عرب که بی پدر بزرگ شده و حالا با بزرگ ترین چالش زندگیم رو به رو شدم. یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم جلوی در خونه ام بچه ایه که مادر ناشناسش تو یک نامه ادعا می کنه بچه ی منه و بعد از آزمایش DNA فهمیدم اون بچه واقعا مال منه! بچه ای که دوست ندارم مثل خودم بی پدر بزرگ بشه اما وجود اون برای شهرت من خطرناکه و باید براش یک مادر پیدا کنم...
- نام کتاب: رویای گمشده
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مهدیه افشار و مریم عباسقلی
- صفحات: 1976
خلاصه کتاب:
دختری دورگه ایرانی_آمریکایی به اسم مهتا که در یک رستوران در آمریکا گارسونه. زندگی عادی و روزمره خودشو میگذرونه. تا اینکه سر و کله ی یه مرد زخمی تو رستوران پیدا میشه و مهتا بهش کمک میکنه. ورود این مرد به زندگی مهتا و اتفاقای عجیب غریبی که برای این مرد اتفاق میفته زندگی معمولی مهتا رو به جایی میکشونه که بفهمه واقعا کیه و...
- نام کتاب: راز ماه
- ژانر: عاشقانه، فانتزی
- نویسنده: ریحانه کیامری
- صفحات: 518
خلاصه کتاب:
آن چشمانش به تنهایی برای پیکارِ میانِ چند مرد و هابیل و قابیل شدنِ برادر با برادر، خون وخونریزیِ میان دو طایقه بس بود. آرامشی که در وجودِ این الهه زیبایی بود در هیچ یک از قصرهایش جزیره هایش زنان و زیبایی های دور و برش نمی یافت. او باید صاحب آن چشمانِ جادو کننده کهربایی رنگ را برای خودش می کرد باید. خدای آن فرشته اگر میخواست انسان هایی را که خالقشان هست از دست من نجات دهد باید آن دختر را به من ببخشد.
- نام کتاب: رسوخ
- ژانر: عاشقانه، مافیایی، هیجانی
- نویسنده: مهشید حاجی زاده
- صفحات: 1629
خلاصه کتاب:
نفس، دختر زیبایی که بخاطر ترسِ از دست دادن و جدایی، از عشق و دلبسته شدن میترسه و مهراد، مهندس جذاب و مغروری که اعتقادی به عاشق شدن نداره.. ولی با دیدن هم دچار یک عشق بزرگ و اساطیری میشن که تو این زمونه نظیرش دیده نمیشه...رمان بر دل نشسته یک عاشقانه ی لطیف و زیباست...
- نام کتاب: بر دل نشسته
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: م_ابهام
- صفحات: 960
خلاصه کتاب:
محسن برادر گلاویژ برای انتقام و شکنجه، عکس های برهنه اش رو برای نامزد گلاویژ فرستاد.. عکس هایی رو نشون عماد داد که هیچ وقت واقعیت نداشت...
- نام کتاب: گلاویژ
- ژانر: عاشقانه، معمایی، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: شبنم کرمی
- صفحات: 1841
خلاصه کتاب:
نازگل و مادرش طناز با اختلاف سنی چهارده سال به همراه بی بی زندگی می کنند...
طناز برای اینکه سالن آرایشگاهش رو بزرگتر کنه باید نقل مکان کنه که در این جابه جایی با مردی برخورد می کنه که زیادی آشناست...
- نام کتاب: فتنه گر
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: ریحانه نیاکام
- صفحات: 2490
خلاصه کتاب:
دختری به نام مرسده که با پدرش زندگی میکنه و خانواده مادری نداره و بنا به دلایلی باید با پسر عموش باشه... خودش این رو دوست نداره چون متوجه نگاه های اون به خودش شده اما چون بچه است و چیزی نمیدونه فقط یه حس بد داره حسی مثل تنفر! تا اینکه ...
- نام کتاب: مرسده
- ژانر: عاشقانه، اجباری
- نویسنده: داوود بختیاری دانشور
- صفحات: 320
خلاصه کتاب:
هونام بخشایش یه آقازادهی یاغیه، کسی که از سیاست و قدرت فراریه اما تو رأسشه. پدرش یکی از مردان قدرتمند کشوره و تنها پسرش باید کمک حالش باشه اما هونام از پدرش و هر چیزی که بهش ربط پیدا میکنه گریزونه، چون اون رو مقصر مرگ یکی از عزیزانش میدونه. از خونهی پدریش بیرون زده و یه شرکت همراه پسر عموش و بهترین دوستش راه انداخته و اونجا داره توی خفا یه زندگی آروم رو میگذرونه، البته اگه پدرش و دخالتها و خرابکاریهاش واسه برگردوندن پسرش اجازه بده. با پر رنگ شدن خرابکاریهای دختر شیطون داستان توی شرکت توجه هونام بهش جلب میشه و اینجا آغاز کلکلهاییه که مرد ساکت و آروممون رو به یه پسر خشن تبدیل میکنه.
