






دانلود رمان بی مرزی pdf از مهسا زهیری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی، هیجانی
خلاصه رمان بی مرزی
بی مرزی درباره دختری به اسم شکوفه هستش که پس از ۵ سال تبعید توسط پدر ثروتمندش حالا به تهران بازگشته و عامل اصلی این تبعید را پسرخوانده پدر و خود پدر میدونه او در این بازگشت می خواهد انتقام دوران تبعیدش و عشق ممنوعه اش را بگیرد و مبارزه اش را از همون ابتدای ورود به عمارت درست در شب یلدا آغاز میکند تعلیق و هیجان داستان بسیار بالاست
قسمتی از متن رمان بی مرزی
نور سفید رنگ اتاق خورد و با اجازه ی بابا در باز شد. شکوفه برای اولین بار بعد از برگشتن امیر رو میدید. شوهر شقایق وارد اتاق شد و اتاق توی سکون و سکوت فرو رفت. حس عجیبی به شکوفه دست داد و برای عوض کردن فضا بلند شد و سلام کرد. امیر جواب داد خیلی کوتاه از اوضاع و احوالش پرسید تعداد موهای خاکستریش از پنج سال پیش بیشتر شده بود؛ اما استایلش همون بود. بابا دستی توی موهای یک دست خاکستریش کشید…
به شکوفه گفت: میتونی بری… مادرت هم تنهاست. شکوفه روی هر سه مرد چشم چرخوند و وقتی با سکوت همه مطمئن شد که باید بره از اتاق خارج شد. جلوی در سه نفر از آدم های جاوید پشت دیوار راهرو به خط شده بودند. شکوفه چند ثانیه پشت در ایستاد. هنوز همون حس نگرانی عجیب توی دلش بود. این ساختمون رو درست نمیشناخت زیاد پیش نمی اومد که اینجا سر بزنه؛ ولی میدونست که اتاق کناری معمولاً برای کنفرانس ها و جلسات استفاده میشه…
بدون حضور بابا خالیه… به همون طرف پا تند کرد. شاید از در بین اتاق ها چیزی دستگیرش میشد و به شقایق خبر میداد. وارد اتاق بغل شد که خالی و نیمه تاریک بود سراغ در بین اتاق ها رفت؛ ولی دری در کار نبود به جاش پارتیشن سرتاسری تاشو گذاشته بودند و شکوفه وقتی اون طرف بود متوجه نشده بود.