خلاصه کتاب:
لاله زن مطلقهایه که برای اولین بار و به پیشنهاد خواهرش پا به یک مهمونی ممنوعه میذاره و برای اولین بار مشروب میخوره و مست میکنه... طوری که وقتی صبح بیدار میشه خودشو توی بغل مردی میبینه که نمیدونه کیه و چهطور باهاش اومده به تخت... مردی به نام امیرحسین بردبار که...
خلاصه کتاب:
آرنگ راستگو مردی ۳۳ ساله استاد آمار و کارمند اداره بورس کسی که تو ازدواج اولش خیانت میبینه و جدا میشه تاثیرات این زندگی شوم از او مردی شکاک ،مغرور، تندخو، منظم، جدی و وسواسی ساخته آرنگ بطور کل عشق و زنها ، حتی نیاز جنسی و توی خودش کشته. دست سرنوشت اونو با پناه دختری هنرمند ، شیطون و پرانرژی آشنا میکنه..
خلاصه کتاب:
لعیا شهرام دختری آرام برای شناخت جهانگیر مرشد مردی عجیب و مرموز بهش نزدیک میشه... دقیقا بعد از پذیرفتن نامزدی با پسر خالهاش صدرا شهرام، ترسیده برای نجات خودش مجبور میشه پای سفرهی عقد جهان بشینه! همه چیز زندگی لعیا، جهان و صدرا و تمام اطرافیانشون بهم میریزه که انگار سامان پذیر نیست! رازهایی از زندگی جهان و عمارت مخوف فرخ نایب فاش میشه که...
خلاصه کتاب:
هوراد معروف ترین جراح مغز و اعصاب آمریکا کسی که معروفیتش توی ایران زبون زد همه هست و بیمارستان های زیادی زیر نظر خودش و بیمارستان خصوصیش هست کسی که همه ازخداشونه یه گوشه نظر ازین دکتر مغرور و به شدت اخمومون داشته باشن همین که پاش توی بیمارستانش توی ایران میذاره توی اولین برخوردش عاشق پرستارش میشه و برای بدست آووردنش از بیماری مادرش سواستفاده میکنه و پرستارکوچولوی بیمارستانش رو صیغه میکنه و توی این مسیر یه اتفاقایی میفته اتفاقای شیرین و تلخ و هات...
خلاصه کتاب:
آنیل دختر چاق و تقریبا معمولیه که با تهمت هرزگی به وسیله ی نامادری بارمان از خونه ی نوروز خان تو یه شب سرد پاییزی فرار می کنه. 9سال بعد در حالی که زنی زیبا و یه کارخونه دار موفق و معروف شده به شهر برمی گرده تا انتقامش رو از بارمان و بقیه ی اعضای خانواده اش بگیره و این وسط…
خلاصه کتاب:
قلبم محکم میکوبید و میلرزیدم چون خوب میدونستم میخوام چیکار کنم. روی صندلی نشستم جوری که پشتم به آینه ی بیضی شکل باشه. موهایِ مشکیم مثل آبشار پشت رو پوشونده بود. چند تا عکس گرفتم تا اینکه بالاخره از یکیش خوشم اومد. مراقب بودم اصلاً صورتم تویِ عکس معلوم نشده باشه. عکس فوق العاده حرفه ای شده بود. شلوار پسرونه ای که پام بود، حالت پاهام رو خوش فرم تر نشون میداد. بهترین ورژن خودم رو انتخاب کرده بودم. اگه قرار بود یه قدم بردارم ترجیح میدادم درست پیش برم. چشمام رو محکم بستم و قبل از فرستادنش به خودم دلداری دادم. بعد از اینکه دکمه رو فشار دادم، خون تویِ سرم جمع شد. تموم فکرایِ بد تویِ سرم رژه میرفت. اون سرِ قرار بود. اگه به دختره نشون میدادو دوتایی بهم میخندیدن چی؟ اگه شبیه یه نفر دیگ نظر میومدم چی؟ اگه ازم متنفر میشد؟ همین طور که با تمام فکرایِ بدم سرو کله میزدم صدایِ گوشیم بلند شد.
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.