خلاصه کتاب:
انتهای خیابان. دیوار آجری. اگر شانس بیاورید، ورودی خانهٔ اسلید را پیدا میکنید. یک غریبه اسمتان را میداند و شما را تو میکشد داخل. اولش دوست ندارید بروید. بعد میفهمید که نمیشه رفت. هر نه سال، دو تا ساکن عجیب خواهر و براد یه دعوتنامه می فرستند برای آدم های خاص: یه نابغهٔ تنها، یه پلیس دلشکسته، یا یه دانشجو که زیاد حرف نمیزنه. ولی راز خونه اسلید چیه؟ اونایی که میفهمن، دیگه نمیتونن به کسی بگن...
خلاصه کتاب:
تصور کنید هکری که ردپایش حتی در تاریکی هم دیده نمی شود. ریمای ما دقیقاً چنین موجودی است؛ ترکیبی خطرناک از نبوغ، بی پروایی، و یک لبخند شیطنت آمیز. پس از فرار از جهنمِ قاچاق انسان، حالا او کابوسِ سرگرد سانیار ستوده شده است. مأموری که عادت دارد کنترل همه چیز را در دست بگیرد. اما ریما یک قواعد بازی را عوض کرده؛ هر حرکتی که ستوده می کند، گویی از قبل در صفحهی شطرنج ذهن او نقش بسته است. در این جنگ سایه ها، تنها یک سوال باقی است؛ آیا شکارچی تبدیل به شکار خواهد شد؟
خلاصه کتاب:
بیژن و مهشید، با فرزندانشان نیما و سارا و فرزندی که به زودی به دنیا می آمد، زندگی زیبایی داشتند. وقتی برادر مهشید آن ها را به عروسی در شمال دعوت کرد، خوشحال بودند. اما در راه، درد زایمان مهشید شروع شد. استرس و خستگی باعث شد او در لحظه ای ضعف، سیلی به نیما بزند. ناگهان ماشین بیژن خاموش شد و دیگر روشن نشد. و بعد... صدای وحشت آور ریزش کوه! ماشین به سمت دره سقوط کرد. اما شاید هنوز امیدی باشد... شاید کسی آنها را نجات دهد...
خلاصه کتاب:
یک اشتباه در تاریکی، یک عمر عذاب! ماهین، دختری بی گناه که در خانه امن برادرش مورد دست درازی دوست صمیمی او قرار می گیرد. حالا به نام "حفظ آبرو" مجبور به ازدواج با او شده است. مردی که ادعا می کند پای عملش می ایستد، اما آیا این ازدواج اجباری می تواند زخم های آن شب وحشتناک را التیام بخشد؟ داستانی تکان دهنده از سنت های سمی جامعه که قربانیان را مجبور به زندگی با شکنجه گرانشان می کند. آیا ماهین می تواند در این جهنم تحمیلی دوام بیاورد یا...؟
خلاصه کتاب:
میراث خانوادگی برای ماهور بهایی سنگین داشت؛ ازدواج با حامی، برادر شوهر مرحومش. اما این اتحاد اجباری، همچون کلیدی بود که گنجینه ای از اسرار طولانی مدفون را گشود. در این رابطه پیچیده، عشقی متولد شد که مرزهای سنت و میل شخصی را به چالش کشید. آیا ماهور و حامی می توانستند زیر بار این میراث سنگین، هویت واقعی خود را پیدا کنند؟
خلاصه کتاب:
شبنم هفده ساله فکر می کرد دنیا را می بیند، تا اینکه یک روز، شک مانند صاعقه به ذهنش می خورد و همه چیز را زیر سؤال می برد. اما این بیداری، بینایی اش را از او می گیرد. حالا او در تاریکی، با خاطراتی که دیگر نمی تواند ببیند، دست و پنجه نرم می کند. آیا می تواند با این فقدان کنار بیاید؟
خلاصه کتاب:
بازیگری؟ واقعاً؟ نه، هرگز دلم نخواسته بود توی این ورطه بیفتم. انگیزه ام هم صفر بود. ولی عشق به آریو برزن... آن مرد لعنتی با آن غرورِ بی انتها... همه چیز را خراب کرد. حالا آریو قلبش شکسته، غرورش خُرد شده، و رابطه مان داره نفس های آخرش رو میکشه. پدرم همون دکترِ همیشه ناراضی داره زورگوئی می کنه که برم سمت کنکور پزشکی. ولی من... من رفتم تست بازیگری دادم. می دونی چرا؟ فقط می خواستم به آریو نشون بدم که من هم میتونم تو دنیای خودش قد علم کنم. می خواستم بگم: ببین، منم هستم. حتی اگه تو شکستی.
خلاصه کتاب:
کارن که فکر می کند هیچ دختری در دنیا نمی تواند در برابر جذابیت هایش مقاومت کند، با دایانا، دختری روبرو می شود که به هیچ چیز جز پول و موقعیتش اهمیت نمی دهد. این دو مغرور، وارد نبرد عجیبی می شوند که در آن هر دو بازنده اند... مگر اینکه معجزهای رخ دهد...