- نام کتاب: مه ربا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 1229
خلاصه کتاب:
جاوید محتشم صاحب یکی از بزرگترین شرکت های مادلینگ لباس در دنیاست که به امپراطور صنعت مد زنان معروفه! تا اینکه دختری کم سن و سال و چشم و گوش بسته از یک خانوادهی مذهبی و متعصب از خونه فرار میکنه و پا به شرکت جاوید خان و خوشگذرونی میذاره که تو اولین دیدار وادارش میکنه لباساشو در بیاره تا ....
- نام کتاب: ردلاین
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 1377
خلاصه کتاب:
رامین مهندس قابل و باسواد که به سوزان دخترهمسایه علاقه منده. با گرفتن پیشنهاد کاری از شرکتی در استرالیا، با سوزان ازدواج می کنه، و عازم غربت میشن. ولی زندگی همیشه طبق محاسبات اولیه، پیش نمیره و....
- نام کتاب: دارکوب
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: پاییز
- صفحات: 587
خلاصه کتاب:
زام بی نام سری جدید دارن شان و با محوریت آخر الزمان ایجاد شده توسط حمله ی زامبی ها می باشد. داستان از دید اول شخص دنبال می شود و شخصیت اصلی یکی از بازمانده های این حمله است که بی اسمیت نام دارد. بخش قابل توجهی از جلد اول سری، راجع به پدر مستبد و نژادپرست بی و تاثیر منفی او روی فرزندش می باشد و بخشی دیگر، حمله ی زامبی ها به دهکده ی پالازکنری در ایرلند و واکنش شخصیت اصلی و دوستانش را راجع به اخبار و شایعات مربوط به این حمله بررسی می کند. همه خواه ناخواه تحت تاثیر اخبار قرار گرفته اند، ولی سعی می کنند آن را به شوخی بگیرند و به چشم دروغ رسانه و افراد سودجو به آن نگاه کنند. اما خیلی طول نمی کشد که همه متوجه می شوند شوخی و دروغی در کار نیست، اما تاوان این سهل انگاری، بسیار سنگین است.
- نام کتاب: گلادیاتور
- ژانر: تخیلی، ترسناک
- نویسنده: دارن شان
- صفحات: 123
خلاصه کتاب:
سیندوخت، به جای بدهی باباش به یه مرد سرد و خشن فروخته میشه که اونو به عنوان دختر خوانده خودش معرفی میکنه اما …
- نام کتاب: دختر خوانده
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: محدثه
- صفحات: 515
خلاصه کتاب:
تک دختر خونه بود و با تموم اون ارث و میراث هميشه ده قدم از همه عقب بود! چون یه لقب روش بود... مردار! از بچگی زیر هجوم درد و تحقیر بزرگ شد تا جایی که سرنوشت کاری کرد تا بتونه روی پاهاش بایسته و برای اولین بار خودش رو به پدر مستبدش ثابت کنه! پا توی راهی گذاشت که با اون آشنا شد. ناخدا جلال! مردی آروم و جنوبی که کل اهالی بازار ماهیگیرها روی اسمش قسم میخوردن!...
- نام کتاب: ناخدا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: سحر نصیری
- صفحات: 2221
خلاصه کتاب:
همراهی حریر ارغوان طراح لباسی مطرح و معرف با معین فاطمی رئیس برند خانوادگی و قدرتمند کوک، برای پایین کشیدن رقیبها و در دست گرفتن بازار موجب آشنایی آنها میشود.باشروع این همکاری و نزدیک شدن معین و حریر کمکم احساسی میان این دو نفر شکل میگیرد. احساس و عشقی که میتواند مرهم برای زخمهای کهنهای شود که آنها از گذشته با خود به همراه دارند. در حالی که آنها دوشادوش هم پلههای ترقی را با سرعتی بیش از پیش طی میکنند غافل از این هستند که عشق نوپای خودشان هدف رقیبی قَدَر است که آنها را زیر نظر دارد و بواسطه داشتن نفوذیای باورنکردنی از هر چیزی که در کوک و بین معین و حریر میگذرد مطلع است تا در زمان دلخواه زخمکاری خود را بزند. طوفانی عاشقانه در راه است…
- نام کتاب: مجنون تمام قصه ها
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: دلآن موسوی
- صفحات: 2427
خلاصه کتاب:
آرامش دختر هجده سالهای که مورد تعرض پسر همسایه شون قرار میگیره و از ترس مجبور به سکوت میشه و سکوتش باعث میشه هاکان بخواد دوباره کارش رو تکرار کنه اما این بار آرامش برای محافظت از خودش ناخواسته قتلی مرتکب میشه که زندگیش رو مورد تحول قرار میده...
- نام کتاب: قصاص
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: سارگل حسینی
- صفحات: 791
خلاصه کتاب:
نگاه پر از نگرانیم را به صورت افرا دوختم. بدون توجه به استرس من به خیارش گاز می زد. چشمان سیاهش با آن برق پر شیطنتش دلم را به آشوب کشید. چرا حرفی نمی زد تا آرام شوم؟ خدایا چرا این دختر امروز دردِ مردم آزاری گریبانش را گرفته بود؟ با حرص به صورت بیخیال دختر خالهام زل زدم و غریدم: - تورو خدا، اون خیار وامونده رو ول کن و بگو جواب بابامو چی بدم. ایکاش زودتر بهش گفته بودم کدوم شهرو توی انتخابم زدم.
- نام کتاب: قاب سوخته
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: پروانه قدیمی
- صفحات: 1937