خلاصه کتاب:
دختر قصه کافه داره و خیلی شیطون و شاده پسر داستان اما خیلی جدی و مذهبیه! این دختر، پسره رو به زور سوار موتور میکنه، میبرتش برف بازی، کله پاچه به خوردش میده، مجبورش میکنه نصف شبی از دیوار بالا بره.. دست تقدیر باعث میشه این دوتا آدم که هیچ شباهتی به هم ندارن، با هم رو به رو بشن و ... داستان آقا سید و این دخترک شیطونمون به کجا ختم میشه؟! چی میشه که این پسرِ مذهبی عاشق این دختر میشه؟
- نام کتاب: نیم نگاه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه مفتخر
- صفحات: 2706
خلاصه کتاب:
نازنین دختر شیطون و زبون درازی که فکر میکنه با ازدواج کردن می تونه از گیر باباش در بیاد پس با خودش شرط می کنه به اولین کسی که خواستگارش بود جواب بده. اون با پسر دوست مامانش ازدواج می کنه و برنامه داره بعد عروسی در بره اما امین هم همین برنامه رو داره....؟
- نام کتاب: خدای شیطنت
- ژانر: عاشقانه، طنز، همخونه ای
- نویسنده: نیاز احمدی
- صفحات: 1000
خلاصه کتاب:
در مـورد دخـتری بہ اسـم نیـلای که نخبـہ جهانـیہ و خیـلی از جاسـوس های آمریـکایی دنبـال از بیـن بردنـ نیـلایـن!یکـی از ایـن جاسـوس ها سایـس...فقـط با ایـن تفاوت کہ سایـه دنبـال انتقـام عشق سـیاه قدیـمیش از نیـلایہ..تو ایـن انتقـام گیـری سایـہ با حامـی پسـر مغرور و سـردی کہ از نیـلای متنفـره دوسـت میـشہ ولیـ نیـلای باهوشـ تر ای ایـن حرفاست. . .و توی همیـن گیـر و دار نیـلای ناخواسته عاشق حامی میشه و بـمب یہ اتفـاق بزرگـ کہ نیلای مهری و مجبور میکنه همسـر حامی حصـاری بشہ...ولـی حامی هنوز دلـش با سایـس ولی...
- نام کتاب: نیلای
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، اجباری
- نویسنده: پریناز عباسی
- صفحات: 739
خلاصه کتاب:
از ديروز دارم زنگ ميزنم بهت چرا جواب نميدي دختر؟ با مرد پولدار خوش گذشت؟ گيتار را در كاور گذاشت و زيپش را بالا كشيد، به مريم نگاه كرد و لب زد. حالم خوب نبود كه جواب ندادم. مريم قهقهه زد و از پنجره ي كلاس به محيط دانشگاه خيره شد. ميگفتي واسه ات حلوا بيارم دلبر. با چشم هاي قرمز شده از فرط اشك به مريم نگاه كرد. ما ارتباطی نداشتيم مريم! مريم يك تاي ابرويش را بالا داد، از روي صندلي بلند شد و رو به روي گلاريس ايستاد.
- نام کتاب: گلاریس
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: خورشید
- صفحات: 1451
خلاصه کتاب:
ماشینش را باز می کنم و خودم را در صندلی سمتِ شاگرد جای می دهم. صدای شُر شُرِ باران بر سقف ماشین سکوت بینمان را می شکند و من هم چشم می دوزم به قطره های درشت باران به روی شیشه که سعی در پیشی گرفتن از هم دارند. اما طولی نمی کشد که صدای گرفته اش این سکوت را می شکند: از کارت مطمئنی؟ به سمتش سر می چرخانم و این بار با دقت به صورتش خیره می شوم؛ به ته ریش هایِ جذابش، به لب هایی که هنگام حرف زدن قلوه ای می شوند. و در آخر به چشمان سبزش که جنگل را در خود نقاشی کشیده بودند. اما من همان هستم. هیچ چیزی در دلم تکان نمی خورد و این را مطمئنم.
- نام کتاب: طاغوت
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: دلیار
- صفحات: 1847
خلاصه کتاب:
حامدِ ماجد! بزرگ ترین طلا فروشِ تهران! قد و بالای رعنا، هیکل زیبا، خوش چهره و خوش صدا...کسی که همهی دخترا براش سر و دست میشکنن! عاشقِ رفیقِ زنش میشه. کسی که برای انتقام اون رو عاشق خودش میکنه.... دِل میده به دِلش و....
- نام کتاب: طغیان
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: دلیار
- صفحات: 1344
خلاصه کتاب:
«وفادار من» جنگ نیم دختر آزادهای است که چشم به راه عقاید زندانیاش است. عقایدش را بهاسارت گرفته اند و او با موهایی رها روی شانههایش، بر بالای بلندترین سنگر، چشمانتظار ایستاده است. میان نگاهش یک دشت بینهایت لاله است. لالههایی سفید و پاک. مابین لالهها امید روییده است. امید به فردا...وفا... من برای باز گرداندن فرداها رفتهام... برای ماندن دشت لالهی سفیدی که سفید نخواهد ماند. برای بیداد نکردن حسرت در میهن رفتهام. مرا ببخش!
