خلاصه کتاب:
ساتیار، نابغهٔ شیطون دانشگاه، بعد از ماه ها تحقیق و فرمول نویسی، به نتیجه ای رسید که حتی خودش هم باورش نشد: طبق محاسباتش، پانیذ دختر دست و پا چلفتی کلاس مخرج مشترک زندگیش بود و جواب معادله میشد: «بینهایت»! اما یک مشکل وجود داشت: پانیذ نامزد داشت! ساتیار هم که آدم کم آوردنی نبود، یک روز وسط محوطهٔ دانشگاه، در مقابل چشم همه، به پانیذ زد و گفت: قانون ریاضیات رو نمیشکنم ... تو مال منی! و همینطور هم شد... بعد از کلی ماجرای خنده دار و درگیری با نامزد سابقش، بالاخره پانیذ رو با خودش فرار داد و... داستان عشق شان تازه شروع شده بود!
خلاصه کتاب:
رها، دختری با گذشته ای پر از راز و شیطنت های مرموز، فکر می کرد پس از سال ها جنگیدن به آزادی رسیده است. اما شهرام، اربابی سرد و سنگدل که زخم های زندگی او را به هیولایی تبدیل کرده، منتظر بود تا ثابت کند جهنم همیشه در کمین است. در این نبرد نابرابر، آیا رها می تواند از ذهن بیمار شهرام جان سالم به در ببرد؟ یا این بار، شیطنت هایش پاسخ هایی ترسناک در پی خواهد داشت؟...
خلاصه کتاب:
دختری که دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتقاد ندار؛ نه عشق، نه نفرت. او که سال ها پیش بی دلیل از رابطه اش جدا شد، حالا بازگشته تا دردهای قدیمی را دوباره زنده کند. اما این بار، کسی پیدا می شود که با وجود تمام خطرها، دستش را می گیرد و می گوید: "من اینجام... آیا این شروع یک داستان جدید است، یا تکرار همان تراژدی قدیمی؟
خلاصه کتاب:
زندگی برکه و یزدان پر از لحظه هایی است که می خواستند اما نشد. این رمان، روایتی صادقانه از عشقی است که در میان تمام ناکامی ها، همچنان زنده می ماند. آیا عشق واقعاً می تواند همه چیز را تغییر دهد؟
خلاصه کتاب:
راز تاج گذاری شاهدخت با وصیتی اسرار آمیز آغاز می شود؛ پیامی از مردی ناشناس که خونش در رگ های او جاری است. دختر هفده ساله ی شهرستانی، ناگهان وارث امپراتوری ترمه ی نقش بند می شود، اما تخت سلطنت او بر زمینی لرزان بنا شده است. اطرافیانش نقاب های جدیدی بر چهره می زنند و غریبه ای خطرناک، مانند گرگی گرسنه، به میراث او چشم دوخته است. در این آشوب، تنها نقطه ی امن او رادین معتمدی است، مشاور خاندان نقش بند که نگاه اولش، قلب بی پناه شاهدخت را برای همیشه دگرگون می کند...