خلاصه کتاب:
عموی تارا همیشه حامی خانواده بوده، اما این بار خواسته اش مرزهای مهربانی را می شکند: او تارا را مجبور به ازدواج با کیارش میکند. مردی که نه تنها سن و سالی از تارا جلوتر است، بلکه بار سنگین شکست عاطفی و فرزندی کوچک را به دوش میکشد. تارا که به دلیل لکنتش همیشه خود را ناتوان می پنداشت، حالا باید در نقش همسر و مادری ناخواسته ظاهر شود. اما در این میان، رازی دربارهی کیارش فاش می شود که همه چیز را تغییر میدهد... آیا تارا میتواند همسرِ مردی باشد که جامعه او را "ناقص" میخواند؟
خلاصه کتاب:
پناه، قربانی ارتباطی ناخواسته با حامی، پس از سقط جنین، با بحران هویت و فشارهای اجتماعی رو به رو میشود. حامی که حالا از راز او آگاه شده، از تهدید تا تطمیع استفاده می کند تا پناه را بازگرداند. این داستان، نگاهی تلخ به تابوهای خانوادگی و پیامدهای سکوت در برابر آزار است. آیا پناه می تواند صدایش را بلند کند، یا جامعه او را به خاطر "شرم" مقصر می داند؟
خلاصه کتاب:
ستاره موسیقی پاپ، کارن نیک زاد، همیشه تصویر یک مرد جذاب و بی دغدغه را به نمایش گذاشته است. اما هیچ کس نمی داند که او چه رنجی را پشت این لبخندها پنهان کرده است. وقتی پس از سال ها، زنی از گذشته اش سر راهش قرار می گیرد، کارن متوجه می شود که هیچ چیز را فراموش نکرده است؛ نه عشقش را، نه خیانت را و نه مرگ مادرش را. حالا او می خواهد این زن را رنج دهد، همان طور که خودش رنج کشیده است. اما آیا این انتقام، واقعاً او را آزاد می کند؟
خلاصه کتاب:
پیمان، مردی خشمگین و متعصب، تنها چند سال از خواهر زاده اش لیلا بزرگتر است، اما مثل نگهبانی خستگی ناپذیر، دور او می چرخد. هر غریبه ای را تهدید می کند و هر سخنی را بهانه ای برای جنگ. اما در سایه این همه هیاهو، رازی قدیمی نفس می کشد: لیلا و رفیقِ همیشگی پیمان، سال هاست در پشت پرده عشقی ممنوع را بافته اند. هدیه های درخشان، شب های پنهانی، و عشقی که حالا به خاکستری تلخ تبدیل شده. اکنون، آن مردِ شکست خورده، دیگر طاقتش تمام شده و نقشه ای دارد که...
خلاصه کتاب:
خزان، زیبای تاریک عمارت و پیانیست نابغه با بیماری عجیب، دو قربانی از یک تراژدی قدیمی هستند. در این قصر شیشه ای که هر انعکاس صدا خاطره ای را زنده می کند، موسیقی تنها راه ارتباطشان است. اما آیا هنر می تواند کینهای را که سال ها در دیوارهای عمارت رسوب کرده، بشوید؟ یا این سمفونی، آغازی بر انتقامی دیرینه خواهد بود؟
خلاصه کتاب:
مرگ پدر، زندگی دختر را زیر و رو می کند. او همراه نامادری مرموزش به زادگاه او نقل مکان می کند، جایی که برادر نامادریش، مردی جذاب اما اسرار آمیز، در کمین است. آیا او می تواند به او اعتماد کند، یا رازی تاریک در انتظارش است؟
خلاصه کتاب:
بردیا و غزل، دو نفری که یک زمان عاشقانه ترین رابطه را داشتند، حالا در دو سوی جنگِ انتقام قرار گرفته اند. حاج بابا گمان می کرد با طرد کردنِ بردیا، همه چیز تمام شده، اما او پس از پنج سال بازگشته تا ثابت کند عشقِ نافرجام می تواند به تلخترین کینه تبدیل شود...
خلاصه کتاب:
عشق دروغین آتش، او را به سمت ازدواجی ساختگی با مردی نیازمند سوق میدهد. اما آنچه آغازش یک معامله بود، به احساسی عمیق تبدیل می شود؛ غافل از اینکه سرنوشت، نقشه ای دیگر برایشان کشیده است...
خلاصه کتاب:
او چون درخت کهنسالی است که شاخههایش پناهگاه خواهرانش شده است. بادهای سهمگین، برگهایش را میکَنند، اما ریشههایش استوارند. پس از فروپاشی سومین ستون وجودش، آرامش را به زندگی دعوت میکند، اما طوفانها اجازه نمیدهند. زخمهایش را پنهان میکند تا دیگران خون نبینند. در دنیای واژهها کار میکند و دلها را به خود میبندد. وقتی صدای رمان تازهاش در فضای ادبی طنین میاندازد، ناگهان مردی از گذشتۀ گمشده...»
خلاصه کتاب:
فریماه مرتضوی، زنی که فکر می کرد زندگی آرامی در کنار برادرش (رئیس یک مؤسسه مالی) دارد، ناگهان در تله ی طمع او گرفتار شد. وقتی مجبور شد پول را به روشی غیر قانونی قرض دهد، با خشم سر دسته ی یک باند مافیایی کلاه مخملی روبه رو شد. اما درست وقتی که همه چیز به نظر نا امیدکننده می رسید، طوفان صفاری مثل یک قهرمان وارد شد و بازی را عوض کرد!
خلاصه کتاب:
بعد از ۲۱ سال، دنیا بالاخره حقیقت را کشف میکند: خانواده ای که هرگز آن ها را نشناخته بود. اما این آغاز یک کابوس است. رازهای خانوادگی، عشق ممنوعه به پسرخالهاش و نبردی مرگبار با نیروهای شیطانی، زندگی اش را به جهنمی تبدیل می کند. حالا باید بین عشق، خون و جادوی سیاه یکی را انتخاب کند... قبل از آنکه دیگر دیر شود.
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.