خلاصه کتاب:
پیمان، مردی خشمگین و متعصب، تنها چند سال از خواهر زاده اش لیلا بزرگتر است، اما مثل نگهبانی خستگی ناپذیر، دور او می چرخد. هر غریبه ای را تهدید می کند و هر سخنی را بهانه ای برای جنگ. اما در سایه این همه هیاهو، رازی قدیمی نفس می کشد: لیلا و رفیقِ همیشگی پیمان، سال هاست در پشت پرده عشقی ممنوع را بافته اند. هدیه های درخشان، شب های پنهانی، و عشقی که حالا به خاکستری تلخ تبدیل شده. اکنون، آن مردِ شکست خورده، دیگر طاقتش تمام شده و نقشه ای دارد که...
خلاصه کتاب:
خزان، زیبای تاریک عمارت و پیانیست نابغه با بیماری عجیب، دو قربانی از یک تراژدی قدیمی هستند. در این قصر شیشه ای که هر انعکاس صدا خاطره ای را زنده می کند، موسیقی تنها راه ارتباطشان است. اما آیا هنر می تواند کینهای را که سال ها در دیوارهای عمارت رسوب کرده، بشوید؟ یا این سمفونی، آغازی بر انتقامی دیرینه خواهد بود؟
خلاصه کتاب:
مرگ پدر، زندگی دختر را زیر و رو می کند. او همراه نامادری مرموزش به زادگاه او نقل مکان می کند، جایی که برادر نامادریش، مردی جذاب اما اسرار آمیز، در کمین است. آیا او می تواند به او اعتماد کند، یا رازی تاریک در انتظارش است؟
خلاصه کتاب:
بردیا و غزل، دو نفری که یک زمان عاشقانه ترین رابطه را داشتند، حالا در دو سوی جنگِ انتقام قرار گرفته اند. حاج بابا گمان می کرد با طرد کردنِ بردیا، همه چیز تمام شده، اما او پس از پنج سال بازگشته تا ثابت کند عشقِ نافرجام می تواند به تلخترین کینه تبدیل شود...
خلاصه کتاب:
عشق دروغین آتش، او را به سمت ازدواجی ساختگی با مردی نیازمند سوق میدهد. اما آنچه آغازش یک معامله بود، به احساسی عمیق تبدیل می شود؛ غافل از اینکه سرنوشت، نقشه ای دیگر برایشان کشیده است...
خلاصه کتاب:
او چون درخت کهنسالی است که شاخههایش پناهگاه خواهرانش شده است. بادهای سهمگین، برگهایش را میکَنند، اما ریشههایش استوارند. پس از فروپاشی سومین ستون وجودش، آرامش را به زندگی دعوت میکند، اما طوفانها اجازه نمیدهند. زخمهایش را پنهان میکند تا دیگران خون نبینند. در دنیای واژهها کار میکند و دلها را به خود میبندد. وقتی صدای رمان تازهاش در فضای ادبی طنین میاندازد، ناگهان مردی از گذشتۀ گمشده...»
خلاصه کتاب:
فریماه مرتضوی، زنی که فکر می کرد زندگی آرامی در کنار برادرش (رئیس یک مؤسسه مالی) دارد، ناگهان در تله ی طمع او گرفتار شد. وقتی مجبور شد پول را به روشی غیر قانونی قرض دهد، با خشم سر دسته ی یک باند مافیایی کلاه مخملی روبه رو شد. اما درست وقتی که همه چیز به نظر نا امیدکننده می رسید، طوفان صفاری مثل یک قهرمان وارد شد و بازی را عوض کرد!
خلاصه کتاب:
بعد از ۲۱ سال، دنیا بالاخره حقیقت را کشف میکند: خانواده ای که هرگز آن ها را نشناخته بود. اما این آغاز یک کابوس است. رازهای خانوادگی، عشق ممنوعه به پسرخالهاش و نبردی مرگبار با نیروهای شیطانی، زندگی اش را به جهنمی تبدیل می کند. حالا باید بین عشق، خون و جادوی سیاه یکی را انتخاب کند... قبل از آنکه دیگر دیر شود.
خلاصه کتاب:
ساتیار، نابغهٔ شیطون دانشگاه، بعد از ماه ها تحقیق و فرمول نویسی، به نتیجه ای رسید که حتی خودش هم باورش نشد: طبق محاسباتش، پانیذ دختر دست و پا چلفتی کلاس مخرج مشترک زندگیش بود و جواب معادله میشد: «بینهایت»! اما یک مشکل وجود داشت: پانیذ نامزد داشت! ساتیار هم که آدم کم آوردنی نبود، یک روز وسط محوطهٔ دانشگاه، در مقابل چشم همه، به پانیذ زد و گفت: قانون ریاضیات رو نمیشکنم ... تو مال منی! و همینطور هم شد... بعد از کلی ماجرای خنده دار و درگیری با نامزد سابقش، بالاخره پانیذ رو با خودش فرار داد و... داستان عشق شان تازه شروع شده بود!
