
دانلود رمان مجموعه کوازار pdf از پونه سعیدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، تخیلی
خلاصه رمان مجموعه کوازار
کوازار روایتگر داستانی عاشقانه از دنیای فرشتگان و شیاطین است. دختری به نام ساتی که در یک شرکت برنامه نویسی کار می کند، پس از سپرده شدن پروژه ی مرموز و قدیمی نوسانات برق به شرکت شان، دست به ساخت یک شبکه ی کامل برای شناسایی انرژی های مشکوک (کوازار) که طی سال ها در قسمت های مختلف و عجیب شهر رخ می دهند، می زند.
حال که پس از دو سال تلاش مستمر، او در یک قدمی کشف دلیل این پدیده قرار گرفته، کارفرمای جدید از کنسل شدن پروژه می گوید. در این شرایط که ساتی به شدت عصبانی است، پیام دعوتی از جانب شخصی با آیدی سرخ دریافت می کند: اطلاعاتتو بردار؛ برات یه سرمایه گذار خصوصی پیدا می کنم. او نمی داند که قرار است با گروهی همکاری کند که هیچ کدامشان انسان نیستند.
خلاصه رمان مجموعه کوازار
الان نزدیک اینجا مخفیش کردم…انرژیش جادو اینجارو خنثی میکنه. نمیشه نزدیک تر از این بیارمش بدنم مور مور شد خنجر اهریمن!! سام منتظر نگاهم کرد سر تکون دادمو گفتم یه فکری میکنم براش. لبخند محوی زد و لب زد. مرسی قبل اینکه چیزی بگم پرید پرید و انگار همه جا خالی شد نفسمو با خستگی بیرون دادم. حس بدی بود؛ اینکه در کنار افراد قدرتمند باشی و هیج قدرت خاصی نداشته باشی. آهی کشیدم و برگشتم داخل کجا میتونیم مخفیش کنیم ؟ که پیدا کردنش مشکل یا غیر ممکن باشه ؟
به سیستم های دورم چقدر کار بود، نگاه کردم. اول باید ذهنمو منظم میکردم. اصلا سام این خنجر رو از کجا پیدا کرده نکنه رفته به نقاطی که من پیدا کرده بودم. لعنتي چرا ازش نپرسیدم. کلافه برگشتم پشت لپ تاپ. بهتره اول به جای مناسب برای این خنجر اهریمنی پیدا کنم! برای ادامه کار میتونم با سام مشورت کنم. داستان از زبان سام: به دریچه بزرگی که تو آسمون باز بود نگاه کردم شیاطین زیادی در حال بیرون اومدن بودن اینبار بزرگ تر از همیشه بود
آترین و پسرها سرگرم نابود کردن اون عوضی ها بودن اما کافی نبود. حتى حضور منم برای نابودی این همه شیاطین کافی نبود. داشت اتفاق میفتاد…روزی که ازش میترسیدیم روزی که کوازارهای بزرگتر از توان ما اتفاق بیفته و زمین پر بشه از شیاطین فراری. ما راه اشتباه رفته بودیم. از اول هم باید اهریمنو پیدا میکردیم باید ریشه کار رو خشک میکردیم قبل از اینکه این کوازارهای لعنتی به این قدرت برسن! حس میکردم تمام تلاشم بی فایده بود این همه سال دنبال چیز اشتباهی میگشتیم اون عوضی خوب خودشو مخفی کرده بود.
کوازار روایتگر داستانی عاشقانه از دنیای فرشتگان و شیاطین است. دختری به نام ساتی که در یک شرکت برنامه نویسی کار می کند، پس از سپرده شدن پروژه ی مرموز و قدیمی نوسانات برق به شرکت شان، دست به ساخت یک شبکه ی کامل برای شناسایی انرژی های مشکوک (کوازار) که طی سال ها در قسمت های مختلف و عجیب شهر رخ می دهند، می زند. حال که پس از دو سال تلاش مستمر، او در یک قدمی کشف دلیل این پدیده قرار گرفته، کارفرمای جدید از کنسل شدن پروژه می گوید. در این شرایط که ساتی به شدت عصبانی است، پیام دعوتی از جانب شخصی با آیدی سرخ دریافت می کند: اطلاعاتتو بردار؛ برات یه سرمایه گذار خصوصی پیدا می کنم. او نمی داند که قرار است با گروهی همکاری کند که هیچ کدامشان انسان نیستند.