
دانلود رمان کد آبی pdf از مهدیه افشار
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان کد آبی
همه میگن بزرگترین و مخ ترین دکتر تهرون؛ ولی من میگم دیوث ترین پسر تهرون! روزبه سرمد یه پسر سی و چند سالهی نخبهس که تقریباً تمام پرسنل بیمارستان خصوصیش؛ از زن و مرد گرفته تو کَفِش تاید شدن حالا… این قناری خفن قد بلند، از شانس خوب یا بد پسر عموی منه!
قسمتی از متن رمان کد آبی
اومدم که حرف بزنم تصمیمتونو عوض کنید، استاد تو بیمارستان نمیتونستم باهاتون حرف بزنم اما اینجا راحت ترم. با خیال راحت و لبخند بزرگی به پشت تکیه میدم و دست به سینه و با لذت نگاهش میکنم و چی باعث شده فکر کنی من قانع میشم؟ و با لحن بدی که مطمئنم آزارش میده خیره به بدنش که زیر هودی گشادش معلوم نیست لب میزنم در واقع فقط منتظر در آوردن لباساتم. نگاه مستقیم و جسورش کمی میلرزه….
و متوجه ام که تمام شجاعتش رو جمع کرده تا اینجا بیاد و حالا ذخیره ی نیروش رو به اتمامه…چه بد…صداش دیگه مقتدر نیست و دستهاش رو تو هم می پیچه تا لرزششون رو ازم مخفی کنه. شما پسر عموی منی استاد جدا از این که روابط خانوادگی مون چقدر تیره و تار هستند، اون نمره حق منه و خودتونم میدونید دلیلتون برای رد من فقط شخصيه و از روی کینه ای که نسبت به دکتر سرمد دارید. از اعتماد به نفس و خودباوری بیش از اندازه توی حرفهاش خوشم نمی آد
انقدر به خودش مطمئنه که میدونه من با بهونه ی شخصی ردش کردم و این به مزاقم خوش نمی آد. لبخند کج و یک وریای میزنم. هوم میکشم و با انگشت سبابه به چونه ام ضربه میزنم. بهونه ی شخصی ؟ پس نمره حقته و من بخاطر کینه ی شخصی از بابا جونت دارم مردودت میکنم؟