- نام کتاب: خطا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مهشاد خواجویی
- صفحات: 978
خلاصه کتاب:
آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمیگردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبهرو میشود. مردی که انگار او را خوب میشناسد! او با صمیمیت با آنا حرف میزند و نشانه هایی به او میدهد که آنا متعجب میشود! اما مشکل اینجاست...آنا او را نمیشناسد. مرد گمان میکند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یاد آوری میکند که قولی که به او داده را فراموش نکند!
- نام کتاب: اون کیه
- ژانر: عاشقانه، روانشناسی، طنز
- نویسنده: حانیا بصیری
- صفحات: 1235
خلاصه کتاب:
صحرا دختری که زندگی تکراری خودش رو سپری میکنه، ناخواسته گیر اتفاقات عجیبی میافته. داستان از یه تاکسی شروع میشه، نه یه تاکسی معمولی، یه تاکسی مرگ آور! رانندهش آقاست؟ نه. میشه گفت همه چیز از اونجایی شروع شد که راننده خانم ما مقابل یک مرد عجیب قرار میگیره، اما فقط اون نیست و تو خونهی صحرا هم اتفاق عجیبی میافته.
- نام کتاب: تیتراژ آخر زندگیم
- ژانر: عاشقانه، مافیایی
- نویسنده: صبا طهرانی
- صفحات: 216
خلاصه کتاب:
نهال، دختری ۲۸ ساله، تنها در خانهای کوچک زندگی میکند و صاحب یک کتابفروشی دنج و دوستداشتنی است. اما گذشتهای که پشت سر گذاشته، هنوز رهایش نکرده و روی آیندهاش سایه انداخته. اختلالی که با آن درگیر است، روی تصمیم هایش تأثیر میگذارد و او را از هر نزدیکی مردد میکند.
- نام کتاب: از یادم مبر
- ژانر: عاشقانه، روانشناختی، خانوادگی
- نویسنده: ایلار سبحانی
- صفحات: 959
خلاصه کتاب:
گفته بودم بهت حاجی! گفته بودم پسرت بیماری لاعلاج داره نکن دختررو عقدش نکن.. خوب شد؟ پسرت رفت سینه قبرستون و دختر مردم شد بیوه! حاجی که تا آن لحظه سکوت کرده با حرف سبحان از جایش بلند شد و رو به روی پسرکش ایستاد..خودم کم درد دارم که با این حرفات مرهم میزاری روش؟ دستش را روی قفسه سینه اش میگذارد و کمی به عقب میرود..قلبم مچاله شده از پر پر شدن ناصرم ..چه میدونستم شب عقدش دسته گلم از دست میره؟ خانُم بزرگ با چشمان اشکی خیره حاجی میشود و دوبار روی پایش میکوبد. بمیرم برای ناصرم..حالا جواب دختره و خانوادش رو چی بدیم حاجی؟ سیاه بخت شد دختر مردم..
- نام کتاب: هایکا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: الناز بوذرجمهری
- صفحات: 3079
خلاصه کتاب:
دختری به اسم گندم که شوهرش مرده و قراره طبق رسم ساتی اون رو هم زنده زنده قبر کنن. خان روستا که برادر شوهرش میشه عاشقانه دوسش داره برای نجات جونش جلوی این رسم می ایسته و در عوض باهاش ازدواج می کنه همه چی خوب پیش میره تا این که...
- نام کتاب: خان کوچک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه عبدی
- صفحات: 488
خلاصه کتاب:
آهیر با سن کَمِش بزرگه محله است.. در شب عروسیش، عروسش مرجان رو میدزدن و توی پارک روبروی خونه اش، جلوی چشم آهیر میکشنش.. آهیر توی محل میمونه تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل اونو پیدا کنه.. آهیر که یه اسم کُردیه به معنای آتش، در ظاهر آهنگری میکنه ولی کسی از شغل اصلیش خبر نداره.. حالا پروا خبرنگارِ سرتقیه که به تازگی همسایه آهیر شده و توی هر سوراخی سرک میکشه.. پروا از قضا دل آهیر رو برده ولی به آهیر شک داره و..
- نام کتاب: آغوش آتش جلد دوم
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مریم روح پرور
- صفحات: 2137
خلاصه کتاب:
یه پسر مرموزه، کُرده و غیرتی در عین حال شَرو شیطون، آهنگره یه شغل قدیمی و خاص، معلوم نیست چی میخواد، قصدش چیه و میخواد چی کار کنه اما ادعای عاشقی داره، چی تو سرشه؟! یه دختر خبرنگار فضول اومده تا دستشو واسه یه محله رو کنه، اما مدام به بنبست میخوره، چون با زرنگ ترین مرد دنیا طرفه...
