
دانلود رمان سکوت عاشقی pdf از مریم پیروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان سکوت عاشقی
آتیه دختری که طبق سنت مجبوره با پسر عموش آراد ازدواج کنه. ولی این دو هیچ علاقه ای بهم ندارن، در عوض امیر علی برادر بزرگ آراد عاشقانه آتیه رو دوست داره که مجبوره بنا به دلایلی سکوت کنه و حرفی از دوست داشتنش نسبت به نشون کرده برادرش نزنه. اما سکوتش و یه روزی میشکنه که اون موقع داستان با هیجان زیادی پیش میره …
قسمتی از متن رمان سکوت عاشقی
رفتم دوباره یه چرخی تو مغازه زدم و به لباسا نگاه میکردم این فروشنده هم عین وزغ چشاشو زوم کرده بود به من انقد نگام میکرد که تعادلم و داشتم از دست میدادم دلم می خواست برم بزنم اون چش وچالشو در بیارم برگشتم بایه اخم غلیظ نگاش کردم که در کمال بیشرمی یه چشمکی زد چشام گرد شدن آدم انقد بیشرف، خواستم برم جلو چیزي بگم که آراد از اتاق پرو اومد بیرون سعی کردم واکنشی نشون ندم…
نمیخواستم شر درست کنم بیخیال ایستادم کنار تا آراد حساب کنه بیاد… آراد حساب کرد. خریدا رو از فروشنده گرفت اما لحظه آخر یه چیزي درگوش فروشنده گفت که حس کردم چشاي فروشنده قرمز شدن و لبش و گزید. اومد کنارم دستشو پشت کمرم گذاشت وگفت: بریم…اواخر اردیبهشت ماه بود گرمیه هوا کم کم داشت خسته کننده میشد. رسیدیم به ماشین آراد همه خریدا رو صندلی عقب گذاشت. آراد : آتیه تو بشین تو ماشین من برم بستنی بگیرم
…تو دلم یه ماچ آبدار واسه این پسر عموي نازنینم فرستادم آخ که چقد دلم خنکی میخواست. از ذوق بستنی دستام بهم مالیدم و با یه خنده ي ذوق مرگ گفتم: من شکلاتی میخوام انگار از حرکاتم خندش گرفت : باش تو بشین الان میام. آراد رفت منم تو اون زمان کم باخودم فکر کردم انقدرا هم امروز بد نشد. برخلاف چیزي که فکر میکردم تازه به من که خوش گذشت البته اگه با گوشی حرف زدناشو فاکتور بگیرم. آراد برخلاف ظاهر تخس و مغرورش دل مهربونی داشت که امشب باعث شده بود یکم دیدمو نسبت بخودش عوض کنه…