خلاصه کتاب:
آوا، سرایدارِ خانوادهٔ نوریان، همیشه احساس میکرد در این عمارت رازهایی پنهان است. وقتی بیتا با رادان، پسر مرموز و بانفوذ خانوادهٔ راد نامزد میکند، آوا متوجه رفتارهای عجیب او می شود. یک شب، بیتا ناپدید می شود و آوا برای یافتن سر نخ ها به خانهٔ رادان می رود. اما رادان، به جای طرد کردنش، به او پیشنهاد همکاری می دهد. هر چه بیشتر با هم کار می کنند، آوا متوجه می شود رادان آن آدمِ سنگدلِ تصور شده نیست...اما آیا می تواند به او اعتماد کند؟ و آیا این رابطه فقط یک تاکتیک برای فاش کردن حقیقت است؟
خلاصه کتاب:
امیر حسین فقط مادربزرگش را دوست دارد... بقیه؟ خاطراتی تلخ از یک کودکی سخت و پر از رنج. حالا که خودش را از چنگ گذشته رها کرده، ظهور ابوذر و ساعدی، پرده از اسرار شوک آور خانواده برمیدارد. آیا او میتواند با این حقیقت تلخ روبهرو شود؟
خلاصه کتاب:
سخنانش چون خنجری از خشم بود، اما در پشت آن، زخمی کهنه از اندوه میدرخشید. فردا شاید از این جنونِ امروز متنفر باشم... پس قسَم میخواهم: هرگز آنچه را اتفاق خواهد افتاد به رخم نکشی، ایگُل! با چشمانی گیج پرسیدم: از چه چیزی نباید حرف بزنم؟ و او با نگاهی حیوان وار و حرکتی سریع، مرا به سمت خود کشید... چنان وحشیانه و غیر منتظره که ناگهان خود را در چنگالِ میلِ او یافتم و بدنم از التهابِ این عشقِ مسموم می لرزید. لعنت بر این شیشهٔ شیطانی... و بر این چشمانِ گربه ای تو که مرا تا لبِ پرتگاه کشاندند!
خلاصه کتاب:
مرد، وکیلی موفق اما منزوی بود، با تمایلاتی عجیب. من، دختری طرد شده با زخم های مادرزادی. وقتی با هم آشنا شدیم، وارد حلقه ای از آدم های متفاوت شدیم؛ هر کدام با دردها و عشق های خاص خودشان. این شد داستان زندگی من: سقوط، عشقِ غیر منتظره، و تولدی دوباره...
خلاصه کتاب:
یزدان ایزدپناه، عاشق دیوانه وار زیبا فرهنگ، دختر حاج نقی دبیر بازنشسته است، اما تقدیر، راه دشواری پیش پایشان می گذارد. در آستانه ی وصال، ظهور ناگهانی خاطره ای از گذشته، نقشه هایشان را ویران می کند. یزدان، از پیکِ گمنام رستوران مارال، به سلطانِ پردهی نقره ای بدل میشود، اما آیا این تحول، برکت است یا آزمونی هولناک؟ زیرِ جلوهی درخشانِ شهرت، هیولایی کمین کرده که عشق زیبا را به ورطهی نابودی می کشاند.
خلاصه کتاب:
او صدای گریه های آرام خود را میشنید، اما این بار نه از سر درد، بلکه از لذتی که بدنش را مانند آتش می سوزاند. نور خورشید از لای گیاهان خشکیده به چشمانش میخورد، در حالی که خود را به سمت آن پسر میکشید، پسری که با او نه ملایم بود نه محافظهکار. برای اولین بار در نوزده سال زندگی، "دونپورت" بودنش آن تصویر پرنسسِ در حباب برای کسی اهمیتی نداشت. برای او فقط یک زن بود... و این آزادی، شیرین تر از هر جادویی بود که خانواده اش به او تحمیل کرده بودند.
خلاصه کتاب:
تابان دیگر آن دختر ساده دل نیست. حالا با آتشی در چشم ها و نقشه ای حساب شده برگشته است. سامیار و دوستِ خیانت کارش فکر می کردند قصه تمام شده... اما تازه اول کار است. بازی را آن ها شروع کردند، ولی تابان آخرین حرکت را انجام خواهد داد.
خلاصه کتاب:
خسرو خان، مردی که ثروتش را از راه های شبه قانونی به دست آورده، سی سال پیش ثنا را ربود و به زناشویی گرفت. حالا پس از مرگ مشکوک ثنا، یک شاهد جدید، رادمان ادعا میکند اسنادی دارد که ثابت میکند سی درصد از امپراتوری خسرو خان، از ابتدا مال او بوده است. اما شرط رادمان برای نابودی نکردن خسرو خان، غیر منتظره است: او می خواهد کنترل شرکت های زیر زمینی خسروخان را در اختیار بگیرد. وقتی مذاکرات شکست می خورد، رادمان نقشه می کشد: آدم ربایی روجا، نه برای باج، بلکه برای پیدا کردن اسناد گمشده ای که در کتاب های قدیمی ثنا پنهان شده...