- نام کتاب: در آغوش آتشجلد اول
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مریم روح پرور
- صفحات: 4721
خلاصه کتاب:
نگاهش را با لبخند از جایگاه عروس و داماد گرفت و دکمهٔ کت خوش دوخت و اسپرتش را بست. با دقت اطراف را از نظر گذراند. همه چیز مرتب بود. به قاعده و طبق اصول. بیخود نبود تک تک تاریخ های چند ماه آینده اش هم برای مراسم عروسی رزرو شده بود. حالا تالار پذیراییاش حسابی اسم و رسم در کرده بود. تذکری به یکی از پیشخدمت ها داد و جلوتر رفت. امشب مراسم خاصی بود. برای عروسی خواهر دوست قدیمی اش حسابی سنگ تمام گذاشته بود. همه چیز باید به نحو احسن انجام میشد.
- نام کتاب: رخساره
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 1700
خلاصه کتاب:
نبات ملک زاده، دختر ۲۰ساله مهربونی که در روستایی قدیمی بزرگ شده و جز معدود آدم های روستا هست که برای ادامه تحصیل به شهر رفته است. خاقان، فرزند ارشد مرحوم جهانگیر ایزدی. مردی بسیار جذاب و مغرور و تلخ! خاقان بعد از مرگ برادر و همسربرادرش، مجرم را به زندان انداخته و فرزند پنج ماهه برادرش را به سرپرستی گرفته است. و اما نبات مجبور به خونبس شدن میشود تا تک برادر خودش را از پای مرگ نجات بدهد....!!!
- نام کتاب: ضماد
- ژانر: عاشقانه، خونسبی، هیجانی، بزرگسال
- نویسنده: پرستو اسحقی
- صفحات: 2889
خلاصه کتاب:
قلمرو رز، قلمرو تاریکی... قلمرویی که من درون اون گیر کردم. مرد بی احساس و بی رحمی که توی دنیای تاریک خودش غرقه. و من، لیلی رز! دختر یتیمی که به اشتباه سوار پرواز وی آی پی شدم که اون مافیا رزرو کرده بود. و چی میشه اگه شاهد قتلی باشم، که نباید باشم؟ حالا من اسیر و گریبان یه مافیایی شدم که کل کشور از اون میترسن و میخوان ترورش کنن.
- نام کتاب: قلمرو رز
- ژانر: عاشقانه، مافیایی
- نویسنده: حدیث افشارمهر
- صفحات: 1409
خلاصه کتاب:
بابا من نیازی به بادیگارد ندارم! خواستم از خونه بیرون بزنم که بابا با صدای بلندی گفت: _ حق نداری تنها از این خونه بری بیرون... به عنوان راننده و بادیگارت توی این خونه اومده و قرار نیست که تو مخالفت کنی. هر جا که میری و میای باید با دایان باشی، فهمیدی؟ دوست داشتم داد بزنم و بگم: " خسته شدم دیگه از این زندگی که همش باید یکی رو دنبالم راه بندازم" باید کاری میکردم تا اینم زود فرار میکرد و خودش از کارش استعفا میداد. سکوت کردم و مثل همیشه حرفاش رو قبول کردم و گفتم:باشه بابا... من دیگه میرم!
- نام کتاب: شوفر جذاب من
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: الهه_ا
- صفحات: 1275
خلاصه کتاب:
یزدان کیانی، مرد مقتدر و مرموزیه که به دنبال پیدا کردن قانل همسرشه. کسی که به عنوان مقتول دستگیر شده، پسر عموشه اما یزدان خوب میدونه پسر عموش قاتل نیست. و برای همین به دنبال پیدا کردن قاتل اصلی میافته. سروین پایدار، دختر جسور و باهوشیه که به تازگی با پسر عموی یزدان نامزد کرده و حالا با زندان افتادن علی، با یزدان همدست میشه تا قاتل اصلی رو پیدا کنند و علی رو نجات بدن. در پی معماهای حل نشدنی قتل همسر یزدان، سروین و یزدان به باند خطرناکی نفوذ میکنن و توی این راه رفاقتی دوست داشتنی بینشون شکل میگیره. رفاقتی که رنگ و بویی از عشق میده اما...
- نام کتاب: قند سیاه
- ژانر: عاشقانه، معمایی، اجتماعی، راز آلود، هیجانی
- نویسنده: آذر یوسفی
- صفحات: 3702
خلاصه کتاب:
خسته از تعصبات خانوادگی و به دنبال عشق واقعی.... دختری که برای رسیدن به مرد مورد علاقش هر کاری میکنه و حتی با وجود افکار قدیمی خانوادش بازم از عشقش دست نمیکشه.....مردی که سالها برای بی حسی قلبش تلاش کرده و در اخر اسیر عشق دخترک میشه...
- نام کتاب: بهشت من
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: زهرا قلنده
- صفحات: 1831