خلاصه کتاب:
دختری که دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتقاد ندار؛ نه عشق، نه نفرت. او که سال ها پیش بی دلیل از رابطه اش جدا شد، حالا بازگشته تا دردهای قدیمی را دوباره زنده کند. اما این بار، کسی پیدا می شود که با وجود تمام خطرها، دستش را می گیرد و می گوید: "من اینجام... آیا این شروع یک داستان جدید است، یا تکرار همان تراژدی قدیمی؟
خلاصه کتاب:
زندگی برکه و یزدان پر از لحظه هایی است که می خواستند اما نشد. این رمان، روایتی صادقانه از عشقی است که در میان تمام ناکامی ها، همچنان زنده می ماند. آیا عشق واقعاً می تواند همه چیز را تغییر دهد؟
خلاصه کتاب:
راز تاج گذاری شاهدخت با وصیتی اسرار آمیز آغاز می شود؛ پیامی از مردی ناشناس که خونش در رگ های او جاری است. دختر هفده ساله ی شهرستانی، ناگهان وارث امپراتوری ترمه ی نقش بند می شود، اما تخت سلطنت او بر زمینی لرزان بنا شده است. اطرافیانش نقاب های جدیدی بر چهره می زنند و غریبه ای خطرناک، مانند گرگی گرسنه، به میراث او چشم دوخته است. در این آشوب، تنها نقطه ی امن او رادین معتمدی است، مشاور خاندان نقش بند که نگاه اولش، قلب بی پناه شاهدخت را برای همیشه دگرگون می کند...
خلاصه کتاب:
آوا، سرایدارِ خانوادهٔ نوریان، همیشه احساس میکرد در این عمارت رازهایی پنهان است. وقتی بیتا با رادان، پسر مرموز و بانفوذ خانوادهٔ راد نامزد میکند، آوا متوجه رفتارهای عجیب او می شود. یک شب، بیتا ناپدید می شود و آوا برای یافتن سر نخ ها به خانهٔ رادان می رود. اما رادان، به جای طرد کردنش، به او پیشنهاد همکاری می دهد. هر چه بیشتر با هم کار می کنند، آوا متوجه می شود رادان آن آدمِ سنگدلِ تصور شده نیست...اما آیا می تواند به او اعتماد کند؟ و آیا این رابطه فقط یک تاکتیک برای فاش کردن حقیقت است؟
خلاصه کتاب:
امیر حسین فقط مادربزرگش را دوست دارد... بقیه؟ خاطراتی تلخ از یک کودکی سخت و پر از رنج. حالا که خودش را از چنگ گذشته رها کرده، ظهور ابوذر و ساعدی، پرده از اسرار شوک آور خانواده برمیدارد. آیا او میتواند با این حقیقت تلخ روبهرو شود؟
خلاصه کتاب:
سخنانش چون خنجری از خشم بود، اما در پشت آن، زخمی کهنه از اندوه میدرخشید. فردا شاید از این جنونِ امروز متنفر باشم... پس قسَم میخواهم: هرگز آنچه را اتفاق خواهد افتاد به رخم نکشی، ایگُل! با چشمانی گیج پرسیدم: از چه چیزی نباید حرف بزنم؟ و او با نگاهی حیوان وار و حرکتی سریع، مرا به سمت خود کشید... چنان وحشیانه و غیر منتظره که ناگهان خود را در چنگالِ میلِ او یافتم و بدنم از التهابِ این عشقِ مسموم می لرزید. لعنت بر این شیشهٔ شیطانی... و بر این چشمانِ گربه ای تو که مرا تا لبِ پرتگاه کشاندند!
خلاصه کتاب:
مرد، وکیلی موفق اما منزوی بود، با تمایلاتی عجیب. من، دختری طرد شده با زخم های مادرزادی. وقتی با هم آشنا شدیم، وارد حلقه ای از آدم های متفاوت شدیم؛ هر کدام با دردها و عشق های خاص خودشان. این شد داستان زندگی من: سقوط، عشقِ غیر منتظره، و تولدی دوباره...
خلاصه کتاب:
یزدان ایزدپناه، عاشق دیوانه وار زیبا فرهنگ، دختر حاج نقی دبیر بازنشسته است، اما تقدیر، راه دشواری پیش پایشان می گذارد. در آستانه ی وصال، ظهور ناگهانی خاطره ای از گذشته، نقشه هایشان را ویران می کند. یزدان، از پیکِ گمنام رستوران مارال، به سلطانِ پردهی نقره ای بدل میشود، اما آیا این تحول، برکت است یا آزمونی هولناک؟ زیرِ جلوهی درخشانِ شهرت، هیولایی کمین کرده که عشق زیبا را به ورطهی نابودی می کشاند.
خلاصه کتاب:
او صدای گریه های آرام خود را میشنید، اما این بار نه از سر درد، بلکه از لذتی که بدنش را مانند آتش می سوزاند. نور خورشید از لای گیاهان خشکیده به چشمانش میخورد، در حالی که خود را به سمت آن پسر میکشید، پسری که با او نه ملایم بود نه محافظهکار. برای اولین بار در نوزده سال زندگی، "دونپورت" بودنش آن تصویر پرنسسِ در حباب برای کسی اهمیتی نداشت. برای او فقط یک زن بود... و این آزادی، شیرین تر از هر جادویی بود که خانواده اش به او تحمیل کرده بودند.
خلاصه کتاب:
تابان دیگر آن دختر ساده دل نیست. حالا با آتشی در چشم ها و نقشه ای حساب شده برگشته است. سامیار و دوستِ خیانت کارش فکر می کردند قصه تمام شده... اما تازه اول کار است. بازی را آن ها شروع کردند، ولی تابان آخرین حرکت را انجام خواهد داد.
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.