خلاصه کتاب:
مردی با گذشته ای نکبت بار، دختری بی گناه را به بازی می گیرد تا دردهای قدیم خود را التیام بخشد. اما هرچه بیشتر او را در چنگال خود اسیر می کند، بیشتر در دام احساساتی ناخواسته گرفتار می شود. رابطه ای پنهانی که میان نفرت و تمنا در نوسان است... آیا این دختر قربانی است یا نجات دهنده؟
خلاصه کتاب:
پازل مرموزی در حال تکمیل است؛ اوستا اسراری را فاش کرده، اردوان در آستانه سقوط قرار گرفته و سوگند در مرکز این طوفان است. وقتی مدارک مشکوکی در شب عروسی ظاهر میشوند، هر کس انگیزه ای برای پنهان کردن حقیقت دارد. اما واقعیت چیست؟ آیا این یک توطئه از پیش طراحی شده است یا بازی سرنوشت؟ شبی که باید همه چیز را روشن میکرد، فقط سوالات بیشتری به همراه آورده است...
خلاصه کتاب:
در سکوت پس از مرگ شوهر، مارال به آهستگی زخم هایش را التیام می داد. احمد، چون سایه ای از وفاداری، در کنارش بود. اما آیا سایه ها همیشه آرامش بخشند؟ مالک، پسر احمد، با تردید به این رابطه نگاه میکرد و این نگاه، آرامش مارال را برهم میزد...
خلاصه کتاب:
ریحانه، دختری تنها با قلبی شکسته، ناگهان اسیر احساسی عمیق نسبت به داریوش میشود؛ مردی خطرناک و غیر قابل پیش بینی که تنها به برادرش وفادار است. عشقی که مثل یک زخم کهنه می سوزد، اما درمانی ندارد. داریوش، با وجود تمام هشدارها، به تدریج به ریحانه نزدیک می شود، اما تاریکی درونش رابطه شان را به میدان جنگی از عشق و نفرت تبدیل میکند. حالا ریحانه باید تصمیم بگیرد؛ بجنگد... یا برای همیشه رهایش کند.
خلاصه کتاب:
تالیا کمپر به مرگ محکوم شده، برای جرمی که انجام نداده. مدارک علیه او محکم است، شاهدش بی اثر و سیستم قضایی بی رحم. تا اینکه در روزهای آخر، همسر مرده اش را در زندان می بیند! آیا این یک شوخی شوم است؟ یا نوئل واقعاً زنده است و تالیا قربانی توطئه ای بزرگ شده؟ با نزدیک شدن به ساعت اعدام، تنها یک نفر می تواند تالیا را نجات دهد: خود نوئل. اما چرا او تا الآن سکوت کرده بود؟
خلاصه کتاب:
او همیشه صلح بان عشق بود، اما وقتی پای احساس خودش در میان باشد، همه چیز تغییر میکند. خیانت، شکست و امیدهای ناگهانی... زندگی دنیا پر از فراز و نشیب های عاطفی است. آیا او عشق واقعی را پیدا میکند یا برای همیشه تنها میماند؟
خلاصه کتاب:
در هشت سالگی، ترنتون ناکس به من آموخت که دنیا می تواند وحشتناک باشد. هل دادنم روی تاب، دندان های شکسته و قیچی ای که موهایم را نابود کرد. حالا، پس از سال ها، دوباره او را دیدم. این بار تبدیل به مردی شده که گویی از شرش خلاصی ندارم. آیا میتوانم از این دور باطل فرار کنم؟
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.